حدیث روز
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله: کسی‌که قائم از فرزندان مرا انکار کند، پس همانا مرا انکار کرده است - مصدر کتاب منتخب الاثر تألیف آیت الله العظمی صافی قدس سره

یکشنبه, ۲۴ تیر , ۱۴۰۳ Sunday, 14 July , 2024 ساعت ×
سفرنامه حج آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (بخش نهم: بقیع)
۲۴ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۳:۳۱
در این بخش از سفرنامه حج، حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره ضمن بررسی تاریخ قبرستان های مدینه به قبرستان بقیع پرداخته و به قبور مطهری که در آنجا مدفون می باشند اشاره کرده اند.
پ
پ

سفرنامه حج آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (بخش نهم: بقیع)

انبوه جمعیت

جمعیت زوار در مدینه منوّره در موسم حج شاید بیشتر از هر موقع باشد به طوری که از کثرت جمعیت، آمد و شد در خیابان‌ها دشوار است و اگر کسی فرصت داشته باشد و وضع رفتار و روش این جمعیت‌هایی که هر کدام و هر گروهی نماینده یک نوع فرهنگ و عاداتی می‎باشند که با تفاوت‌هایی که دارند همه در فرهنگ اسلام بهم پیوسته ‎اند یا به نظر بعضی همه نمایش فرهنگ اسلام هستند به مسائل جالب و دانستنی‌های مهم آگاهی می‎یابد.

بهترین فرصت برای بررسی اوضاع اجتماعی ملل مسلمان همین موسم است اینجانب آنچه توانستم در این اجتماع بشری بیندیشم در تمام آنها جمال معنویت اسلام را بیشتر ظاهر می‎دیدم اگر چه از جهت وضع لباس و حتی چهره برای برخی جالب نیستند اما از نظر معنویت همه جالبند، و از همان‌هایی که شاید به نظر عقب مانده و نادان جلوه کنند چنان انسانیت و وقار عبادت و پرستش خدا و تواضع در برابر او و خلوص نیت ظاهر است که قابل توصیف نیست.

باور کنید برای بعضی از این گروه‌ها که فاقد وسایل آسایش هستند، و لباس‌های ژنده و کهنه در بر دارند و از راه‌های دور در حالی که بسیاری از آنها در سن پیری و کهولت یا در عنفوان جوانی می‎باشند این مسافرت جهاد اکبر است که جز با همت و تصمیم مؤمنان کسی بدان اقدام نخواهد کرد.

من همیشه و هر وقت از منزل بیرون می‎روم و این مردم را از اهل هر شهر و دیار که می‎بینم از همت و تصمیم و خلوصشان لذت می‎برم و تعجب می‎کنم و بر صاحب آن مکتبی که این ایمان را در بشر ایجاد کرده که چهارده قرن است انسانیت را در این زمین با این جلوه تابناک در معرض نمایش قرار می‎دهد درود می‎فرستم.

در این مظاهر و در این اوضاع است که انسان به معنی پاسخ خدا به فرشتگان تا حدی آگاه می‎شود که وقتی ملائکه گفتند:اَتَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِک الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَ نُقَدِّسُ لَک؟

در جواب آنها فرمود: اِنّی اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ[1]

بدیهی است این جماعت بزرگ بشری به آن مرحله از کمال که اسلام پیشنهاد نموده و مکتب اهل بیت علیهم‌ السلام و تمسک به قرآن و عترت می‎پروراند نرسیده ‎اند اما انسان اثر اسلام و تعالیم نجات بخش و انسان ساز اسلام را در اینها مشاهده می‎کند، و می‎فهمد که اینها کلاس‌هایی را که سازنده ‎اند طی کرده و به مراحلی از خودسازی دست یافته‎ اند هر چند کلاس‌های بسیار دیگر در جلو دارند.

 

تفاوت اشخاص از جهت تسلیم در برابر احکام خدا

در صدر اسلام هم تأثیر اسلام و تسلیم اشخاص در برابر دستورات، و فرمان‌های رسول اکرم صلی ‎الله علیه و آله و سلم مساوی نبود.

بعضی تسلیم محض و کامل بودند، و به آنچه پیغمبر صلی ‎الله علیه و آله و سلم خبر می‎داد یا به آن امر می‎فرمود صد درصد مؤمن بودند و ذره‎ای احتمال خلاف آن را نمی‎دادند، مانند علی علیه ‎السلام که سوابق ایمان و مواضع و مواقف او در اسلام همه روشنگر این حقیقتند که ایمانی سنگین‎تر و محکمتر از ایمان او قابل تصور نیست و حتی یک لحظه در برابر حکم خدا و فرمان رسول خدا صلی‎ الله علیه و آله و سلم در یک مورد هم اندیشه دیگر والعیاذ بالله خود رأیی اظهار ننمود و بلکه چنان شخصیتی که به اتفاق همه، علوم و معارفی از او صادر شد که جهان را پر نمود، و دانشمندترین فلاسفه الهی نتوانسته و نخواهند توانست در توصیف و تنزیه و سپاس حق تعالی مانند او سخن برانند و آن زبانی که پس از پیغمبر صلی ‎الله علیه و آله و سلم اینهمه درفشانی کرد و علوم و معارف بشری و اسلامی را برای مردم بیان فرمود در عصر پیغمبر صلی‎ الله علیه و آله و سلم آنچنان ساکت و خاموش بود که هرگز در خور عشری از اعشار و یک از هزار علوم و حکمت‌ها و دانش‌هایش از او شنیده نشد.

آری این است حقیقت فناء در محبوب که: با وجودت ز من آواز نیاید که منم.

این است ادب علوی و معرفت او نسبت به پیغمبر صلی ‎الله علیه و آله و سلم و این است تسلیم کامل در برابر خدا و رسول که مافوق آن تصور ندارد.

و این است معنی بندگی و عبودیت و عمل به آیه: وَ ما کانَ لِمُؤْمِن وَ لا مُؤْمِنَه ‎اِذا قَضَی اللهُ وَ رَسُولُهُ اَمْراً اَنْ یَکونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ[2].

اینجا است که مقام کنْتُ سَمْعَهُ الَّذی یَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرُهُ الَّذی یُبْصِرُ بِهِ وَ لِسانُهُ الَّذی یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدَهُ الَّتی یَبْطِشُ بِها[3] و معنای: وَ ما رَمَیْتَ اِذْ رَمَیْتَ وَلکنَّ اللهَ رَمی،[4] فعلیت و تحقق خارجی می‎یابد.

بنده آن باشد که بند خویش نیست

جز رضای خواجه‎ اش درپیش نیست

گر (ببرّد) خواجه او را پا و دست

دست دیگر آورد کاین نیز هست

نه ز خدمت مزد خواهد نه عوض

نه سبب جوید ز امرش نه غرض

نقطه مقابل و ضد این بینش موضع ابلیس مآبانه بعضی دیگر بود که ابلیس گرچه به ظاهر سوابق زیادی در عبادت و پرستش خدا داشت اما انانیت و تکبر و خودبینی او در برابر خدا بر جای مانده و به مقام توحید نرسیده بود و فرمان خدا را برای اطاعت نمی‎برد لذا زبان به اعتراض گشود و گفت: اَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طین.[5]

در بین افرادی که به اصطلاح به آنها صحابه اطلاق می‎شود و در بین مردم دیگر و در عصر ما نیز بعضی در برابر حکم خدا و رسول خدا اظهار عقل و رأی می‎نمایند و زبان معترضانه به چون و چرا باز می‎کنند و گاه به صراحت حکم خدا را رد می‎نمایند و این بیماری در عصر ما بسیار شایع شده و بسا کسانی که صبح می‎کنند در حالی که از دین خارج شده‎ اند.

 

تلبیس ابلیس

نکته دیگر که از مشاهده مناظر اظهار شوق و ارادت و عبادات اینهمه مردم که متأسفانه به راه ولایت راه نیافته ‎اند درک می‎شود تلبیس ابلیس است که چگونه در این مناظر و برنامه ‎ها که به صورت عبادت و اطاعت است وارد شده و برنامه‎ های اسلامی را در بعض موارد بالمره تغییر داده یا در آن تصرف کرده و نقش خود را در آنها پنهان نموده است و به صورت پیروی از فلان و بَهمان و ابوهریره ‎ها و…خود را وارد کرده و دستورات شخصیت‌هایی را که در طول تاریخ اسلام را از تحریف غالین و ابطال مبطلین حفظ فرموده ‎اند کنار گذارده است.

این تلبیس ابلیس که از آستین منافقین درآمد به قول ابودرداء همه برنامه ‎هایی را که در عهد رسول خدا بود حتی نماز را تغییر داد وبزرگترین چهره ‎زشت و‎ وحشتناکش غصب ‎خلافت ‎اهل‎بیت علیهم‌ السلام ‎بود.

مسؤولیت آنها که از روز اوّل خشت کج بکار گذارده و موجب گمراهی این همه مردم شده و سنّت سیئه را تأسیس کردند مساوی است با مسؤولیت تمام گناهکاران و خطاکارانی که در طول تاریخ از راه آنها پیروی نموده ‎اند و بلکه بیشتر است.

 

بقیع

بقیع یکی از دو قبرستان معروفی است که در صدر اسلام و عصر رسالت مسلمین، اموات خود را در آنها دفن نموده ‎اند و تاکنون هم دفن اموات در آنها به مناسبت شأن و فضیلتی که همه مسلمانان برای این دو گورستان قائلند و جنبه‎ های تاریخی آنها ادامه دارد قبرستان دیگر همان قبرستان معروف مکه مکرمه (حجون) است که در آینده به آن خواهیم رسید.

قبرستان بقیع پیش از هجرت پیغمبر اکرم صلی ‎الله علیه و آله و سلم به مدینه منوره، قبرستان نبود و بر حسب بعض نقل‌ها اولین نفری که از انصار در این مقبره مدفون گردید اسعد بن زراره بود سپس از مهاجرین اولین کس عثمان‎ بن مظعون بود که هر دو از صحابه عالیقدر بودند و به امر پیغمبر صلی‎ الله علیه و آله و سلم این زمین برای قبرستان آماده گردید و پس از رحلت ابراهیم فرزند عزیز پیغمبر صلی ‎الله علیه و آله و سلم که به امر آن حضرت او را نیز در بقیع در جنب عثمان ‎بن مظعون دفن کردند این قبرستان رسمیت یافت و به دفن اموات مسلمین در آنجا اختصاص پیدا کرد.

این قبرستان در سمت شرقی مدینه واقع است و طول آن بر حسب تعیین بعضی 150 متر و عرض آن 100 متر است و ظاهراً این طول و عرض قطعه ‎ای است که فعلا بقیع نامیده می‎شود و الاّ عرض و طول آن کمتر بوده است و مکان قبر عثمان که به نام (حش کوکب) موسوم بوده است خارج از بقیع قرار داشته است که چون مسلمانان مانع از دفن او در مقبره مسلمین شدند و حتی ابتداء انقلابیون از دفن او هم مانع می‎شدند چند تن از بنی امیه او را روی دری گذاردند و چون در (حش کوکب) که مقبره یهود بود حفره‎ای کندند و خاک بر آن ریخته جسدش را مخفی کردند این مکان را بنی امیّه بعدها ضمیمه بقیع نمودند.

باری این قبرستان از چهارده قرن پیش تا امروز همواره زیارتگاه مسلمین و مرکز بیداری و تذکار خاطرات رجال و شخصیت‌های بزرگ اسلام و رویدادهای زشت و زیبا بوده است.

و این قبرستان پس از روضه مقدسه نبویه یکی از منابع تاریخ اسلام است که وجود شخصیت‌های تاریخی اسلامی را اثبات و تأیید می‎نماید.

در حدود ده هزار نفر از صحابه در این قبرستان مدفون می‎باشند.

از معاریف و مشاهیری که در این قبرستان مدفون هستند و از بانوان نخست به احتمال حضرت زهرا علیها السلام را باید نام برد و نفر دوم به طور مسلم نیز فاطمه‎ بن اسد ام الوصی و ام الائمه است که نسبت به پیغمبر صلی‎ الله علیه و آله و سلم به مناسبت پرستاری و کفالتی که از آن حضرت داشت مقام مادری دارد و بر حسب احادیث پیغمبر صلی ‎الله علیه و آله و سلم او را مادر می‎خواند و فرمود بعد از ابوطالب کسی نسبت به من نیکی کننده‎تر از او نبود و در مقام تجهیز و تشییع و تکفین و دفن او عنایت‌هایی فرمود که مورد تعجب و جلب توجه گردید، از جمله اینکه پیغمبر صلی ‎الله علیه و آله و سلم پیراهن خود را برای کفن او مرحمت کرد و در قبر او خوابید و از جمله قبور محترمه قبر ام البنین مادر حضرت عباس ابی الفضل شهید در کربلا است، و قبور زوجات النبی نیز به غیر از حضرت خدیجه علیها السلام که در مکه مکرمه و میمونه که در سرف مدفون می‎باشند، در بقیع می‎باشد و همچنین قبور دیگر بنات پیغمبر صلی ‎الله علیه و آله و سلم و صفیه عمه بزرگوار آن حضرت و جمعی از بانوان معظمه اهل بیت از بنات بلا واسطه یا مع الواسطه ائمه علیهم‌ السلام نیز در بقیع است.

اما از مردان نیز شخصیت‌های بسیار در این قبرستان مدفونند که عزیزترین و بزرگترین آنها نخست سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی علیه‎ السلام سید جوانان اهل بهشت و دیگر حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین علیهما السلام و حضرت امام محمدباقر و حضرت امام جعفر صادق علیهما السلام می‎باشند (امام دوم و چهارم و پنجم و ششم) که تواریخ زندگی مشحون از افتخارات و فضایل و بزرگواریِ آنها مستقلاً و در ضمن صدها تاریخ معتبر نوشته شده است و دیگر قبر جناب عباس عموی پیغمبر صلی ‎الله علیه و آله و سلم و عقیل عموزاده آن حضرت و عبدالله جعفر و از جمله چنانکه قبلا گفته شد قبر مطهر جناب ابراهیم فرزند عزیز و عالیمقام رسول خدا صلی ‎الله علیه و آله و سلم است که بالخصوص در بقیع زیارت می‎شود.

 

وضع کنونی قبرستان بقیع

وضع قبرستان بقیع در حال حاضر بسیار موهن است و اهانتی که به رجال و شخصیت‌هایی که در این گورستان مدفونند شده، فوق العاده تأسف آور و رقت انگیز است تقربیاً جز اقلیت غیر قابل توجهی که به اسم وهابی نامیده شده و موجودیت دارند و گروهی از مردم غافل از حقایق جریان‌ها و دخالت سیاست در امور که فریب تبلیغات عوام فریبانه آنها را خورده ‎اند، اکثریت مسلمانان از این استخفاف و اهانت سخت ناراحت و آزرده خاطرند.

در هیچ کجای دنیا نسبت به قبور بزرگان خود این همه بی‎ادبی و بی‎احترامی روا نمی‎دارند و در هر کجا دفن اموات مرسوم است قبور اموات و مقبره آنها نیز محترم است.

نقشه تخریب آثار و ابنیه اسلامی نقشه بسیار عمیق و خائنانه ‎ای بود که بیگانگان برای محو مستندات و شواهد عینی و اثری تاریخ اسلام کشیده بودند و در موقعی که برای تسلط بر کشورهای اسلامی دست به تفرقه و فرقه سازی بودند، مثلا علی محمد شیرازی و حسینعلی نوری را در ایران به ادعای بابیت و مهدویت و نبوت و بلکه الوهیت برانگیختند و در هند غلام احمد قادیانی به اصطلاح فرقه مزدور احمدیه را و در عربستان نیز فرقه وهابی را وسیله دست ساختند و محمدبن عبدالوهاب را به مزدوری گرفتند و مهمترین مقصد آنها علاوه بر غارت معادن بزرگ نفت، از میان بردن آثار اسلامی بود که حتی روضه مقدسه پیغمبر صلی‎ الله علیه و آله و سلم را نیز فرا گرفت.

 

________________________________________
[1]. سوره بقره، آیه 30.

[2]. سوره احزاب، آیه 36.

[3]. اربعین شیخ بهایی، صفحه 143، حدیث35.

[4]. سوره انفال، آیه 17.

[5]. سوره اعراف، آیه 12.

 

برگرفته از کتاب «سفرنامه حج» اثر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره

 

برای مطالعه بخش های دیگر سفرنامه می توانید بر روی لینک های زیر کلیک کنید:

سفرنامه حج آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (بخش هشتم: مسجد النبی و خانه حضرت زهرا سلام الله علیها)

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وبسایت منتشر خواهد شد.