خواندن ترجمه نماز برای غیر عرب زبان ها
سوال: چرا ما که به زبان عربى آشنایى نداریم نمى توانیم نماز را به زبان خودمان بخوانیم؟ درصورتى که توجه به معانى کلمات براى انجام عبادت لازم است و بیشتر مردم از معانى نماز بی اطّلاعند. آیا بهتر نیست به جاى قرائت قرآن، ترجمه آن را بخوانیم؟
جواب: احکام دین اسلام اگرچه همه به ملاحظه مصالح و حکمت هایى تشریع شده، ولى باید آنها را تعبّداً قبول نمود؛ و عبادیات را باید به عنوان اطاعت امر خداوند عالم به جاى آورد، تا فواید بزرگى که از آنها در نظر است فراهم شود.
نباید سلیقه و نظریاتى را که غالباً بدون اطّلاع از اطراف و جهات مطالب است، در احکام خدا وارد ساخت.
ما موظّفیم به همان نحوى که مقرّر شده نماز بخوانیم، و عبادات دیگر را به جاى آوریم، و حق نداریم از خود چیزى را در این موارد اختراع نماییم.
البته توجه به معانى و ترجمه آیات و اذکارى که در موقع نماز خوانده مى شوند بسیار خوب بوده و موجب کمال نماز، شدّت فضل، و کثرت اجر و ثواب مى شود؛ ولى باید همان حمد و سوره و اذکارى را که معین شده بخوانند و اگر از آن تخلّف شود عنوان اطاعت از آن سلب مى شود، و نتایج بزرگى که مقصود است حاصل نگشته و از قرائت ترجمه قرآن، آن ثواب و مصالحى که در تلاوت خود قرآن است حاصل نمى شود.
علاوه بر اینها چون قرآن، وحى خدا و معجزه باقیه و پایدار پیغمبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم است، ترجمه آن به نوعى که اصل آن بر مطالب دلالت دارد ـ به تصدیق اهل فن و کسانى که از نکات ادبى، اطلاع دارند ـ براى بشر به هیچ لغتى ممکن نیست، و کسى از عهده آن بر نمى آید. بنابراین هر عالمى به واسطه تلاوت و مطالعه قرآن مجید از آن، مطالبى استفاده مى کند که از ترجمه، این استفاده را ندارد. بلکه در پاره اى موارد ترجمه، مانع از استفاده بعضى مطالب است.
به علاوه اکتفا به قرائت ترجمه در نماز و غیر آن به زبان هاى مختلف، جدایى مسلمین از هم، و اختلاف و پراکندگى و بعضى تعصّبات را موجب مى شود. درحالى که اسلام براى نزدیک کردن مردم، و متّحد ساختن جامعه هاى بشرى، برقرارى تفاهم بین افراد و رفع اختلاف زبانى، نژادى و دیگر اختلافات آمده است.
اکنون هم یکى از جهات جامعه مسلمانان همان متّحد بودن وضع عبادات و نماز و روزه و حج و غیر آن است که در تشیید اخوّت اسلامى، کمال دخالت را دارا است.
اگر ترجمه هاى قرآن ملاک عمل قرار گیرد باعث مى شود که توجه مسلمین نسبت به اصل آن کمتر شود، و از آن همه معانى عالیه و تفکر و تدبّر در آیات و استفاضه از انوار معارف بی پایان آن محروم شوند.
اصلاً مفاسد این کار به حدّى است که به کلّى وضع، منحرف گشته و در هر کشور و شهر، به مناسبت زبان خاص و محلّى آنها عبادات و وظایف دینى آنها صورت خاصّى به خود گرفته، و به کلّى رشته از هم گسیخته مى شود؛ که هرگز چنین ترتیبى موافق رضاى شارع مقدّس اسلام نیست.
اما اینکه نوشته اید: مردم بیشتر از معانى نماز بی اطّلاع اند:
اولاً بیشتر به طور اختصار، متوجه اجمال معانى افعال و اذکار نماز هستند و مى دانند که نماز، توجه بنده به خدا است، و عباراتى که مى خوانند متضمّن حمد، تمجید، تسبیح، دعا، استغفار، اقرار به شهادتین است؛ اگرچه خصوصیات آن را ندانند، یا در بیان آن عاجز باشند.
ثانیاً، فراگرفتن آن به طور اجمال براى هر کس آسان است، و حتى در رساله هاى عملیه اى که با زبان فارسى ساده نوشته شده و در دسترس عوام است، ترجمه اذان و اقامه و حمد و سوره و اذکار نماز نوشته شده است؛ و ترجمه هایى که از قرآن به زبان فارسى ساده در هر عصر شده بسیار مى باشد و قرآن هاى با ترجمه، در همه شهرها و قریه ها در دسترس افراد هست، و مى توانند به مقدارى که به وسیله ترجمه، مى شود با مطالب قرآن آشنا شد، از آن استفاده نمایند.
علاوه براین، تفاسیر فارسى مانند: تفسیر ابى الفتوح رازى و تفسیر منهج الصادقین و… مکرّر طبع شده و مورد استفاده است، و اگر کسى از آنها استفاده نمى کند خودش کوتاهى کرده است.
پس، مسلمانى که مى خواهد از قرائت قرآن مجید به خدا نزدیک شود باید درعین حالى که متوجه معانى آیات و ترجمه و تفسیر است، خود را از فیض قرائت اصل قرآن محروم نسازد و قرائت ترجمه را به جاى قرائت خودِ آن نشمارد؛ زیرا قرآن، اصل است و ترجمه بدل است؛ قرآن کلام خدا است و ترجمه کلام خدا نیست.



















ثبت دیدگاه