شب های ماه مبارک رمضان – شرح خطبه متقین:شماره (3) نعمت ولایت و هدایت الهی- بیانات استاد معظم حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی
بسم الله الرحمن الرحیم
در خطبه معروف همّام ـ که به بیان صفات پرهیزگاران اختصاص دارد ـ هنگامی که «همّام» با اصرار فراوان از امیرالمؤمنین حضرت علی (علیهالسلام) درخواست کرد ویژگیهای متقین را بیان فرمایند، حضرت ابتدا سخن خود را با حمد و ثنای الهی آغاز کردند:
«فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِیِّ»
نخست خداوند متعال را ستودند، نعمتهای او را یاد کردند و سپس بر پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) درود فرستادند. پس از این مقدمه الهی، وارد اصل سخن شدند.
🔹 بینیازی مطلق خداوند
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پس از حمد الهی فرمودند:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ»
خداوند متعال هنگامی که مخلوقات را آفرید، از همان ابتدا از اطاعت آنان بینیاز بود.
نه عبادت بندگان سودی برای خدا دارد و نه نافرمانی آنان زیانی به او میرساند.
حضرت ادامه میدهند:
«آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ»؛ خداوند از گناه بندگان نیز در امان است.
«لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِیَهُ مَنْ عَصَاهُ»؛ هیچ معصیتی به خدا زیان نمیرساند.
«وَلَا تَنْفَعُهُ طَاعَهُ مَنْ أَطَاعَهُ»؛ و هیچ اطاعتی نیز برای او منفعتی ایجاد نمیکند.
بنابراین سود و زیان اعمال انسان تنها متوجه خود انسان است.
🔹 حکمت این مقدمه پیش از بیان صفات متقین
برخی از شارحان نهجالبلاغه بیان کردهاند که علت طرح این مطلب پیش از معرفی متقین آن است که انسان—اگر به عالیترین درجات تقوا برسد—نباید گمان کند که عبادت او خدمتی به خداوند است.
حضرت در حقیقت هشدار میدهند که: اگر اهل تقوا شدید، هرگز بر خدا منت نگذارید؛ زیرا خداوند هیچ نیازی به بندگی انسان ندارد.
🔹 فقر مطلق انسان و غنای مطلق الهی
حقیقت آن است که انسان سراسر نیازمند خداوند است:
«أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ»
تمام هستی وابسته به فیض دائمی الهی است. اگر لحظهای فیض خداوند قطع شود، عالم هستی نابود خواهد شد. بقای جهان تنها به عنایت و افاضه دائمی پروردگار وابسته است.
چنانکه گفتهاند:
گر جمله کائنات کافر گردند
بر دامن کبریاش ننشیند گرد
خداوند کمال مطلق و بینیاز مطلق است؛ هیچ نقص و کمبودی ندارد تا با عبادت بندگان جبران شود.
🔹 هدف آفرینش انسان
خداوند انسان را برای سود بردن خویش نیافریده است، بلکه هدف آفرینش، رساندن بندگان به کمال و سعادت است:
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
عبادت، تقوا و ایمان راه رشد خود انسان است، نه وسیلهای برای رفع نیاز الهی.
🔹 نهی از منت گذاشتن بر خداوند
قرآن کریم به صراحت میفرماید:
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ»
برخی به پیامبر منت میگذاشتند که مسلمان شدهاند؛ اما خداوند میفرماید:
منت نگذارید، بلکه این خداست که بر شما منت نهاده و شما را به ایمان هدایت کرده است.
ایمان، توحید، پذیرش نبوت و اعتقاد به معاد، همه نعمتهایی الهیاند که ارزش معنوی انسان را شکل میدهند.
🔹 نعمت ولایت و هدایت الهی
همه انسانها تحت ولایت الهی قرار دارند؛ سپس تحت هدایت پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) و پس از ایشان در سایه ولایت اهلبیت (علیهمالسلام) هستند و در عصر حاضر نیز عالم هستی به برکت وجود حضرت ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) قوام و پایداری دارد.
ازاینرو، ایمان و ولایت بزرگترین منّت الهی بر بندگان است.
🔹 بعثت پیامبر؛ بزرگترین منّت الهی
خداوند در قرآن میفرماید:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ»
خداوند بر مؤمنان منت نهاد که پیامبری از میان خودشان برانگیخت؛ پیامبری که:
آیات الهی را بر آنان تلاوت میکند،
نفوسشان را تزکیه مینماید،
و کتاب و حکمت را به آنان میآموزد.
🔹 وظیفه ما در برابر این نعمتها
بنابراین، انسان نهتنها نباید عبادت و ایمان خود را مایه فخر بداند، بلکه باید همواره شاکر باشد؛ زیرا اصل هدایت، ایمان و ولایت، نعمتی الهی و لطفی از جانب پروردگار است.
وظیفه ما شکرگزاری دائمی در برابر این نعمت عظیم الهی است؛ نعمتی که مسیر کمال و سعادت ابدی انسان را فراهم ساخته است.
🔹 بینیازی خداوند و منّت الهی بر بندگان
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در ادامه فرمایشات نورانی خود میفرمایند:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ»
خداوند متعال هنگام آفرینش بندگان، از اطاعت آنان بینیاز بود و از نافرمانیشان نیز آسیبی به او نمیرسد. نه عبادت انسان سودی برای خدا دارد و نه گناه بندگان زیانی به ساحت ربوبی وارد میکند.
بنابراین حقیقت آن است که ایمان، بندگی و قرار گرفتن در مسیر ولایت الهی، نعمتی است که خداوند بر انسان منت نهاده است؛ نه اینکه انسان با عبادت خود حقی بر خدا پیدا کند.
🔹 تقسیم معیشت بندگان از سوی خداوند
سپس حضرت میفرمایند:
«فَقَسَمَ بَیْنَهُمْ مَعَایِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْیَا مَوَاضِعَهُمْ»
یعنی خداوند متعال وسایل زندگی و معیشت بندگان را میان آنان تقسیم کرد و هر موجودی را در جایگاه مناسب خود در دنیا قرار داد.
تمام امکاناتی که انسان برای ادامه حیات بر روی زمین نیاز دارد، از پیش توسط خداوند فراهم شده است. هر موجودی به اندازه نیاز و بر اساس حکمت الهی از نعمتهای دنیا بهرهمند گردیده است. این تقسیم نه تصادفی، بلکه بر پایه حکمت کامل و مصلحت الهی انجام گرفته است.
🔹 تأیید قرآنی تقسیم روزی
قرآن کریم نیز همین حقیقت را بیان میکند:
«نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا»
خداوند خود معیشت انسانها را در زندگی دنیا تقسیم کرده است؛ یعنی نظام روزیرسانی عالم تحت تدبیر مستقیم پروردگار قرار دارد.
میتوان جهان آفرینش را همچون سفرهای گسترده الهی دانست که خداوند برای همه مخلوقات پهن کرده است؛
انسانها، حیوانات، پرندگان، گیاهان و حتی موجوداتی که از دید ما پنهاناند، همگی بر سر این مائده الهی بهرهمند میشوند.
🔹 رزق همه موجودات بر عهده خداوند
خدای متعال در قرآن میفرماید:
«وَمَا مِن دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا»
هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر آنکه روزی او بر عهده خداوند است.
تمام موجودات ـ از انسان و حیوان گرفته تا موجودات ناشناخته اعماق دریاها ـ تحت رزاقیت الهی زندگی میکنند.
اگر انسان به شگفتیهای خلقت، بهویژه در اعماق اقیانوسها بنگرد، عظمت نظام روزیرسانی الهی را بهتر درک میکند؛ جهانی گسترده از موجودات که همگی از رزق الهی بهره میبرند.
🔹 خداوند؛ رزّاق مطلق
قرآن کریم تصریح میکند:
«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ»
خداوند تنها روزیدهنده حقیقی است؛ دارای قدرتی استوار و پایانناپذیر.
او مخلوقات را نیافریده تا آنان را رها کند، بلکه پس از آفرینش، تأمینکننده نیازهای آنان نیز هست.
همانگونه که دعوت به مهمانی بدون آماده کردن سفره معنا ندارد، آفرینش نیز بدون تأمین رزق امکانپذیر نیست؛ و خداوند برای همه بندگان خود اسباب زندگی را فراهم ساخته است.
🔹 رزق الهی و ضرورت تلاش انسان
با این حال، رزاق بودن خداوند به معنای ترک تلاش و کوشش نیست.
قرآن کریم میفرماید:
«لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»
انسان بهرهای جز حاصل تلاش خود ندارد.
خداوند زمینههای روزی را فراهم کرده، اما دستیابی به آن نیازمند سعی، کار و کوشش انسان است.
حتی سایر موجودات نیز برای دستیابی به رزق خود تلاش میکنند؛ بنابراین قانون الهی در عالم، پیوند میان رزق و تلاش است.
🔹 ضرورت کسب روزی حلال
خداوند دستور میدهد:
«کُلُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُمْ حَلَالًا طَیِّبًا»
از روزیهای پاک و حلال استفاده کنید.
روزی الهی ممکن است از راه حلال یا حرام به دست آید، اما انسان مؤمن موظف است تنها مسیر حلال را انتخاب کند.
🔹 طلب روزی حلال؛ یک فریضه الهی
پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) میفرمایند:
«طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِیضَهٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَه»
کسب روزی حلال وظیفهای واجب برای هر مرد و زن مسلمان است.
این مسئله بهویژه برای جوانان اهمیت فراوان دارد؛ زیرا پایه سلامت فرد، خانواده و جامعه بر رزق پاک استوار است.
🔹 ارزش تلاش برای خانواده
در حدیثی دیگر پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) فرمودند:
«الْکَادُّ عَلَى عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»
کسی که برای تأمین زندگی خانواده خود تلاش میکند، همانند مجاهد در راه خداست.
بنابراین کار و تلاش اقتصادیِ سالم، عبادتی بزرگ و دارای ارزش معنوی است.
🔹 نکوهش بیکاری و تنبلی
در روایتی آمده است:
«إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الشَّابَّ الْفَارِغ»
خداوند جوان بیکار و بیهدف را دوست ندارد.
جوانی که از نعمت عقل، توان، سلامتی و فرصت بهرهمند است اما تلاش نمیکند، از رحمت الهی دور میشود.
خداوند سرمایههای بزرگی همچون نیروی جوانی، استعداد و توان اندیشه را در اختیار انسان قرار داده و انتظار دارد انسان از این نعمتها در مسیر سازندگی و تلاش بهره ببرد.
🔹 اهمیت کار و تلاش در نگاه پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله)
در روایتی نقل شده است که ابنعباس میگوید: هرگاه پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) از شخصی خوششان میآمد، با او همصحبت میشدند و از احوالش پرسوجو میکردند. یکی از پرسشهای مهم حضرت این بود:
«شغل تو چیست؟ به چه کاری مشغولی؟»
اگر آن شخص دارای شغل و فعالیتی بود، پیامبر خوشحال میشدند و برای او دعا میکردند؛ اما اگر پاسخ میداد که کاری ندارد، جایگاه او در نگاه پیامبر کاهش مییافت و حضرت دیگر اعتنایی به او نمیکردند تا متوجه شود که انسان مؤمن نباید بیکار و بیهدف زندگی کند.
این رفتار پیامبر نشان میدهد که خداوند متعال بندهی بیکار را دوست ندارد و زندگی مؤمن باید همراه با تلاش، مسئولیت و فعالیت مفید باشد.
🔹 داستان اسب امیرالمؤمنین و تفاوت رزق حلال و حرام
در تاریخ نقل شده است که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) روزی اسب خود را به شخصی سپردند و فرمودند:
«این اسب را نگه دار تا من برای نماز به مسجد بروم.»
پس از بازگشت، حضرت دیدند اسب موجود است اما آن شخص رفته و لجام اسب را باز کرده و در بازار فروخته است.
حضرت دو دینار به قنبر دادند تا لجامی تهیه کند. اتفاقاً همان لجام را نزد فردی یافتند که آن را از دزد خریده بود. حضرت همان دو دینار را پرداخت کردند و لجام را بازپس گرفتند.
سپس فرمودند: من قصد داشتم همین دو دینار را به آن مرد به عنوان پاداش نگهداری اسب بدهم، اما او رزق حلالی را که برایش مقدر شده بود، با عجله و بیصبری به حرام تبدیل کرد.
این ماجرا نشان میدهد که روزی انسان مقرر است، اما راه رسیدن به آن اهمیت دارد؛ صبر و انتخاب مسیر حلال، شرط برکت در زندگی است.
🔹 آغاز بیان صفات متقین
پس از بیان مسئله معیشت و رزق، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) وارد اصل موضوع خطبه همّام میشوند و میفرمایند:
«فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ»
پرهیزگاران در دنیا صاحبان فضیلتها هستند.
حضرت در این خطبه مجموعهای از فضایل اخلاقی و معنوی را برای متقین بیان میکنند؛ فضایل فراوانی که در برخی نقلها تعداد آنها را ۱۱۰ ویژگی دانستهاند؛ عددی همارز با ارزش عددی نام مبارک «علی» در حساب ابجد.
هدف آن است که انسان دستکم بخشی از این صفات را در خود ایجاد کند و در مسیر رسیدن به کمال گام بردارد.
🔹 نخستین ویژگی متقین: گفتار درست
اولین صفتی که امیرالمؤمنین بیان میفرمایند این است:
«مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ»
یعنی گفتار و سخن متقین درست و سنجیده است.
«منطق» به معنای سخن گفتن و نطق انسان است و «صواب» یعنی سخن حق، صحیح و دور از خطا. بنابراین انسان متقی:
سخنی سودمند بر زبان میآورد،
دیگران را با گفتار خود نمیآزارد،
زبانش وسیله هدایت و آرامش مردم است،
و از گفتار باطل و آزاردهنده پرهیز میکند.
گفتار آنان الهی است، نه شیطانی؛ زبانشان به ذکر خدا، تسبیح، تهلیل، تلاوت قرآن و دعا آراسته است.
🔹 نعمت بزرگ الهی؛ قدرت بیان
یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند به انسان، نعمت سخن گفتن است. بسیاری از انسانها از این نعمت محروماند و همین امر نشان میدهد که قدرت بیان چه موهبت عظیمی است.
خداوند درباره این نعمت میفرماید:
«الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَیَانَ»
پس از آفرینش انسان، خداوند قدرت بیان را به او عطا کرد؛ ابزاری که انسان با آن میتواند:
راه هدایت را نشان دهد،
علم منتقل کند،
دلها را آرام سازد،
و بندگان را به سوی خدا دعوت نماید.
اما همین زبان میتواند عامل سقوط انسان نیز باشد.
🔹 زبان؛ ابزار صعود یا سقوط انسان
انسان با زبان میتواند به بالاترین درجات کمال برسد و همان زبان ممکن است او را به پایینترین مراتب سقوط بکشاند.
قرآن کریم درباره بندگان شایسته میفرماید:
«وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»
آنان هنگام مواجهه با نادانان، سخنی آرام و سالم بر زبان جاری میکنند.
🔹 هشدار امیرالمؤمنین درباره خطر زبان
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند:
«اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ»
زبان همچون حیوانی درنده است؛ اگر رها شود، آسیب میزند.
یعنی زبان اگر کنترل نشود:
آبروی افراد را میبرد،
دلها را میشکند،
و انسان را گرفتار گناه میکند.
کنترل زبان نشانه عقل و تقواست.
🔹 گفتوگوی زبان با اعضای بدن
امام سجاد (علیهالسلام) میفرمایند:
هر صبح زبان بر سایر اعضای بدن اشراف پیدا میکند و میپرسد: چگونه صبح کردید؟
اعضای بدن پاسخ میدهند: اگر ما را به حال خود واگذاری، در خیر و سلامت خواهیم بود؛ زیرا خیر و شر ما وابسته به توست.
یعنی بسیاری از سعادتها و بدبختیهای انسان از زبان سرچشمه میگیرد.
🔹 کوچک در اندازه، بزرگ در گناه
در روایت آمده است:
«اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ»
زبان از نظر جسم کوچک است، اما جرم و آثار آن بسیار بزرگ است.
در احادیث فراوان آمده که بیشترین سبب ورود انسانها به جهنم، گناهان زبان است؛ زیرا بسیاری از خطاها مانند غیبت، تهمت، دروغ و تحقیر دیگران از همین عضو کوچک سرچشمه میگیرد.
🔹 روش اصحاب برای کنترل زبان
نقل شده است که پس از هشدارهای پیامبر اکرم درباره خطر زبان، برخی از اصحاب برای مراقبت بیشتر، سنگریزهای در دهان خود قرار میدادند تا پیش از سخن گفتن بیندیشند:
آیا این سخن مفید است یا زیانآور؟
اگر سخن خیر بود، صحبت میکردند؛ و اگر نبود، سکوت را ترجیح میدادند.
زیرا همیشه لازم نیست انسان سخن بگوید؛ گاهی سکوت، بهترین عبادت و نشانه عقل است.
🔹 انسان در پشت زبان خود پنهان است
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در کلامی کوتاه اما بسیار عمیق میفرمایند:
«الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ»
یعنی حقیقت انسان در زیر زبان او پنهان است.
تا زمانی که انسان سخن نگفته، شخصیت واقعی او شناخته نمیشود؛ اما هنگامی که زبان میگشاید، علم، عقل، ایمان، ادب و یا ضعفهای اخلاقی او آشکار میگردد.
🔹 زبان آیینه درون انسان است.
انسان با گفتار خود معرفی میشود؛ با همین زبان است که میتواند جایگاه علمی، اخلاقی و شخصیتی خویش را به دیگران نشان دهد. اگر قدرت بیان نبود، انسان نمیتوانست اندیشه و هویت خود را آشکار سازد.
🔹 معرفی شخصیت با زبان نیکو
حال که زبان وسیله معرفی انسان است، چرا انسان خود را با گفتار ناپسند معرفی کند؟
چرا برخی افراد:
با دروغ،
غیبت،
تهمت،
و سخنان آزاردهنده
چهره واقعی خود را نشان میدهند؟
انسان عاقل میکوشد با زبان پاک، شخصیت الهی خود را آشکار سازد؛ زبانی که مورد پذیرش مردم و موجب رضایت خداوند باشد.
🔹 خطر «دو زبانی» و نفاق
یکی از آفات بزرگ زبان، دوگانگی در گفتار است؛ همان چیزی که در روایات از آن به «ذواللسانین» تعبیر شده است.
برخی افراد در حضور انسان سخنی میگویند، اما در غیاب او سخنی کاملاً متفاوت بر زبان میآورند. قرآن کریم درباره منافقان میفرماید:
«وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ»
آنان نزد پیامبر اظهار ایمان میکردند، اما هنگامی که نزد همفکران خود بازمیگشتند، اعلام همراهی با دشمنان مینمودند.
این همان شخصیت دوگانه و منافقانه است؛ انسانی که برای هر جمعی چهرهای متفاوت دارد و از صداقت محروم است.
🔹 سفارش امیرالمؤمنین به یگانگی زبان
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) راه درمان این آفت را چنین بیان میکنند:
«اجْعَلُوا اللِّسَانَ وَاحِداً»
زبان خود را یکی قرار دهید.
یعنی:
در حضور و غیاب افراد یکسان سخن بگویید،
حقیقت را تغییر ندهید،
برای جلب منافع شخصی مواضع خود را عوض نکنید،
و گرفتار نفاق نشوید.
انسان مؤمن دارای شخصیت ثابت و صادق است؛ نه اینکه در هر مجلس سخنی متفاوت بر زبان آورد.
🔹 ریشه بسیاری از مشکلات اجتماعی؛ نفاق
بخش مهمی از نابسامانیهای اجتماعی از همین دوگانگی رفتاری و گفتاری ناشی میشود.
اگر افراد جامعه:
صادق باشند،
یکرنگ زندگی کنند،
و زبانشان با دلشان هماهنگ باشد،
بسیاری از اختلافها و مشکلات از میان خواهد رفت.
اما هنگامی که احترامها ظاهری و سخنان از روی مصلحتطلبی و نفاق باشد، اعتماد اجتماعی از بین میرود و اخلاق در جامعه آسیب میبیند.
چرا نخستین صفت متقین «گفتار درست» است؟
اکنون روشن میشود که چرا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در خطبه همّام، نخستین ویژگی متقین را چنین بیان میکنند:
«مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ»
گفتار آنان درست و حق است.
حضرت میتوانستند هر فضیلتی را در آغاز ذکر کنند، اما اصلاح زبان را مقدم دانستند؛ زیرا بسیاری از اعمال انسان از گفتار او سرچشمه میگیرد.
اگر:
سخن انسان حق باشد،
گفتارش صادقانه باشد،
زبانش از باطل دور باشد،
بخش بزرگی از زندگی اخلاقی او اصلاح خواهد شد.
انسان متقی حقیقت را میگوید، از باطل دوری میکند و زبان خود را ابزار هدایت قرار میدهد، نه وسیله آسیب رساندن به دیگران.
🔹 راه رسیدن به تقوا از مسیر اصلاح زبان
کنترل زبان در حقیقت آغاز مسیر تقواست.
اگر گفتار، رفتار و اندیشه انسان بر محور حق قرار گیرد، بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی برطرف میشود.
امید آن است که خداوند متعال توفیق دهد تا این صفاتی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) برای پرهیزگاران بیان فرمودهاند، تنها شنیده نشود، بلکه در زندگی ما تحقق یابد و ما نیز در شمار شیعیان حقیقی و پیروان راستین آن حضرت قرار گیریم.
شرح خطبه متقین – شماره(2) وصیت امیر المومنین علیه السلام به تقوا



















ثبت دیدگاه