شب های ماه مبارک رمضان – شرح خطبه متقین:شماره (2) وصیت امیر المومنین علیه السلام به تقوا- بیانات استاد معظم حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹 خطبه همّام (صفات متقین)
بحثی که در این شبها آغاز کردهایم و به محضر حضرات آقایان عرضه میداریم، درباره خطبهای معروف از حضرت مولا امیرالمؤمنین (علیه الصلاه و السلام) است که به نام «خطبه همّام» یا «خطبه صفات متقین» شناخته میشود.
این خطبه از مشهورترین خطبههای امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) است؛ هم در کتابهای معتبر شیعه و هم در منابع معتبر اهل سنت نقل شده است. پیش از مرحوم سید رضی (رضوان الله علیه) نیز این خطبه در کتابهای متعددی وجود داشته است؛ از جمله در کتاب شریف «کافی» با اندک اختلافی در عبارات.
🔹 اهمیت خطبه همّام در میان علما
برخی از علمای بزرگ ما برای این خطبه اهمیت ویژهای قائل بودند و به شاگردان و شیعیان خود سفارش میکردند که همانگونه که قرآن کریم را حفظ میکنند، این خطبه را نیز حفظ نمایند و برای یکدیگر تلاوت کنند.
در احوالات یکی از علما آمده است که به شاگردان خود میگفت این خطبه را برای من بخوانید. رو به قبله مینشست و هنگام شنیدن خطبه اشک میریخت و گریه میکرد. این نشاندهنده عظمت و تأثیر عمیق این کلام نورانی است. با این حال، متأسفانه ما غالباً از این معارف گرانبهای امیرالمؤمنین (علیه الصلاه و السلام) غافل هستیم.
🔹 جایگاه خطبه در نهجالبلاغه
بزرگترین متن اخلاقی بهجا مانده از امیرالمؤمنین (علیه الصلاه و السلام) همین خطبه شریف همّام است.
شماره این خطبه در نسخههای مختلف نهجالبلاغه متفاوت است:
در نهجالبلاغه «فیضالاسلام»: خطبه ۱۸۴
در نهجالبلاغه «ابن ابیالحدید»: خطبه ۱۸۶
در نهجالبلاغه «صبحی صالح»: خطبه ۱۹۳
این اختلاف به دلیل جابهجایی و تفاوت در ترتیب شمارهگذاری خطبههاست، وگرنه اصل خطبه در همه این نسخهها موجود است؛ همچنین در نسخه «محمد عبده» نیز آمده است.
🔹 آغاز خطبه در کلام سید رضی
مرحوم سید رضی (رضوان الله علیه) در آغاز این خطبه میفرماید:
«وَ مِن خُطبَهٍ لَهُ (عَلَیهِ السَّلام) یَصِفُ فِیهَا الْمُتَّقِینَ»
یعنی: از جمله خطبههای آن حضرت (علیهالسلام) است که در آن، پرهیزگاران را توصیف میفرماید.
🔹 معرفی همّام؛ درخواست توصیف متقین
در ادامه آمده است:
«رُوِیَ أَنَّ صَاحِباً لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِ السَّلامُ) یُقَالُ لَهُ هَمَّامٌ»
روایت شده است که یکی از اصحاب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به نام «همّام» بود. او مردی عابد، متقی و پرهیزگار بود و در میان یاران حضرت به زهد و عبادت شناخته میشد.
روزی عرض کرد:
«یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صِفْ لِیَ الْمُتَّقِینَ حَتَّی کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِم»
ای امیرالمؤمنین! پرهیزگاران را چنان برای من توصیف کن که گویی آنان را با چشم خود میبینم.
این ماجرا ظاهراً در کوفه اتفاق افتاده؛ زمانی که امیرالمؤمنین (علیه الصلاه و السلام) حکومت ظاهری عالم اسلام را در دست داشتند.
🔹 پاسخ ابتدایی حضرت و اصرار همّام
در نقل آمده است که حضرت در ابتدا از پاسخ تفصیلی خودداری کردند:
«فَتَثَاقَلَ (عَلَیهِ السَّلام) عَن جَوَابِهِ»
سپس تنها فرمودند:
«یَا هَمَّامُ اتَّقِ اللَّهَ وَ أَحْسِنْ، فَإِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ الَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ»
ای همّام! تقوای الهی پیشه کن و نیکی نما؛ چرا که خداوند با کسانی است که تقوا دارند و نیکوکارند. (اشاره به آیه ۱۲۸ سوره نحل)
اما همّام به این پاسخ کوتاه قانع نشد و دوباره اصرار کرد. در برخی نقلها آمده است که حضرت را قسم داد تا بیشتر توضیح دهند. حضرت نیز فرمودند: قسم نده، برایت بیان خواهم کرد.
🔹 ماجرای دیدار با مدعیان تشیع
در روایتی از «نوف بکالی» نقل شده است که روزی همراه چند نفر به منزل امیرالمؤمنین (علیهالسلام) رفتیم. حضرت در منزل نبودند و بیرون آمدند. در مسیر به عدهای برخورد کردیم که نشسته و مشغول گفتگو و سرگرمی بودند.
آنان برخاستند و به حضرت سلام کردند. حضرت فرمودند: شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما از شیعیان شما هستیم.
حضرت فرمودند: من نشانههای شیعه را در شما نمیبینم. چگونه ادعا میکنید که از شیعیان من هستید؟
آنان شرمنده شدند. در این هنگام همّام جلو آمد و عرض کرد: صفات شیعیان چیست؟ آنها را برای ما بیان فرمایید.
حضرت فرمودند: به مسجد برویم؛ آنجا بیان خواهم کرد.
🔹 آغاز بیان صفات متقین در مسجد
حضرت وارد مسجد شدند، نماز گزاردند و جمعیت گرد آمد. سپس شروع کردند به بیان صفات متقین؛ همان خطبهای که امروز به نام «خطبه همّام» شناخته میشود.
🔹 شخصیت همّام
نام «همّام» از ریشه «همّ» گرفته شده؛ به معنای کسی که دغدغه و اندیشه فراوان دارد. اما دغدغه او امور دنیایی نبود؛ همّ و غم او آخرت بود و اندیشه دیدار با خداوند متعال.
مرحوم مجلسی (رضوان الله علیه) در «بحار» این خطبه را نقل کرده و درباره همّام گفته است که او «همّام بن عباده» بوده است. درباره نام پدرش نیز اختلاف نقل وجود دارد؛ برخی «عباده بن ابیالحدید» و برخی «ابن ابیاوفی» ذکر کردهاند. در هر صورت، او از یاران خاص امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) بوده است.
🔹 چرا حضرت در ابتدا پاسخ ندادند؟
در اینکه چرا حضرت در ابتدا پاسخ تفصیلی ندادند، چند احتمال ذکر شده است:
1. برخی گفتهاند حضرت میخواستند افراد غیرآماده از آن مجلس پراکنده شوند و همّام و چند نفر از خواص باقی بمانند.
2. برخی دیگر معتقدند حضرت میخواستند او را بیشتر مشتاق و آماده کنند؛ تشنگی معرفتی در او افزایش یابد تا کلمات حضرت تأثیر عمیقتری بگذارد.
گاه پاسخ فوری، اثر لازم را ندارد؛ اما وقتی انسان مشتاق و آماده شد، کلام حق در جان او مینشیند.
🔹 اشتیاق همّام برای شناخت مقام متقین
به نظر حقیر، همانگونه که اشاره شد، شاید نظر مبارک امام (علیهالسلام) این بود که وقتی آن آیه شریفه را تلاوت فرمودند:
«إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَالَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ»،
همّام متوجه شد که این گروه، دارای صفات ویژهای هستند که خداوند متعال با آنان است و نزد پروردگار مقام و منزلت خاص دارند.
طبیعی است که انسان بپرسد: این کسانی که خداوند چنین مقام بلندی به آنها داده چه کسانی هستند؟ چه ویژگیهایی دارند که مشمول این عنایت عظیم الهی شدهاند؟
احتمالاً همّام پیش از این، آیات دیگری را نیز درباره متقین خوانده بود؛ از جمله این آیه شریفه:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»
کریمترین و باارزشترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست.
پس آنهایی که «أکرم عند الله» هستند، چه کسانیاند؟ همان متقین.
همچنین آیه شریفه:
«تِلْکَ الْجَنَّهُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ کَانَ تَقِیًّا»
این بهشت را به بندگانی به ارث میدهیم که تقوا داشته باشند.
طبیعی است که انسان آرزو دارد اهل بهشت باشد؛ پس میخواهد بداند این «تقی» که وارث بهشت است، چه صفاتی دارد تا خود را به آن صفات نزدیک کند.
و نیز آیه:
«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ… لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»
روزه برای آن واجب شده که شما به مقام تقوا برسید.
پس این «تتقون» چه کسانی هستند؟ با تقوا بودن یعنی چه؟
همه ما دوست داریم این صفات را بشنویم و بدانیم که متقین چه کسانیاند. همّام نیز همین اشتیاق را داشت، و حضرت وعده دادند که صفات متقین را بیان خواهند کرد.
🔹 مقدمهای درباره اصل تقوا
در شبهای گذشته درباره اصل تقوا مطالبی عرض شد؛ اما برای ورود به متن خطبه، لازم است بار دیگر به صورت مقدمه به آن بپردازیم.
کتاب «مفردات راغب» از منابع مهم در تبیین واژگان قرآن کریم است. در آنجا درباره «وقایه» چنین آمده است:
«الوِقَایَهُ حِفْظُ الشَّیْءِ مِمَّا یُؤْذِیهِ»
وقایه یعنی حفظ کردن چیزی از آنچه به آن آسیب میرساند.
و در تعریف تقوا میگوید:
«وَ التَّقْوَى جَعْلُ النَّفْسِ فِی وِقَایَهٍ مِمَّا یُخَافُ»
تقوا آن است که انسان نفس خویش را در حفاظی قرار دهد در برابر آنچه از آن بیم دارد؛ حالتی در خود ایجاد کند که بتواند از خطرات و آسیبهای معنوی خویش را حفظ کند.
بنابراین، تقوا به معنای نگهداری و خویشتنداری است؛ در حقیقت «پروا داشتن» است.
🔹 بهترین معنا برای تقوا: پروا داشتن
شاید بهترین تعبیر برای تقوا همین باشد که بگوییم: تقوا یعنی «پروا داشتن».
انسان خود را از کارهای زشت حفظ کند، از اعمال خلاف نگه دارد، از آنچه محبوب الهی نیست دوری کند؛ این میشود تقوا.
🔹 تقیه و ارتباط آن با تقوا
واژه «تقیه» نیز از همین ریشه است. تقیه یکی از ویژگیهای شیعه است؛ یعنی در جایی که لازم است، انسان خود را حفظ کند تا به دین و جان و برادران دینیاش آسیب نرسد.
در برخی روایات آمده است که اگر کسی در جایی که باید تقیه کند، تقیه نکند و در نتیجه ضرر ببیند یا حتی جان خود را از دست بدهد، مسئولیت آن بر عهده خودش است.
از آنجا که شیعیان در طول تاریخ غالباً در اقلیت بودهاند، اگر از ابتدا بدون ملاحظه وارد صحنههای اجتماعی و سیاسی میشدند، ممکن بود اصل مذهب و جامعه شیعه آسیب ببیند. بنابراین تقیه، به معنای حفظ دین و جان مؤمنان، جزو اعتقادات ماست؛ البته این موضوع احکام و شرایط خاص خود را دارد و در جای خود باید بحث شود.
پس تقیه نیز نوعی «نگهداری» است؛ انسان خود را از ضرری که به دین، جان یا جامعهاش میرسد حفظ میکند.
🔹 تقوا در قرآن و نهجالبلاغه
در قرآن کریم، همانگونه که شارحان نهجالبلاغه بیان کردهاند، خود واژه «تقوا» حدود ۱۷ بار آمده و مشتقات آن بیش از ۲۵۰ بار تکرار شده است.
در نهجالبلاغه نیز واژه تقوا حدود ۴۵ مرتبه آمده و مشتقات آن بیش از هزار بار تکرار شده است. این نشان میدهد که تقوا محور اساسی تعلیمات امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است. هر فرازی از نهجالبلاغه که مطالعه شود، درس حکمت و دعوت به تقوا در آن دیده میشود.
🔹 مفهوم تقوا در روایات اهلبیت (علیهمالسلام)
در روایات ما، واژه تقوا بیشمار آمده است؛ نه تنها در نهجالبلاغه، بلکه در سخنان سایر حضرات معصومین (علیهم الصلاه و السلام) نیز به وفور دیده میشود.
اهلبیت (علیهمالسلام) مفسران حقیقی قرآن کریماند. آنان محل نزول ملائکهاند و تبیینکنندگان معارف الهی. بنابراین معنای دقیق تقوا را باید از زبان ایشان شنید.
🔹 تعریف زیبای تقوا از امام صادق (علیهالسلام)
از وجود مقدس امام صادق (صلوات الله و سلام علیه) روایت شده است که در پاسخ به سؤال از معنای تقوا فرمودند:
«أَنْ لَا یَفْقِدَکَ اللَّهُ حَیْثُ أَمَرَکَ وَ لَا یَرَاکَ حَیْثُ نَهَاکَ»
تقوا آن است که خداوند تو را در جایی که فرمان داده، غایب نیابد؛ و در جایی که نهی کرده، تو را نبیند.
به این بیان دقیق توجه کنید:
آنجا که خدا فرموده باش، باید حضور داشته باشی؛ در مسجد، در مجالس علم، در کارهای خیر. اگر آنجا که مأمور به حضور هستی، حاضر نباشی، خلاف تقواست.
و آنجا که خدا نهی کرده، نباید باشی؛ در مجلس گناه، غیبت، لهو و لعب، معصیت.
نقل شده است که یکی از معصومین (علیهمالسلام) در مجلسی حاضر شدند. شخصی از صاحبخانه آب خواست، اما او به جای آب، ظرف شراب آورد. همین که ظرف شراب حاضر شد، حضرت برخاستند و فرمودند: اینجا جای ما نیست؛ خدا نمیخواهد ما در چنین مجلسی باشیم.
مجلس گناه، مجلس غیبت، مجلس لهو، جای شیعه نیست. اما مجلسی که در آن ذکر خدا، یاد خدا، تعلیم علم و خیررسانی به مردم باشد، محبوب خداست.
در روایات آمده است که یک ساعت نشستن در طلب علم، با اخلاص و نیت پاک، در برخی نقلها از دوازده هزار ختم قرآن ثوابش بیشتر است.
چنین مجالسی محبوب خداوند است.
پس به تعبیر امام صادق (علیهالسلام)، تقوای واقعی این است:
در جایی باش که خدا خواسته، و در جایی نباش که خدا نخواسته است.
🔹 تعریف دیگری از تقوا در کلام امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
از امیرالمؤمنین (صلوات الله و سلام علیه) درباره تقوا سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمودند:
«هُوَ أَنَّهُ لَوْ وُضِعَ عَمَلُکَ عَلَى طَبَقٍ وَلَمْ یُجْعَلْ عَلَیْهِ غِطَاءٌ، وَطِیفَ بِهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا، لَمَا کَانَ فِیهِ شَیْءٌ تَسْتَحْیِی مِنْهُ.»
یعنی تقوا آن است که اگر عمل تو را بر روی طبقی بگذارند، بیآنکه پوششی بر آن باشد، و آن را در میان همه مردم دنیا بگردانند، در آن عملی نباشد که از آشکار شدنش شرمنده شوی.
بسیار سخن عمیق و تکاندهندهای است. اگر کارهای ما را آشکار کنند و اقوام، همسایگان، دوستان و آشنایان بفهمند که چه کردهایم، آیا شرمنده میشویم یا نه؟
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند انسان متقی کسی است که اگر تمام اعمالش را به همه مردم دنیا نشان دهند، از هیچکدام شرم نکند؛ زیرا عمل بدی در کارنامهاش ندارد که موجب رسوایی شود.
امیدواریم در این ماه مبارک، این فرمایشات نورانی حضرات معصومین (علیهمالسلام) در وجود ما اثر کند و توفیق عمل به آنها نصیبمان شود.
🔹 وصیت امیرالمؤمنین به تقوا
حضرت میفرمایند:
«عِبَادَ اللَّهِ! أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَیْکُمْ»
ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش میکنم، زیرا تقوا حق خدا بر شماست.
خداوند حقی بر ما دارد و آن، تقوا و پرهیزگاری است. صفات آن را انشاءالله به تفصیل بیان خواهیم کرد. سپس میفرماید:
«وَ الْمُوجِبَهُ عَلَى اللَّهِ حَقَّکُمْ»
تقوا سبب میشود که خداوند نیز حق شما را ادا کند. یعنی همانگونه که ما وظیفه داریم حق خدا را با تقوا ادا کنیم، خداوند نیز در سایه تقوا، حق بندگانش را رعایت میکند.
🔹 یاری خواستن از خدا در راه تقوا
حضرت میفرمایند:
«وَ اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ عَلَیْهَا»
برای رسیدن به تقوا از خدا یاری بخواهید.
و نیز:
«وَ تَسْتَعِینُوهَا عَلَى اللَّهِ»
با تقوا نیز از خدا مدد بجویید. یعنی هم از خدا برای کسب تقوا کمک بگیرید، و هم با داشتن تقوا به درگاه او تقرب پیدا کنید. استعانت و یاریطلبی شما باید رنگ تقوا داشته باشد.
اینها بیانات حضرات معصومین (علیهمالسلام) درباره حقیقت تقواست.
🔹 داستان چوپان و جمله «فَأَیْنَ اللَّهُ؟»
ضربالمثل معروفی هست که میگویند: «قال الراعی: فأین الله؟»
یعنی چوپان گفت: خدا کجاست؟
نقل شده است که گروهی برای تفریح بیرون رفته بودند. در کنار درختی نشسته بودند. چوپانی را دیدند که گوسفندانش را میچراند. او را صدا زدند و گفتند بیا کنار ما بنشین و با هم گفتگو کنیم.
از او دعوت کردند غذا بخورد. گفت: نه، من روزه هستم.
گفتند: در این گرمای شدید روزهای؟
چوپان پاسخ داد: «قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا»؛ آتش جهنم از این گرما شدیدتر است.
پرسیدند: روزهات واجب است؟
گفت: نه، مستحبی است.
گفتند: امروز افطار کن، فردا روزه بگیر.
گفت: اگر برایم بنویسید که تا فردا زندهام، میپذیرم؛ اما ضمانتی برای فردا ندارم.
سپس از او خواستند یکی از گوسفندان را برایشان ذبح کند و پولش را بگیرد.
گفت: این گوسفندان مال من نیست، مال صاحبش است.
گفتند: صاحبش اینجا نیست، ما پولش را میدهیم.
گفت: نه.
پرسیدند: چرا؟
گفت: «فَأَیْنَ اللَّهُ؟» خدا کجاست؟
تقوا همین است؛ خدا را ناظر دیدن. خداوند در همه حال شاهد و آگاه است.
🔹 تقوا در زندگی اجتماعی
اگر در ادارهای مشغول هستیم و خدای نکرده وسوسه رشوه یا خیانت پیش آید، باید به یاد داشته باشیم که خدا ناظر است. متأسفانه در برخی جاها اگر رانت و رشوه نباشد، کار مردم راه نمیافتد.
به خاطر ضعف باور به قیامت و نظارت الهی. اگر انسان یقین داشته باشد که خداوند ناظر اعمال اوست، دست به چنین کاری نمیزند.
آیت الله العظمی صافی قدس سره می فرمودند در اوایل انقلاب در شورای نگهبان که بودم برخی حقوقدانان بسیار متدین برای استفاده شخصی از تلفن از بنده که دبیر شورای نگهبان بودم می آمدند اجازه میگرفتند.
🔹 لباس تقوا در قرآن کریم
خداوند در سوره اعراف آیه ۲۶ میفرماید:
«یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْآتِکُمْ وَرِیشًا ۖ وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِکَ خَیْرٌ ۚ ذَٰلِکَ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ»
ای فرزندان آدم! برای شما لباسی نازل کردیم که عورتهای شما را بپوشاند و مایه زینت باشد؛ اما لباس تقوا بهتر است، و این از آیات خداوند است.
لباس ظاهری عیوب بدن را میپوشاند و در سرما و گرما انسان را حفظ میکند؛ اما لباس تقوا عیوب باطنی را میپوشاند و انسان را به مقامات بلند الهی میرساند.
اگر کسی خود را به لباس تقوا بیاراید، میتواند به جایگاهی برسد که خداوند برای بندگان صالح خود مقدر فرموده است. باید از خدا بخواهیم این لباس را بر تن جان ما بپوشاند.
🔹 معیار برتری در کلام پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)
پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند:
«لَا فَضْلَ لِعَرَبِیٍّ عَلَى عَجَمِیٍّ وَلَا لِعَجَمِیٍّ عَلَى عَرَبِیٍّ وَلَا لِأَحْمَرَ عَلَى أَسْوَدَ وَلَا لِأَسْوَدَ عَلَى أَحْمَرَ إِلَّا بِالتَّقْوَى.»
هیچ عربی بر عجم و هیچ عجمی بر عرب، هیچ سفیدپوستی بر سیاهپوست و هیچ سیاهپوستی بر سفیدپوست برتری ندارد، مگر به تقوا.
امتیاز واقعی انسان نه به لباس است، نه به رنگ، نه به قبیله و نه به مقام؛ بلکه همان است که قرآن فرموده:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»
🔹 تأکید بر پرهیزکاری
گر سیاهجامه و گر پای سیاه باش
پرهیزکار باش که دادار آسمان
فردوس جای مردم پرهیزکار کرد
🔹 توصیه به مطالعه خطبه همّام
امیدواریم در شبهای آینده بتوانیم درباره صفات متقین که امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در خطبه همّام بیان فرمودهاند، مطالبی را عرض کنیم.
این خطبه بسیار مهم است. شایسته است همانگونه که دعای ابوحمزه ثمالی و دعای افتتاح را میخوانید، نهجالبلاغه را نیز بخوانید و در کلمات مولا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تأمل و تدبر داشته باشید.
شاید بتوان گفت مهمترین و بزرگترین منشور اخلاق اسلامی همین «خطبه متقین» است که امام علی (علیهالسلام) در خطبه همّام بیان فرمودهاند.



















ثبت دیدگاه