کلام ناب
تحقیق در عبارت زیارت اربعین وبذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله
خطبه «خط الموت» و صراحت آن بر علم امام علیه السلام به شهادت
سخنی در معنای حدیث «ان الله قدشاء ان یراک قتیلا»
چند پرسش از نویسنده شهید جاوید
حدیث ام سلمه
خواب امام علیه السلام
پاسخ به چند مغلطه نویسنده شهید جاوید
اوضاع سیاسی و اجتماعی مردم کوفه
بیانات مرجع ولائی حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره در دیدار با اعضای کمیته علمی کنگره بین المللی بزرگداشت ثقة الاسلام شیخ کلینی رحمة الله علیه - بمناسبت روز بزرگداشت مقام علمی محدث جلیل القدر ثقه الاسلام شیخ کلینی رحمة الله علیه
ظاهراً روزى حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بیمار بودند و امیرالمؤمنین علیه السلام موظّف بودند که بدن حضرت یا سر حضرت را روى پاى خود نگه دارند. در این حال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به خواب رفتند و نزدیک مغرب شد و براى اینکه نماز حضرت امیر علیه السلام قضا نشود، ردّ الشمس شد. تفصیل این جریان چیست؟ و روایت آن در کجا مذکور است؟
فی حدیث عن رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم: قَالَ اللهُ تَبَارَک وَتَعَالَى کلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ هُوَ لَهُ غَیرَ الصِّیامِ هُوَ لِی، وَأَنَا أَجْزِی بِهِ» (خصال). مراد از فرمایش خداى تعالى چیست؟
با توجه به «اَلنَّاسُ کلُّهُمْ هَالِکونَ إِلَّا الْعَالِـمُونَ ... إلخ» که بالأخره مخلصین را نیز در خطر عظیم مى داند، عاقبت کار همه طبقات خیلى مشکل و ناراحت کننده به نظر مى رسد؛ بنابراین تکلیف چه مى شود؟
از بعضى از علما شنیده شده که روایت داریم اگر کسى به حج مشرّف شود، بعد از برگشتن از مکه، خداوند متعال براى آن حاج، تا چهار ماه، گناه ـ هرچه باشد ـ نمى نویسد. بفرمایید که آیا چنین روایتى داریم یا نه؟ و بر فرض بودن روایت، سندش صحیح است یا نه؟ و در صورت صحّت، آن روایت را چطور معنى نماییم؟
در احادیث است که ثواب عمل بسیار کوچک گاهى به اندازه عمل بزرگ تعیین شده است. مثلاً کسى که صد مرتبه «سبحان الله» بگوید افضل است از بردن صد قربانى در حج؛ یا اینکه اگر کسى سه مرتبه صلوات بفرستد، ثوابش را به جز خدا کسى نمى تواند بنویسد. آیا این احادیث صحیح است؟
در کتاب نهج الفصاحه (صفحه 260، روایت شماره 1254) چگونه مى شود که شوخى و جدّى آن یکى باشد در رجوع یحتمل مصداق داشته باشد؛ ولى در نکاح و طلاق که قصد انشاء و حضور عدلین لازم است چطور؟ لطفاً مشروحاً بیان فرمایید.
راجع به «اسم اعظم» اقوال و آراى متعدّدى وجود دارد. حضرت صادق علیه السلام فرموده اند: خداوند اسم اعظم را 73 حرف قرار داده، و به آدم ۲۵ حرف؛ به نوح ۱۵ حرف؛ به ابراهیم، هشت حرف؛ به موسى چهار حرف و به عیسى دو حرف عطا فرمود. پس عیسى به آن دو حرف احیاء موتى و اِبراء اَکمه و اَبرص مىکرد و به محمّد صلی الله علیه و اله و سلم 72 حرف عطا فرمود و یک حرف را براى خود برگزید.