شب های ماه مبارک رمضان – شرح خطبه متقین:شماره (4) تواضع راه رسیدن به قرب الهی- بیانات استاد معظم حاج شیخ محمد حسن صافی گلپایگانی
🔹 تواضع؛ جلوهای روشن از صفات متقین در خطبه همّام
در «خطبه همّام» از نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین حضرت علی (علیهالسلام) حدود ۱۱۰ صفت برای متقین بیان میفرمایند. هر یک از این صفات، درسی عملی برای زندگی فردی و اجتماعی ماست. یکی از این ویژگیهای برجسته، تواضع است؛ آنجا که حضرت میفرمایند:
«وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ»
یعنی راه و روش آنان، تواضع است.
واژه «مَشی» در لغت به معنای راه رفتن است و «تواضع» از باب تفعّل، به معنای فروتنی و پایین دیدن خود در برابر دیگران است. این تعبیر کوتاه، دریایی از معنا را در خود جای داده است.
🔹 معنای نخست: تواضع در راه رفتن و رفتار ظاهری
نخستین برداشت از این عبارت، معنای ظاهری «مشی» است؛ یعنی شیوه راه رفتن. حضرت میفرمایند: متقین حتی در راه رفتن نیز متواضعاند. آنان مانند متکبران قدم برنمیدارند و راه رفتنشان آمیخته با خودنمایی و فخرفروشی نیست.
قرآن کریم نیز همین معنا را گوشزد میکند:
«وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا» (اسراء، ۳۷)
یعنی با تکبر و سرمستی بر زمین راه مرو؛ تو نه میتوانی زمین را بشکافی و نه به بلندی کوهها برسی.
انسان متقی، نه راه را بر مردم میبندد و نه برای عبورش دیگران را به زحمت میاندازد. او حضورش موجب آزار جامعه نیست. برخلاف کسانی که با تشریفات، راهبندان و اعلام ورودهای پرزرقوبرق، خود را بزرگ جلوه میدهند، متواضع حقیقی بیهیاهو در میان مردم زندگی میکند.
🔹 نمونهای از تواضع امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
در تاریخ نقل شده است که هنگامی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب وارد شهر «انبار» شدند، گروهی از مردم برای استقبال آمدند و در کنار مرکب ایشان میدویدند. حضرت از این رفتار ناراحت شدند و آنان را نهی کردند. فرمودند این کار نه برای شما سود دنیوی دارد و نه اخروی؛ اینگونه احترامها سزاوار بندگی خدا نیست.
مردم گفتند: «ما با پادشاهان خود چنین میکردیم.»
حضرت فرمودند: «من مانند پادشاهان شما نیستم.»
در حکومت اسلامی، حاکم و رعیت از حیث انسانی تفاوتی ندارند. معیار برتری، تقواست نه مقام ظاهری.
🔹 نمونهای دیگر: تفاوت احترام حکومتی و احترام الهی
روایت شده است که امام سجاد وارد مسجدالحرام شدند، در حالی که هشام بن عبدالملک برای طواف حضور داشت و اطرافیانش با فریاد راه را برایش باز میکردند. اما هنگامی که امام سجاد (ع) وارد شدند، مردم خودبهخود کنار رفتند؛ نه از ترس، بلکه از محبت و ایمان.
هشام برای کوچک جلوه دادن حضرت گفت: «او را نمیشناسم.»
در این هنگام، شاعر نامدار عرب فرزدق اشعار معروف خود را سرود:
«هَذَا الّذِی تَعْرِفُ البَطْحاءُ وَطْأَتَهُ
وَالْبَیْتُ یَعْرِفُهُ وَالْحِلُّ وَالْحَرَمُ»
این تفاوت میان احترام تحمیلی و احترام برخاسته از تقواست.
🔹 معنای دوم: تواضع به عنوان روش زندگی
برداشت عمیقتر از «مَشی» آن است که مقصود، صرف راه رفتن نیست؛ بلکه «روش و سیره زندگی» است. یعنی متقین در تمام ابعاد زندگی، شیوهای متواضعانه دارند.
چنین انسانی:
به علم خود نمینازد
به مال و قدرت خود فخر نمیفروشد
به حسب و نسب خود مباهات نمیکند
زیرا قرآن معیار کرامت را چنین بیان میکند:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات، ۱۳)
🔹 آثار تواضع در زندگی فردی و اجتماعی
۱. محبوبیت اجتماعی
انسان متواضع در میان مردم محبوب است. دیگران احساس فاصله و تحقیر نمیکنند. حتی اگر عالم، مرجع یا صاحب مقام باشد، خود را برتر نمیبیند.
۲. افزایش دوستان
افراد متکبر غالباً تنها هستند؛ زیرا کسی میل به معاشرت با آنان ندارد. اما متواضعان دوستان فراوان دارند و ارتباطی صمیمی با مردم برقرار میکنند.
۳. آرامش درونی
کسی که خود را بدهکار فضل الهی میداند، گرفتار غرور نمیشود. قرآن میفرماید:
«وَمَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللَّهِ»
هر نعمتی که دارید از خداست؛ پس جای فخرفروشی نیست.
🔹 نمونههایی از تواضع علما
آیت الله والد ما می فرمودند
آیتالله العظمی بروجردی که در جلسه درس، گمان کردند یکی از حاضران درخواست کمک مالی خود را تکرار میکند؛ در حالی که او اشکال علمی مطرح کرده بود. پس از روشن شدن موضوع، ایشان بعد از درس نزد آن شخص رفتند، دستش را بوسیدند و عذرخواهی کردند. این رفتار جلوهای روشن از تواضع علمی است.
🔹 نگاه تربیتی امام سجاد (علیهالسلام)
امام سجاد به یاران خود توصیه میکردند به همه احترام بگذارند:
اگر بزرگتر است، بگویید سابقه بندگیاش بیشتر است.
اگر همسن است، بگویید من از گناه خودم خبر دارم، از او خبر ندارم.
اگر کوچکتر است، بگویید گناهانش کمتر از من است.
این نگاه، ریشه غرور را میخشکاند.
🔹 نمونهای درخشان از تواضع یاران اهلبیت
مالک اشتر، فرمانده بزرگ لشکر امیرالمؤمنین، روزی از بازار کوفه میگذشت. جوانی ناآگاه زبالهای بر سر او ریخت. وقتی فهمید او فرمانده سپاه است، وحشتزده به دنبال او رفت. دید مالک وارد مسجد شده و مشغول دعاست. مالک فرمود: «من به مسجد آمدم تا برای تو دعا کنم.»
این تربیتشدگان مکتب اهلبیت، قدرت را وسیله انتقام نمیکردند؛ بلکه فرصتی برای گذشت و دعا میدانستند.
🔹 تکبر؛ ریشه و منشأ همه گناهان
بسیاری از بزرگان اخلاق گفتهاند که «تکبر» منشأ و ریشه بسیاری از گناهان است. نمونه روشن آن در داستان شیطان دیده میشود. قرآن کریم درباره او میفرماید:
«أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ»
شیطان به سبب تکبر از فرمان خدا سرپیچی کرد و از درگاه الهی رانده شد. اگر روح استکبار در وجود او شکل نمیگرفت، در صف فرشتگان باقی میماند؛ اما همین تکبر، او را به ورطه سقوط کشاند.
روح استکباری انسان را به جایی میرساند که برای حفظ برتریِ خیالی خود، حاضر است دست به هر کاری بزند؛ از گناه و فساد گرفته تا ظلم و آزار دیگران. تاریخ نیز گواه این حقیقت است. مستکبران عالم، همواره برای ارضای همین روحیه، ظلمها کردهاند. نمونه بارز آن فرعون است که خود را برتر از دیگران میدانست و همین غرور، او را به نابودی کشاند.
اگر تواضع از وجود انسان رخت بربندد و تکبر جای آن را بگیرد، این حالت میتواند سرچشمه بسیاری از خطاها شود؛ زیرا متکبر برای حفظ جایگاه خیالی خود، از هیچ اقدامی دریغ نمیکند.
🔹 تواضع؛ سرچشمه نوعدوستی و همدلی
در مقابل، انسان متواضع روحیهای سرشار از همدلی و نوعدوستی دارد. او دیگران را تحقیر نمیکند و خود را برتر نمیبیند. همین حالت، محبت میان افراد جامعه را تقویت میکند.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در خطبه همّام فرمودند:
«وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ»
یعنی سراسر زندگی آنان با تواضع همراه است.
چنین انسانی حاضر نیست به دیگران فخر بفروشد؛ بلکه خود را کمتر از دیگران میبیند. نتیجه این نگاه، جامعهای سرشار از مهر و همبستگی است.
🔹 آرامش روانی؛ ثمره تواضع
یکی از مهمترین آثار تواضع، آرامش روحی است. انسان متواضع توقعی از دیگران ندارد. اگر وارد مجلسی شود، برایش تفاوتی نمیکند در کجا بنشیند؛ بالا یا پایین مجلس، نزد او یکسان است. نیازی نمیبیند که دیگران به احترامش برخیزند یا او را با تشریفات خاصی بنشانند.
اما انسان متکبر دائماً در اضطراب است؛ آیا به او احترام گذاشتند یا نه؟ آیا جایگاهش محفوظ مانده است؟ اگر اندک بیاعتنایی ببیند، آزرده میشود و رنج میبرد.
بزرگان همواره سفارش میکردند:
توقع خود را از مردم کم کنید تا راحت زندگی کنید.
انسانی که توقع ندارد، آزاد و آسوده است. این آرامش درونی زمینه عبادت و خدمت به مردم را فراهم میکند. اما روح ناآرامِ متکبر، نه توان عبادت دارد و نه توفیق خدمت.
🔹 تواضع و رشد علمی
از آثار مهم دیگر تواضع، آمادگی برای یادگیری است. انسان متواضع اگر چیزی نداند، بهراحتی سؤال میکند. از هر کسی که آگاهتر باشد بهره میگیرد. او از پرسیدن خجالت نمیکشد، زیرا خود را مالک مطلق دانش نمیداند.
اما متکبر حاضر نیست از دیگران بیاموزد. میگوید: «چگونه از کسی که همکلاس یا همسن من بوده سؤال کنم؟» همین روحیه، او را در جهل نگه میدارد.
انسان متواضع همواره در مسیر رشد است؛ چه در علم و چه در تجربههای زندگی. به همین دلیل در روایات، مشورت بسیار سفارش شده است. متکبر مشورت نمیکند، زیرا خود را بینیاز میداند؛ اما متواضع همواره در حال ترقی است.
چنانکه شاعر گفته است:
تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی که نادانم
دانش انسان در برابر مجهولات عالم، بسیار اندک است. در روایات آمده که علم ۲۷ حرف است و تاکنون تنها دو حرف آن آشکار شده و با ظهور امام مهدی علم کامل خواهد شد. پس چگونه میتوان مغرور شد؟
🔹 تواضع؛ راه رسیدن به قرب الهی
در حدیثی از امام صادق نقل شده است که خداوند به داوود (علیهالسلام) وحی فرمود:
نزدیکترین مردم به خدا، متواضعاناند؛
و دورترین مردم از خدا، متکبراناند.
اگر انسان خواهان تقرب الهی است، باید به سوی تواضع حرکت کند. بزرگی و کبریا تنها از آنِ خداست: «الله اکبر». هرگاه انسان بخواهد این صفت را برای خود قائل شود، از خدا فاصله میگیرد.
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«ای اباذر! هر کس بمیرد و در دلش به اندازه ذرهای کبر باشد، بوی بهشت را نخواهد شنید؛ مگر آنکه پیش از مرگ توبه کند.»
مشکل آنجاست که تکبر اگر به صورت ملکه درآید، حتی توبه را نیز دشوار میکند.
🔹 هشدار قرآن درباره روح تکاثر و برتریجویی
قرآن کریم میفرماید:
«أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ، حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»
برتریجویی و تفاخر، انسان را آنچنان سرگرم میکند که تا آستانه مرگ ادامه مییابد. حتی پس از مرگ نیز برخی به حسب و نسب خود میبالند؛ در حالی که همه اینها جلوهای از همان روح تکبر است.
🔹 بندگان رحمان؛ الگوی تواضع
قرآن درباره بندگان خاص خدا میفرماید:
«وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»
بندگان خدای رحمان کسانیاند که با آرامش و فروتنی بر زمین راه میروند.
این آیه، جمعبندی زیبایی از مفهوم تواضع است:
آرامش در رفتار، فروتنی در معاشرت، و دوری از هرگونه خودبرتربینی.
🔹 عبادالرحمان؛ الگوی فروتنی در رفتار و معاشرت
قرآن کریم بندگان خاص خدا را چنین معرفی میکند:
«وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»
عبادالرحمان کسانی هستند که بر زمین با آرامش و فروتنی گام برمیدارند. «مشی» آنان تنها به معنای راه رفتن ظاهری نیست، بلکه شیوه رفتار و معاشرتشان نیز سرشار از تواضع است. آنان تکبر نمیفروشند، خودنمایی نمیکنند و حضورشان برای دیگران آزاردهنده نیست.
چنین افرادی در هر مجلسی که وارد شوند، مردم به آنان احترام میگذارند؛ نه از ترس، بلکه از محبت. محبوبیت آنان نتیجه فروتنیشان است. اما انسان متکبر برعکس، مردم را از خود دور میکند. دیگران دربارهاش میگویند: «او متکبر است، چرا به او نزدیک شویم؟» تکبر دیوار فاصله میسازد، اما تواضع پل ارتباط.
هرچه روح فروتنی در انسان تقویت شود، هم دوستانش بیشتر میشوند و هم جایگاهش در دلها بالاتر میرود.
🔹 سیره امام رضا علیه السلام در تواضع
در روایت آمده است که هنگام گستردن سفره، همه غلامان، خدمتگزاران و حتی صاحبمنصبان در کنار هم مینشستند و امام رضا (علیهالسلام) نیز همراه آنان غذا میخوردند. با آنکه حضرت در ظاهر ولیذعهد بودند (و آن مقام را به اجبار پذیرفته بودند)، هیچ تفاوتی میان خود و دیگران قائل نمیشدند.
یکی از خادمان عرض کرد: «اجازه دهید سفرهای جداگانه برای شما و سفرهای جدا برای دیگران بیندازیم.»
حضرت فرمودند: «چرا؟ خدای ما یکی است، پدر و مادر ما یکی است و پاداش روز قیامت نیز بر اساس اعمال ماست.»
نه رنگ پوست، نه حسب و نسب، نه مقام ظاهری—هیچکدام در قیامت معیار برتری نیست. آنچه ارزش دارد، کردار انسان است. این همان سیره عملی اهلبیت (علیهمالسلام) است.
🔹 فروتنی پیامبر گرامی در معاشرت با یاران
در روایات آمده است که پیامبر اکرم (ص) هنگام راه رفتن با اصحاب، آنان را جلو میفرستادند و خود در میان یا پشت سرشان حرکت میکردند. به گونهای رفتار میکردند که اگر فرد ناآشنایی وارد میشد، نمیتوانست تشخیص دهد کدامیک پیامبر است. ایشان در میان مردم بودند، نه جلوتر از همه با تشریفات و فاصله.
در خطبه ۱۶۰ نهجالبلاغه نیز درباره سیره پیامبر آمده است:
بر زمین مینشستند و مانند بندگان غذا میخوردند.
با حالت تواضع مینشستند، نه با تکلف و تشریفات.
با دست خود کفششان را وصله میکردند.
بر مرکبی ساده و بیزین سوار میشدند و دیگری را نیز پشت سر خود سوار میکردند.
این رفتارها تنها نشانه سادهزیستی نبود؛ بلکه جلوهای از روح فروتنی و برابری با مردم بود
🔹 راز محبوبیت و گسترش اسلام
یکی از عوامل مهم پیشرفت اسلام در میان مردمی که از نظر فرهنگی و اجتماعی در سطح پایینی قرار داشتند، همین اخلاق عظیم پیامبر بود. قرآن درباره ایشان فرمود:
«إِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»
اخلاق بزرگ، قلبها را جذب میکند. تواضع، دلها را نرم میکند و مردم را گرد حقیقت جمع میسازد. پیامبری که خود را از مردم جدا نمیکرد، طبیعی بود که محبوب دلها شود و آیینش جهانگیر گردد.
🔹 تواضع؛ صفت برجسته متقین
امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در خطبه همّام فرمودند:
«وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ»
یعنی یکی از مهمترین ویژگیهای متقین، تواضع در رفتار و روش زندگی است. آنان نه در راه رفتن و نه در معاشرت، روح برتریجویی ندارند. خود را مالک چیزی نمیدانند و همه را بندگان خدا میبینند.



















ثبت دیدگاه