ماه مبارک رمضان عالی ترین مکتب تربیت و اخلاق – از سلسله نوشتارهای مرجع ولائی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره – شماره 17 – قسمت اول – ماه رمضان، ماه دعا
﴿وَقَالَ رَبُّكُمْ اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُم إِنَّ الَّذِینَ یسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ﴾؛
«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم. درحقیقت، كسانی كه از پرستش من كبر می ورزند به زودی خوار در دوزخ درمی آیند».
یكی از وظایف و برنامه هایی كه روزه داران در ماه رمضان اجرا می نمایند، دعا و مناجات و طلب حوایج از خداوند قاضی الحاجات است.
خواندن دعا و طلب خیر كردن از خداوند در هر زمان، مستحب و توان بخش روان و از اسباب نشاط دل، انبساط خاطر و تجدید قوای فكری و روحی است.
«دعا» رافع غم و اندوه، غذای مقوّی روح، برطرف كننده ناراحتی ها، سبب خوش بینی و امّید به آینده و نجات از كابوس ناامیدی است.
دعا، خواندن پروردگار و یاری خواستن و حاجت طلبیدن از اوست كه انسان فطرتاً از این نعمت بزرگ و رحمت واسعه الهی، بهره مند است.
بشر ـ هرچه هم قوی و نیرومند باشد ـ در شداید و سختی ها به وجود خدا ـ كه برتر از همه و بی نیاز از همه و كارساز همه است ـ رومی آورد و به او پناهنده می شود و رفع سختی ها و بلاهایی را كه به آن گرفتار شده را از او می طلبد. فطرتش او را به سوی خدا رهبری می نماید و غیر از خدا كارسازی نمی یابد:
﴿قُلْ أَرَأَیتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَه أَغَیرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِینَ * بَلْ إِیاهُ تَدْعُونَ﴾؛
«بگو: به نظر شما، اگر عذاب خدا شما را در رسد یا رستاخیز شما را دریابد، اگر راست گویید، كسی غیر از خدا را می خوانید؟ [نه،] بلكه تنها او را می خوانید، و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور می گرداند، و آنچه را شریك [او] می گردانید فراموش می كنید».
اگر افتی بدام ابتلایی به جز او از كه می جویی رهایی
انسان در پستی و بلندی های زندگی و حوادث روزگار و در برابر پیشامدهای سخت و ناگوار به مواردی می رسد كه غیر از دعا هیچ گونه تكیه گاهی برای خود نمی یابد و فقط دعا می تواند ضعف و ناتوانی روحی او را جبران كند.
یكی از چیزهایی كه هر بیمار و گرفتار به آن شایق و مایل است «دعا» است.
هر شخص بیمار و هر انسان مبتلا و ناراحت مایل است دوستی داشته باشد كه دردهای خود را با او بگوید و او را از ناراحتی های خود آگاه ساخته، گرفتاری های خود را برایش شرح دهد و آنچه را بر سرش آمده یكایك برای او بازگو كند و به اصطلاح، «عقده گشایی» نماید.
علم روان شناسی این را یكی از راهكار های تخفیف آلام و سبك شدن اضطراب، نگرانی و ناراحتی روحی شناخته است.
اگر شخصی غصّه و اندوه خود را در دل نگاه داشته و پنهان كند و یا كسی را نیابد كه غم دلش را آنچنان كه هست به او بگوید، در آتش اضطراب و خیالاتِ غم افزا می سوزد و دنیای وسیع را بر خود تنگ و تاریك می بیند.
یكی از فواید دعا این است كه مؤمن، با خدای مهربان و شنوا، رازها، غصّه ها و رنج ها و افسردگی هایش را در میان می گذارد و گرفتاری های خود را بی كتمان شرح می دهد؛ و از او چاره جویی می كند و می داند كه خدا از هركس به او نزدیك تر است؛ ناله و صدایش را می شنود و او را پاسخ می گوید.
بنده مؤمن، پس از دعا احساس می كند كه آلام درونی اش تخفیف یافته و سنگینی بار اندوه و فشارهای روحی اش سبك تر شده است.
راستی اگر دعا نبود و اگر بندگان راه به دعا نمی بردند و ناچار بودند راز دل و غصّه های خود را بازگو نكنند، چقدر زندگی ناگوار و تلخ می شد و عقده های روحی، آنان را آزار می داد.
ما باید به خاطر وجود نعمت «دعا»، حمد خدا را به جا آوریم و این نعمت را عزیز و گرامی بداریم.
در دعای «ابو حمزه» است كه:
«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَدْعُوهُ فَیجِیبُنِی وَإِن ْكُنْتُ بَطِیئاً حِینَ یدْعُونِی»؛
«حمد برای آن خدایی است كه او را می خوانم؛ پس مرا جواب می دهد، هرچند من در جواب او ـ وقتی مرا بخواند ـ كُند هستم».
و در همان دعا می خوانیم:
«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَسْأَلُهُ فَیعْطِینِی وَإِنْ كُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یسْتَقْرِضُنِی»؛
«حمد، مخصوص خدایی است كه از او می خواهم، پس مرا عطا می كند؛ هرچند وقتی از من وام بخواهد بخل می ورزم».
و در فرازهای دیگری از این دعای زیبا می خوانیم:
«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی اُنَادِیهِ كُلَّمَا شِئْتُ لِحَاجَتِی وَأَخْلُو بِهِ حَیثُ شِئْتُ لِسِرِّی بِغَیرِ شَفِیعٍ فَیقْضِی لِی حَاجَتِی»؛
«سپاس مر خدای را كه هر زمان بخواهم برای نیازم او را ندا می كنم و برای رازگفتن با او خلوت می نمایم؛ بدون اینكه شفیعی داشته باشم، پس حاجتم را برمی آورد».
«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَدْعُوهُ وَلَا أَدْعُو غَیرَهُ وَلَو دَعَوْتُ غَیرَهُ لَمْ یسْتَجِبْ لِی دعائِی»؛
«سپاس از آن خدایی است كه او را می خوانم و غیر او را نمی خوانم و اگر غیر او را بخوانم، دعایم را مستجاب نمی كند».
دعا، همّت را بلند، اراده و تصمیم را استوار، و انسان را در برابر حوادث بزرگ و مصائب جانكاه مجهّز و بیمه می سازد.
حضرت سیدالشّهدا (علیه السلام) در آغاز روز عاشورا ـ كه می بایست به استقبال آن همه بلا و مصیبت برود و آن شداید و سختی ها هركدامش برای اینكه تهمتنان جهان را از پای درآورد و به خاك ذلّت و تسلیم بنشاند، كافی بود ـ روی به درگاه خدا آورد، و با این جمله های پرمعنا خدا را خواند و از او تأیید و قوّت خواست و در آن میدان شداید و نوائب، سرمویی از صراط مستقیم منحرف نشد و لحظه ای از هدف و مقصد عالی خود دیده برنداشت و فرمود:
«اَللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِی فِی كُلِّ كَرْبٍ وَأَنْتَ رَجَائِی فِی كُلِّ شِدَّه وَأَنْتَ لِی فِی كُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِی ثِقَه وَعُدَّه، كَمْ مِنْ هَمٍّ یضْعُفُ فِیهِ الْفُؤَادُ وَتَقِلُّ فِیهِ الْحِیلَه وَیخْذُلُ فِیهِ الصَّدِیقُ وَیشْمُتُ فِیهِ الْعَدُوُّ. أَنْزَلْتُهُ بِكَ وَشَكَوْتُهُ إِلَیكَ رَغْبَه مِنِّی إِلَیكَ عَمَّنْ سِوَاكَ فَفَرَّجْتَهُ عَنِّی وَكَشَفْتَهُ، فَأَنْتَ وَلِی كُلِّ نِعْمَه وَصَاحِبُ كُلِّ حَسَنَه وَمُنْتَهَی كُلِّ رَغْبَه».
در جمله های روح بخش این دعا دقّت كنید تا دریابید سلاحی كه حسین (علیه السلام) به آن مسلح بود، سلاحی بود كه اگر تمام دنیا، سپاه و لشکر می شد و با سپاه كوفه هم دست می شدند، نمی توانستند حسینِ حقیقت و فضیلت را بشكنند و شهامت و شجاعت و استقامت او را متزلزل سازند و او را از مقصد و هدفی كه دارد به جای دیگر و نقطه دیگری متوجّه نمایند.
آری، خدا پشتیبان، مددكار و امید و مقصد و منتهای حسین (علیه السلام) بود، كه توانست از آن میدان بلا، شرافتمندانه و سربلند بیرون آید و ذلیل و زبون و تسلیم كفّار نگردد؛ و دین خدا را با بذل جان خود و جوانان و یارانش یاری نماید.
دعا، وسیله تهذیب باطن و نشان از شعور دعاكننده به فقر و نیازش به خدا و باعث رسوخ صفت تواضع و فروتنی و افتادگی و پرهیز از تكبّر و گردنكشی است.
همه باید دعا كنند
بشر در حال شدّت و سختی بیشتر به خدا روی می آورد؛ و «یا الله»، «یا رحمن»، «یا شافی»، «یا كافی» و «یا رازق» می گوید؛ ولی به هنگام ناز و نعمت، خدا را فراموش كرده، باد غرور و تكبّر در سینه اش می افتد و خود را ضعیف و محتاج نمی شمرد و مغرورانه از اوامر الهی سرپیچی می كند؛ با اندك مال و عزّت، تندرستی، جاه و مقام، قدرت و قوّت جوانی چنان فریفته می شود كه كسی را نمی بیند و به اصطلاح، خود را گم می كند، روی زمین متكبّرانه راه می رود؛ و مانند آن كه جهان را به اختیار او داده باشند، دیگران را بنده و ناچیز شمرده و به خود می بالد و خود را می آراید؛ به بندگان خدا به نظر حقارت نگاه می كند و از خدا اعراض نموده و مصداق این آیه كریمه می شود كه:
﴿وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَىٰ بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دعاءٍ عَرِیضٍ﴾؛
«و چون انسان را نعمت بخشیم، روی برتابد و خود را كنار كشد، و چون آسیبی به او رسد دست به دعای فراوان بردارد»
برای این دسته از مردم دعا و اظهار فقر و حاجت در درگاه حق و آن دسته گرفتار و مبتلا، لازم تر است. آن دسته گرفتار و مبتلا چندان نیازی به آموزش دعا ندارند و همان ابتلایی كه دارند، آنان را به سوی دعا می برد.
امّا این دسته برخوردار و متنعّم را باید به دعا دعوت كرد و به آنها گوشزد كرد تا همواره خدا را بخوانند و شكر او را به جا آورند؛ تا متواضع و فروتن شده، از ادعاهای خود بكاهند و از خلق خدا فاصله نگیرند؛ و به پلیدی، كبر و گردنكشی آلوده نشوند.
ازاین جهت دعا یك برنامه عمومی و همگانی است. هر فرد به اندازه استعداد و لیاقت خود، از آن بهره مند می شود و حتّی پیغمبران و اولیای دین نیز از آن منتفع شده و بیش از دیگران در دعاكردن و طلب حوایج از خداوند اهتمام داشته اند.
مطالب مرتبط را از لینک های زیر پیگیری نمایید:



















ثبت دیدگاه