1ـ پيغمبر الگوي كمال مطلوب و مافوق بشر عادي:
اين انديشه و ايمان كه پيغمبر، صلّي الله عليه و آله و سلم، مافوق يك بشر عادي است، يعني واجد كمالات و صلاحيتهايي است كه افراد عادي و بلكه ساير افراد فاقد آن ميباشند انديشهاي است كه با برهان ثابت و عقل و نقل بر آن دلالت دارند و ايمان به رسالت و اصطفاء و اجتباء و گزينش او از ايمان به اين جهت جدا نيست و عقلا پذيرفته نيست كه شخصي كه به نبوت برگزيده ميشود از لحاظ صفات اخلاقي و معارف و فضائل و كمالات انساني بر ديگران امتياز نداشته باشد و سايرين با او مساوي و برابر باشند زيرا در اين صورت ترجيح او و اختيار او بر ديگران و دستور اقتدا و تاسي و اطاعت سايرين از او، از خداوند حكيم صادر نخواهد شد البته پيغمبر غير بشر و مافوق بشر نيست امّا بشر مافوق، بشر ممتاز، بشر كامل و انسان تمام است و اين حقيقتي است كه در سراسر زندگي پيغمبر اكرم، صلّي الله عليه و آله، مشهود و ظاهر بود او چه پيش از بعثت و چه بعد از بعثت بر همگان از حيث اخلاق كريمه و فضايل انساني و معنوي برتري و امتياز داشت كه در اينجا مجال مقايسه اخلاق آن حضرت با ديگران نيست.
ظاهرا نويسنده محترم استاد دكتر عبدالعزيز (كه از اينجا به بعد جهت اختصار از ايشان به نام آقاي دكتر يا نويسنده ياد ميكنيم) نيز همين نظر را داشتهاند و از تعبير الگوي كمال مطلوب و منتخب الهي و رهبر واقعي همين معني استفاده ميشود مع ذلك اين بيان كه "اين الگوي كمال مطلوب كه پيامبر از خود، بجاي گذارد اين انديشه را كه او ميبايد چيزي بيش از انسان عادي باشد به ميان آورد" موهم اين است كه اين انديشه بعد از رسالت و حتي پس از وفات آن حضرت به ميان آمد اين توضيح داده شد كه اصلا شرط گزينش به مقام پيامبري داشتن صلاحيت و شايستگي بيشتر است بهرحال در اين شكي نيست كه پيغمبر يك انسان عادي نيست.