حدیث روز
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله: کسی‌که قائم از فرزندان مرا انکار کند، پس همانا مرا انکار کرده است - مصدر کتاب منتخب الاثر تألیف آیت الله العظمی صافی قدس سره

سه شنبه, ۱۹ اسفند , ۱۴۰۴ Tuesday, 10 March , 2026 ساعت ×
شرح خطبه متقین – شماره(5) اعتدال در عقیده نه جبر نه تفویض
۱۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۴
شب های ماه مبارک رمضان - شرح خطبه متقین:شماره (5) اعتدال در عقیده نه جبر نه تفویض- بیانات استاد معظم حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی
پ
پ

شب های ماه مبارک رمضان – شرح خطبه متقین:شماره (5) اعتدال در عقیده نه جبر نه تفویض- بیانات استاد معظم حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی

بسمه تعالی

🔹 شرح فراز «وَ مَلبَسُهُمُ الاِقتِصَادُ» از خطبه همّام

۱. معنای «ملبسهم الاقتصاد» در خطبه همّام

در خطبه شریف «همّام»، امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) در توصیف اهل تقوا می‌فرمایند:

«وَ مَلبَسُهُمُ الاِقتِصَادُ»

«مَلبَس» مصدر میمی از ماده «لباس» و به معنای پوشش است. این پوشش می‌تواند هم ظاهری باشد و هم باطنی. بنابراین مقصود حضرت تنها لباس جسمانی نیست، بلکه شیوه زندگی، منش فکری و سلوک اجتماعی اهل تقواست.

«اقتصاد» از ریشه «قصد» به معنای اعتدال و میانه‌روی گرفته شده است؛ یعنی نه افراط و نه تفریط. اهل تقوا در تمام شئون زندگی، راه میانه را برمی‌گزینند. زندگی آنان ساده، بی‌تکلف و دور از زرق‌وبرق فریبنده دنیاست. چنین انسانی سبکبار، آزاد و رها از اسارت تجملات است.

۲. سبک‌بالی؛ راز نجات در دنیا و آخرت

در روایات آمده است:

«نَجَا المُخَفَّفُونَ»

سبکباران نجات یافتند.

داستانی معروف از سلمان فارسی نقل شده است: زمانی که در مدائن سیل آمد، مردم با اضطراب به جمع‌آوری اثاثیه خود پرداختند؛ اما سلمان بر فراز بلندی ایستاد و گفت: «نجا المخففون». او چیزی برای از دست دادن نداشت؛ سبکبار بود و آسوده.

پیام این روایت روشن است: وابستگی کمتر، آرامش بیشتر؛ دلبستگی کمتر، نجات بیشتر.

۳. لباس تقوا؛ ظاهری و باطنی

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَ لِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِکَ خَیْرٌ»

لباس تقوا بهترین پوشش است.

همان‌گونه که لباس جسم را می‌پوشاند، تقوا نیز روح انسان را از آلودگی‌ها حفظ می‌کند. پس «ملبسهم الاقتصاد» یعنی روح آنان در پوشش اعتدال قرار دارد.

۴. اهمیت اقتصاد در نگاه اسلام

امروزه اقتصاد یکی از مهم‌ترین علوم دنیاست. هر کشوری که نظام اقتصادی سالم و منضبطی داشته باشد، پیشرفت می‌کند و جامعه‌اش در رفاه زندگی می‌کند. اما بی‌نظمی اقتصادی، هم حکومت و هم مردم را دچار بحران می‌سازد.

در معارف اسلامی نیز اقتصاد جایگاهی بسیار مهم دارد؛ نقل شده که حدود پانزده هزار حدیث درباره مسائل اقتصادی از معصومان (علیهم‌السلام) وارد شده است. این حجم از روایات نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده این موضوع در اسلام است.

اقتصاد در حقیقت هنر درست زندگی کردن است.

۵. اعتدال در انفاق از نگاه قرآن

خداوند در قرآن می‌فرماید:

«وَلا تَجعَل یَدَکَ مَغلُولَهً إِلى عُنُقِکَ وَلا تَبسُطها کُلَّ البَسطِ فَتَقعُدَ مَلُومًا مَحسُورًا»

نه بخیل باش که دستت به گردنت بسته باشد، و نه آن‌قدر دست و دلباز که همه چیز را بی‌حساب ببخشی و خود درمانده شوی. افراط و تفریط هر دو مذموم است.

روایتی نقل شده که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) لباسی را که تنها پوشش ایشان بود به سائلی بخشیدند و خود برای حضور در مسجد لباسی نداشتند. در پی این ماجرا، این آیه نازل شد تا اصل اعتدال در انفاق تبیین گردد.

همچنین قرآن می‌فرماید:

«وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»

انفاق باید از روزی الهی باشد، اما با رعایت موازین و ضوابط صحیح.

۶. امت وسط؛ هویت جامعه اسلامی

قرآن درباره امت اسلام می‌فرماید:

«وَکَذَٰلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا…»

«امت وسط» یعنی امت معتدل؛ جامعه‌ای که در همه امور فردی، اجتماعی، سیاسی و اعتقادی راه میانه را می‌پیماید تا الگوی دیگران باشد.

۷. اعتدال در عقیده؛ نه جبر، نه تفویض

در معارف اعتقادی نیز اصل میانه‌روی حاکم است. روایت معروف می‌فرماید:

«لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین»

نه جبر مطلق درست است و نه تفویض مطلق؛ بلکه حقیقت، راهی میان این دو است.

همچنین آمده است:

«لا ترى الجاهل إلا مفرطاً أو مفرطاً»

جاهل یا افراط می‌کند یا تفریط.

۸. نمونه‌های تاریخی افراط و تفریط

در صدر اسلام گروه‌هایی دچار افراط و تفریط شدند:

خوارج

خوارج کسانی بودند که مرتکب گناه کبیره را کافر می‌دانستند. آنان حتی در برابر امیرالمؤمنین ایستادند و سرانجام آن حضرت را به شهادت رساندند. این نمونه‌ای از افراط در داوری دینی بود.

مرجئه

مرجئه در نقطه مقابل خوارج قرار داشتند. آنان می‌گفتند ایمان قلبی کافی است و گناه زیانی نمی‌رساند. این تفریط در مسئولیت‌پذیری دینی بود.

هر دو گروه از مسیر اعتدال خارج شدند.

۹. غلو و تحقیر؛ دو انحراف درباره اولیای الهی

برخی دچار غلو شدند و مقامات اهل‌بیت را تا حد الوهیت بالا بردند و برخی دیگر آن‌قدر تنزل دادند که نسبت‌های ناروا دادند. هر دو انحراف، دوری از اقتصاد و اعتدال در عقیده است.

۱۰. تعادل میان دنیا و آخرت

اسلام نه دنیاگرایی صرف را می‌پذیرد و نه رهبانیت منزویانه را. برخی مکاتب تنها به دنیا توجه دارند و برخی دیگر دنیا را رها کرده‌اند؛ اما اسلام می‌فرماید:

«الدُّنْیَا مَزْرَعَهُ الْآخِرَهِ»

دنیا مزرعه آخرت است.

باید در دنیا زندگی کرد، تلاش نمود و کاشت؛ تا در آخرت برداشت کرد.

قرآن نیز تعلیم می‌دهد:

«رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً»

این همان اقتصاد و اعتدال است؛ جمع میان دنیای آباد و آخرت سعادتمند.

فراز «وَ مَلبَسُهُمُ الاِقتِصَادُ» بیانگر یک اصل بنیادین در زندگی اهل تقواست: اعتدال در همه امور.

«کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا»

بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید؛

«إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»

 

🔹 اعتدال در اخلاق؛ شجاعت میان تهوّر و جُبن

در عرصه اخلاق نیز اصل «اقتصاد» و میانه‌روی حاکم است. بسیاری از فضایل اخلاقی در حقیقت حدّ وسط میان دو رذیله‌اند.

برای نمونه، شجاعت صفتی بسیار ارزشمند است؛ اما این صفت در میان دو حالت ناپسند قرار دارد:

از یک سو تهوّر و بی‌باکیِ نسنجیده؛ یعنی انسان بدون عقلانیت و تدبیر، خود را در خطر بیندازد.

از سوی دیگر جُبن و ترس؛ یعنی انسان در برابر هر مسئله‌ای دچار ضعف و زبونی شود.

شجاعت حقیقی، همان اعتدال میان این دو است؛ نه بی‌پروایی خطرناک، و نه ترس و انفعال. این قاعده در همه صفات اخلاقی جاری است و نشان می‌دهد که اخلاق اسلامی بر محور توازن و تعادل شکل گرفته است

 

🔹 اعتدال در عبادت؛ پرهیز از افراط و تفریط

امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) وقتی می‌فرمایند: «وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقتِصَادُ»، این اعتدال را در عبادت نیز می‌طلبند.

برخی گمان می‌کنند دین تنها در نماز و روزه و عبادت فردی خلاصه می‌شود و کاری به اجتماع ندارد. حتی گاهی از کسانی نقل می‌شود که ساعت‌های طولانی ـ مثلاً چهارده ساعت ـ مشغول عبادت‌اند. اما اگر این عبادت موجب کناره‌گیری از مسئولیت‌های اجتماعی، خانوادگی و خدمت به مردم شود، این دیگر اعتدال نیست؛ بلکه نوعی افراط است.

عبادت حقیقی آن است که:

انسان نماز و راز و نیاز خود را داشته باشد؛

اما در کنار آن، در جامعه حضور فعال داشته باشد؛

به مردم خدمت کند؛

وظایف خانوادگی و اجتماعی خود را انجام دهد.

افراط در عبادت، همان‌قدر ناپسند است که بی‌توجهی به عبادت.

🔹 معیار واقعی کرامت

گاهی کرامت را در ظواهر می‌جویند؛ مثلاً کسی که دائم ذکر می‌گوید یا حالات خاصی دارد. اما بزرگان دین، معیار کرامت را چیز دیگری می‌دانستند.

کرامت واقعی در خدمت به دین و مردم است؛ مانند:

صاحب کتاب شریف جواهر الکلام

علامه محمدباقر مجلسی صاحب کتاب شریف بحار الانوار

این آثار علمی که قرن‌ها جامعه اسلامی را بهره‌مند کرده، کرامت حقیقی است. اگر کسی نتواند به مردم خدمت کند یا در مسیر تبیین معارف الهی گام بردارد، صرف برخی حالات ظاهری، ارزش نهایی محسوب نمی‌شود.

🔹 داستان علاء و عاصم؛ نفی رهبانیت

روایتی مشهور نقل شده است: هنگامی که امیرالمؤمنین وارد بصره شدند، به خانه علاء بن زیاد رفتند و وسعت و تجمل خانه او را دیدند. حضرت فرمودند اگر این خانه وسیله صله‌رحم و اطعام فقرا باشد، ارزشمند است.

اما برادر علاء، عاصم بن زیاد، راهی دیگر برگزیده بود؛ دنیا را رها کرده و خانواده‌اش را ترک گفته و تنها به عبادت پرداخته بود. وقتی او را نزد حضرت آوردند، امام به او فرمودند:

«ای دشمن نفس خویش! شیطان تو را فریب داده است.»

اسلام رهبانیت و گوشه‌نشینی را نمی‌پذیرد. آنچه مطلوب است:

عبادت به اندازه،

کار و تلاش مشروع،

تأمین زندگی،

و بهره‌رسانی به دیگران.

 

🔹 اعتدال در نظام اقتصادی؛ نه سرمایه‌داری مطلق، نه کمونیسم

اسلام در عرصه اقتصاد نیز راه میانه را برگزیده است:

نه سرمایه‌داری افسارگسیخته‌ای که برای افزایش ثروت از هر راهی—ظلم و جنایت—استفاده کند؛

و نه کمونیسمی که مالکیت خصوصی را به کلی نفی کند و همه اموال را در اختیار حکومت بگذارد.

اسلام: مالکیت مشروع خصوصی را به رسمیت می‌شناسد؛

برای سرمایه‌داری ضوابط و حدود تعیین می‌کند؛

و در عین حال، اموالی مانند انفال، خمس و بیت‌المال را برای اداره جامعه قرار داده است.

این توازن، یکی از امتیازات مهم نظام اقتصادی اسلام است.

 

🔹 مسلمانِ متعادل؛ انسانی چندبعدی

مسلمان واقعی یک‌بعدی نیست. او:

اهل تفکر است،

اهل جهاد و تلاش است،

از راه حلال کسب روزی می‌کند،

اهل عبادت و دعا و توسل نیز هست.

هر بُعد در جای خود و به اندازه خود.

«تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا»؛ سبکبار شوید تا برسید

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

«تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا»

سبکبار شوید تا به مقصد برسید.

اگر انسان برای رسیدن به مقصد، بار اضافی بردارد، در میانه راه می‌ماند. اما اگر زندگی را ساده و بی‌تکلف بگیرد، سریع‌تر و آسان‌تر به هدف می‌رسد.

 

🔹 قناعت؛ گنج پایان‌ناپذیر

در روایات آمده است:

«الْقَنَاعَهُ کَنْزٌ لَا یَفْنَى»

قناعت گنجی است که پایان نمی‌یابد.

اموال مادی از بین می‌روند؛ اما روح قناعت همواره انسان را بی‌نیاز می‌کند و آرامش می‌بخشد.

 

🔹 میانه‌روی در مصرف و انفاق

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا»

بندگان شایسته خدا نه اسراف می‌کنند و نه سخت‌گیری و بخل.

و نیز می‌فرماید:

«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ»

ریخت‌وپاش و تبذیر، انسان را در مسیر شیطان قرار می‌دهد.

مسابقه تجملات، چشم‌وهم‌چشمی، خریدهای بی‌نیاز، و زندگی نمایشی، آرامش را می‌گیرد و انسان را گرفتار می‌کند.

همچنین آمده است:

🔹 محبوبیت نزد خدا در گرو اعتدال

اگر انسان بخواهد محبوب خداوند متعال باشد، باید در زندگی خود اصل اعتدال را رعایت کند. راه تقرب به پروردگار، عبور از افراط و تفریط و حرکت در مسیر میانه است. همان‌گونه که امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

«وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقتِصَادُ»

پوشش و شیوه زندگی آنان، اقتصاد و میانه‌روی است.

 

🔹 معنای اسراف از نگاه اهل لغت

راغب اصفهانی در تعریف «اسراف» می‌گوید:

«السَّرَفُ تَجَاوُزُ الْحَدِّ فِی کُلِّ فِعْلٍ یَفْعَلُهُ الْإِنْسَانُ»

اسراف یعنی تجاوز از حدّ در هر کاری که انسان انجام می‌دهد.

بنابراین اسراف فقط در مال و هزینه نیست؛ بلکه در هر رفتار، گفتار، تصمیم و حتی احساسات نیز می‌تواند رخ دهد.

انسان اگر بیش از نیاز و ضرورت خود بخواهد، گرفتار اسراف می‌شود؛ و اسراف، زمینه‌ساز سقوط، گرفتاری و حتی ورشکستگی مادی و معنوی است. رضایت به اندازه نیاز، انسان را در مسیر سلامت و آرامش نگه می‌دارد.

 

🔹 تقسیم‌بندی انسان‌ها در قرآن

قرآن کریم می‌فرماید:

«فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ»

مردم سه گروه‌اند:

1. گروهی که به خود ستم می‌کنند؛

2. گروهی که «مقتصد» و اهل اعتدال‌اند؛

3. گروهی که در نیکی‌ها پیشگام‌اند.

واژه «مقتصد» در خود قرآن به‌کار رفته است و نشان می‌دهد اعتدال یک اصل قرآنی است. مقتصد کسی است که راه میانه را انتخاب می‌کند؛ نه زیاده‌روی می‌کند و نه کوتاهی.

 

🔹 اسراف؛ زمینه طغیان و سقوط

قرآن درباره فرعون می‌فرماید:

«إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ

فرعون به سبب اسراف و تجاوز از حدّ، به طغیان و استکبار رسید؛ تا آنجا که گفت:

«أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى»

اسراف تنها در مال نیست؛ اسراف در قدرت، در مقام، در خودبزرگ‌بینی و در غرور نیز هست. هنگامی که انسان حدّ خود را نشناسد، به ظلم و طغیان کشیده می‌شود.

 

🔹 مهم‌ترین عرصه‌های اعتدال

سفارش مؤکد این است که اعتدال به‌ویژه در دو حوزه بیش از همه رعایت شود:

۱. اعتدال در مسائل اعتقادی

نه غلوّ و افراط، و نه سستی و بی‌مبالاتی.

عقیده سالم، عقیده‌ای است که بر پایه تعادل و فهم صحیح از دین استوار باشد.

۲. اعتدال در مسائل اخلاقی

اخلاق متعادل، انسان را به کمال می‌رساند. افراط و تفریط در اخلاق، شخصیت انسان را متزلزل می‌کند.

لباس متقین، اقتصاد است

پیام نورانی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) این است که:

«وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقتِصَادُ»

زندگی متقین بر محور میانه‌روی می‌چرخد:

در رفتار،

در گفتار،

در مصرف،

در اعتقاد،

در اخلاق،

و در همه شئون زندگی.

اگر این اصل را حفظ کنیم، محبوب خداوند خواهیم شد و از آسیب‌های افراط و تفریط در امان می‌مانیم.

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَهٍ کَرِیمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاهِ إِلَى طَاعَتِکَ…»

«اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَهَ وَ النَّصْرَ، وَاجْعَلْنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ، وَهَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَیْرَهُ وَ زِیَارَتَهُ وَ رِضَاهُ، وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.»

امید که خداوند ما را از پیروان حقیقی اهل‌بیت علیهم‌السلام و از اهل اقتصاد و اعتدال قرار دهد.

 

شرح خطبه متقین – شماره(4) تواضع راه رسیدن به قرب الهی 

شرح خطبه متقین – شماره(6) چشم و گوش از ابزار عبادت 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وبسایت منتشر خواهد شد.