پیام حضرت آیت الله العظمی صافی به همايش نيايش و دعا براي تعجيل فرج و تجلیل از کتاب ارزنده و مهدوی مکیال المکارم / شعبان 1431
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي: « وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» (غافر/60)
هويت حقيقي مخلوق و ممکن الوجود، فقر و نياز به خالق و واجب الوجود جلّت اسماءه و عظمت آلأوه ميباشد و کمال انسان نيايش و احساس و التفات به اين فقر و اظهار حاجت و اعتراف به اين هويت است. انسان هر چه بيشتر در اين وادي سير نمايد و در خودشناسي و خداشناسي مراتب بالاتري را کسب کند و اين نياز ذاتي خود را به خالق خويش و بينيازي او عز اسمه را در پرتو معرفت صفات جلاليه و جمالية او بيشتر درک نمايد مقامش اعلي و ارفع ميشود:
به پيش آنکه بيپيوند و خويش است
هر آن را معرفت بيش است پيش است
شخص اول ممکنات، حضرت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله و اهل بيت آن حضرت صلوات الله عليهم اجمعين در اين احساس فقر و نياز به خداي بينياز بالاترين درجات را حائز بودند و رمز اشرفيت و برتري آنها بر همه حتي ملائکه مقرب همين درک و احساس است. الذ لذائذ براي آن بزرگواران جلوس بر بساط عبوديت و اظهار فقر به درگاه الهي وعرض نيايش و نياز و طلب حاجات و دعا است که حضوري براي انسان بالاتر از آن نيست بلکه حضور و لقاء و اتصال به عالم غيب و غيبِ عالم، همه همين و در همين است و مقامات و درجات معنوي و اصطفاء و اجتباء به اين حاصل ميشود. از آية شريفهاي که تلاوت شد اين معناي بالا و بلند استفاده ميشود که دعا و درخواست و طلب حاجت عين عبادت و عبوديت و پرستش است و ترک دعا و نيايش، استکبار از پرستش و عبادت و هاوية سقوط است و چنانکه در حديث شريف است «و الدعاء مخّ العبادة» خواندن خدا و يا الله و يارزاق و يا شافي و يا غفار و ... گفتن اصل نيايش و مغز پرستش است. اين حال توجه به خدا چنانکه در قرآن مجيد به آن اشاره شده است در حال بروز حوادث و نزول بليات و شدائد که انسان از همه وسايل نجات نااميد ميشود و براي کساني که غافل از اين معاني هستند نيز حاصل ميشود.
قال الله تعالي:
«وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ»
اين معني را بر حسب روايت، حضرت کشّاف حقائق، امام صادق عليه السلام در جواب شخصي که از آن حضرت دربارة خدا سؤال نمود بيان فرمودند:
«هل رکبت سفينة قط؟»
آيا تاکنون سوار کشتي شدهاي؟
ـ سائل: بلي شدهام.
ـ امام عليه السلام: آيا اتفاق افتاده است که کشتياي که بر آن سوار بودي شکسته شده باشد و هيچ وسيلة ظاهري براي نجات تو نباشد و در معرض خطر قطعي گرفتار باشي؟
ـ سائل: اتفاق افتاده است.
ـ امام عليه السلام: آيا در اين حال هولناک، خطرناک دل تو متوجه شده است که کسي هست که قادر بر نجات از اين خطر و هلاکت باشد؟
ـ سائل: بلي همين گونه شده است.
امام عليه السلام: آن کس، خداوند متعال است که توانا بر نجات دادن است هنگامي که نجات دهندهاي نيست و فريادرس است هنگامي که فريادرسي نيست.
خداوندي که بيقرن و عديل است
وجود او نه محتاج دليل است
اگر از شبهه دل را پاک سازي
در اثباتش ز برهان بينيازي
اگر افتي به دام ابتلايي
به جز او از که ميخواهي رهايي؟
ندارد چون خرد در او تأمل
چرا افتي پي دور و تسلسل؟
راجع به فضيلت دعا همين بس که در روايت است که از امام عليه السلام در مورد فضيلت قرائت قرآن و دعا سؤال شد به اين صورت که دو نفر نماز خواندند: يکي در نماز، بيشتر قرآن تلاوت کرد و ديگري بيشتر دعا خواند؛ کدام افضل است؟ فرمود: هر دو فضيلت دارند. سائل بار ديگر از فضيلت سؤال کرد. امام عليهالسلام از فضليت نمازي که در آن دعا بيشتر خوانده شده بود خبر داد و فرمود:
«هي و الله افضل هي و الله العبادة»
با توجه به اين دستور ولايي معلوم ميشود که در ارتباط با عرض ادب و بندگي به پيشگاه اقدس حضرت بقية الله مولانا المهدي ارواحنا العالمين له الفدا نيز، دعا براي آن حضرت و براي تعجيل در فرج و برآمدن حوائج آن حضرت از نيايشها و دعاهايي کثير بالبرکات است و از اينکه شخص، حاجات خود را بخواهد به مراتب بالاتر و ثوابش بيشتر است.
اين همايش که براي تشويق همگان به دعا براي آن حضرت و نيايش و التماس و تضرع به درگاه الهي براي تعجيل در امر فرج آن يگانة دوران و صاحب زمان است همايش عظيم و داراي منزلتي جليل است و به اين مناسبت از يکي از بهترين و جامعترين کتابها در اين موضوع کتاب نفيس و شريف «مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائم عليه السلام» تاليف شيعة مخلص و چاکر درگاه حضرت بقية الله الاعظم ارواح العالمين له الفدا حضرت آيت الله آقاي حاج سيد محمد تقي اصفهاني اعلي الله مقامه از کتاب و از مؤلف تجليل و تقدير به عمل ميآيد. الحق کتاب در نوع خود بينظير و نسخة بهترين ارتباط با ناحية مقدسه و دعا براي آن حضرت است.
سزاوار است همه از آن استفاده نمايند و امامشناسي خود را به وسيلة آن تکميل کنند و با نيايش و دعا براي آن حضرت، همواره عهد خود را تجديد و شدت انتظار و اشتياقشان را به آن ظهور موفور السرور و روز موعود و روز نجات و خلاصي بشر آشکار سازند.
اللّهم عجل فرجه و سهّل مخرجه
شعبان المعظم 1431
لطف الله صافي
پيام آيت الله العظمي صافي به مناسبت فرا رسيدن دههی فرخنده مهدويت و کنفرانس گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در عصر انتظار-قم/ نيمه شعبان 1431
بسم الله الرحمن الرحیم
طوبي للمنتظرين في غيبته طوبي للصابرين في محبته
السلام عليکم و رحمة الله
رسيد عيد و ز دل غبار غم برگرفت
جهان پير کهن جواني از سر گرفت
فرح، زمان تا زمان گره ز دلها گشود
زمين، کران تا کران رونق ديگر گرفت
با عرض تبريک و شادباش به مناسبت دههي مبارکه مهدويت و تقدير و تشکر از خادمان آستان مقدس حضرت بقية اللّه الاعظم ارواح العالمين له الفدا و برگزارکنندگان «کنفرانس گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در عصر انتظار»
عصر انتظار، عصر تمسک به شعائر دين و التزام به عمل به احکام شرع مبين و عصر امتحان و تلخيص است. از شخص منتظر بايد جلوههاي اخلاق قرآني و آگاهي از معارف وحياني درخشان و در لمعان باشد. تمدن اسلامي برخاسته و ساخته شده از هدايتهاي اين دين حنيف است. شخص منتظر بايد حفظ هويت و استقلال اسلامي را هميشه و در هر مناسبت، شعار و افتخار خود بداند. يکي از مشخصات بارزه اين امت بزرگ و امت وسط، حجاب بانوان و عدم اختلاط و نظامات حافظ قداست و کرامت بانوان است که هم مردان را به وظايف خاص موظف مينمايد و هم زنان را ملزم به تکاليف ويژه ميسازد. اين نظامات براي همه مسلمانان فرهنگ است، اصل است، همه بايد آن را رعايت نمايند .آياتي مانند:
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى ،
وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ،
وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ ،
فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ ،
فرهنگ اسلام است و وحي است که بايد در همه امورِ زن و مرد و در همهي روابط، فرهنگ گردد که متاسفانه اين فرهنگ به واسطهي غربگرايي و عدم آگاهي از فلسفهي احکام و مقاصد الهي و قرآني مورد هجوم قرار گرفته و مظاهر جامعهي در کار و شغل از آن فاصله ميگيرد.
بايد فرهنگ حجاب را در معناي گسترده آن بياموزيم و به آن تعهد داشته باشيم؛ بايد بدانيم کرامتي که اسلام براي زن قرار داده است بزرگترين ارزش اوست؛ خانهداري زن، بيکاري نيست؛ خانهداري افتخار است؛ شريفترين شغلها و جهاد و سير اليالله و از عبادات است دورانهايي که زن با همسر دارد همه مشحون به ثواب است و حيات طيبه است و در ارزشهاي حقيقي اين دو جنس مکمل يکديگرند و براي هم مانند لباس و يک واحد کامل انساني هستند. طي درجات علم و عمل و کسب معالي و مقامات براي هر دو پيشبيني شده است و هر دو در کنار هم قرار گرفتهاند .
إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ ،
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ،
در انتظار حضرت بقية اللّه ارواح العالمين له الفدا بودن، بايد از جامعهي منتظر، ظاهر و آشکار باشد؛ شکستن حريمهاي ديني و گرايش به فرهنگ غرب، ضد انتظار و عبور از خط قرمز هاي قرآني است.انتظار بايد عينيت داشته باشد نه فقط حجاب، بلکه انتظار در همه جا بايد ظاهر باشد؛به خصوص در جرايد، صداو سيما و در همايشها و...
به طور مثال اگر کسي شخص عاليمقام را دعوت کرده باشد و منتظر مقدمش باشد براي پذيرايي او آنچه موجب خشنودي اوست فراهم ميکند؛ جامعه منتظر هم بايد اگر منتظر است، آماده پذيرايي باشد.
از آن يگانه مرد خدايي حضرت مهدي عليه السلام چگونه بايد و چگونه ميخواهيم پذيرايي کنيم و مدعي انتظار باشيم؟ يقيناً با صداقت، با امانت، با برادري، با مروت و ايثار، با علم و معرفت، با تقوا و پرهيزکاري و با التزام به اسلام ميتوانيم منتظر باشيم.
انتظار از شخصي مثل ولي خدا، با گناه، با خيانت، با بيتعهديهاي اخلاقي، با موسيقي و کنسرت وتشويق اهل ملاهي و مناهي هرگز محقق نخواهد شد و جامعهاي که اين رفتارهاي زشت را به اسم هنر و عناوين ديگر ترويج مينمايد جامعهي منتظرنيست.
اميد است ما در ضمن برنامههاي جشن ميلاد و تعظيم دهه مهدويت به اين حقايق برسيم و جلوهي انتظار را در همهي برنامهها شايع و ظاهر سازيم .به اميد حرکت بيشتر و جامعه اي صددرصد مهدوي .
انهم يرونه بعيداً و نريه قريباً
شعبان المعظم 1431
لطف الله صافي
پيام حضرت آيت الله العظمي صافي به مناسبت فرا رسيدن دههی فرخنده مهدويت
بسم الله الرحمن الرحیم
و ذکرهم بايام الله
و لله تعالي في ايام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها
السلام علي المهدي الذي وعدالله به الامم و علي المؤمنين المنتظرين
خداوند متعال را سپاسگزاريم که هر ساله و همواره بر احياء امر حضرت صاحب الامر مولانا و سيدنا بقيةالله المهدي ارواح العالمين له الفدا ميافزايد و شور و شوق، و اشتياق قلوب را به آن ناحيهي مقدسه بيش از پيش متوجه ميسازد، چنانکه نااميدان، اميدوار و اميدواران، اميدوارتر ميشوند. خلاء معنويت و رو آوردن به انحطاط حيوانيت اگر چه بيشتر ميشود، در مقابل ايمان به ظهور آن يگانه منجي الهي از اهل بيت عليهم السلام، از فرزندان فاطمه سلام الله عليها و از نسل حسين عليهم السلام قلوب را روشن و دلها را از گرايش به الحاد بيمه مينمايد و قوت و شمول و عموميت آن به خصوص در نسل جوان و تحصيل کرده، افکار دينستيزانه را به عقب ميراند و دژ محکم مهدويت همه حملهها را شکست ميدهد.
کمتر موضوعي پيدا ميشود که مانند موضوع مهدويت و سخن گفتن از آن وليّ يگانه شنونده را به وجد و نشاط آورد و کمتر نوشتهاي مانند کتابها و مقالاتي که در ارتباط با معرفي آن حضرت نوشته شود خواننده دارد. در طول سال اگرچه دلهاي مؤمنان به ياد آن حضرت و حضور در مجالس و محافل ولائي مشغول است ولي همگان منتظر حلول ماه مبارک شعبان و در انتظار انجام مراسم دهه مبارکه مهدويت ميباشند که عهد خود را با آن حضرت تجديد و ايمان و شعور ديني خود را تازه و نو نمايند.
دههي فرخنده مهدويت مکتب و مدرسه و دانشگاهي است که با آن کاستيهايي که به واسطه غفلت برخي در حيات ديني و سياسي اسلامي و اخلاق اجتماعي پيش ميآيد تدارک ميشود همگان به حفظ سنتهاي اسلامي و احترام از استقلال ديني ترغيب ميشوند؛ اين دهه، دههي امر به معروف و نهي از منکر، دههي مطالبه مقاصد اسلامي، دههي مقاومت در برابر غربزدگي است، دههي سراسر نور مهدويت را گرامي بداريد.
انتظار اين است که در سال جاري برنامهها باشکوه بيشتر و عظمت افزونتر برگزار گردد و با حفظ تمام شئون اسلامي، برکات بزرگ معنوي و تقرب به درگاه الهي تامين شود؛ و همه منتظران يکپارچه در شب ميلاد مسعود آن پيشواي جهانيان، که شبِ احياء و نيايش به درگاه الهي ميباشد تعجيل در فرج آن حضرت را از خداوند درخواست نمايند و اين عرض نياز و تضرع به درگاه حضرت احديت عز اسمه به درجه استجابت برسد. بحقه و بحق آبائه الطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين
شعبان المعظم 1431
لطف اللّه صافي
پيام حضرت آيت الله العظمي صافي به همايش قرآن و باورهاي ديني/ گلپايگان- تيرماه1389
قال الله تعالي: إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا (اسراء/9)
السلام عليکم و رحمة الله
با عرض احترام به حضار گرامي و تقدير از برنامهاي که چند سال است به عنوان تقويت مباني اعتقادي و شبهه زدايي ديني در شهر مذهبي گلپايگان که سوابق ديني و علمي آن معروف و مشهور است انجام ميشود و با تاکيد بر لزوم کار و اهميت تبليغ تحت عنوان مذکور در شرايط کنوني جهان و مشکلات فرقهگراييها و فرقهسازيها و فعاليتهاي اضلالي که مخصوصاً نسل جوان را هدف قرار داده و به تضعيف سنتهاي ثابته و تخريب ساختارهاي مقدس اهتمام دارند، انتخاب عنوان «قرآن و باورهاي ديني» براي برنامهی حاضر عالية المضامين و کثيرة الجوانب است.
اين موضوع در هر حد در جامعه و نسل حاضر و دانشپژوهان و دانشگاهيان و سائر اصناف مطرح شود موجب رشد معرفت و شعور ديني و درک مقاصد وحياني و قرآن ميشود.
در خود قرآن کريم، آيات متعددي مردم را به ايمان و باور و اعتقاد دعوت نموده و مثل حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و اله و سلم را به ايمان توصيف نموده و مؤمنان را به ايمان به خدا و ملائکه و پيامبران و کتابهاي آسماني ستوده است و اوصاف مؤمنين را بيان نموده است.
خلاصه، ايمان در قرآن مجيد، نقطهی اصلي و مرکزي دعوت انبيا معرفي شده است. نه تنها ايمان و اعتقاد، اساس و اصل معنويات اعلام شده بلکه راههاي وصول به قلههاي شامخ آن بيان شده است؛ راههايي که در همه جا و در همهی اعصار باوربخش دلهاي پاک است. قرآن کريم، معجزه است و در اين ايمان بخشي نيز اعجاز دارد که دليل آن همان توسعهی اسلام در کوتاهترين زمان و مطابق بودن دعوت اسلام با فطرت است. دعوتي که براي هرکس و هر صنف اگر چه درس نخوانده باشد يا سالها مکتبهاي مختلف به اصطلاح عقلي و فلسفي را آموخته باشد مورد استفاده قرار ميگيرد و به اين نتيجه ميرسد که بالاتر و مؤثرتر از روش قرآني که بتواند در اين گستردگي جهاني، جوامع اسلامي را به ايمان و اعتقاد به الهيات و معاد و ساير عقايد حقه برساند نيست.
جاذبهی قرآن مجيد که به آن سرعت، عالم انسانيت را متوجه به اسلام و معارف آن نمود از آن زمان تا به حال که چهارده قرن گذشته همواره زنده و بيش از پيش جالب و جاذب است و اين قرآن است که عليالدوام دلها را به ايمان، جذب مينمايد. اعلاميهی جهاني و آزاديبخش آن مثل «تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء» و «إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى» و «إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» هميشه و در هر دور و عصر، گوش و دل بشر را مينوازد.
لسان انبيا و زبان وحي و زبان قرآن در دلها چنان نفود و تاثيري دارد که هيچ زباني اين تاثير را ندارد؛ اگر زبان همهی حکما و به اصطلاح اهل معقول و نوابغ و ارباب فنون فلسفي يک زبان باشد در باوربخشي و ايمان به غيب قطعاً يکصدم اثر زبان قرآن را ندارد؛ هيچ کدام توفيقي که تام باشد نداشتهاند و سخنانشان در اين موضوع بيشتر مانند آب در غربال کردن و باد در چنبر بستن بود و گاه خودشان هم از نعمت ايمان محروم شده و در مسائلي مثل ربط حادث به قديم و معاد عالم ديگر کسي را به باور نرساندند بلکه گمراه شدهاند. صغري و کبري و تشکيل قياس و برهان منطقي و مطالب فلسفي و کلامي در ايمان بخشي نقش به سزايي ندارد. الهيات و معارف عالي بشري فقط با زبان قرآن و زبان رسول اکرم و ائمه عليهم السلام و نهجالبلاغه و صحيفهی کامله در دلها نفوذ ميکند. مکتبهاي ديگر نميتوانند و نتوانستهاند قلوب را فتح نمايند اگر زبان قرآن و آن آيات رسا مثل: «إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ * فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» نبود مکتبهايي که از عصر بنياميه آغاز گرديد و در عصر بنيعباس رايج شد و در برابر مکتب قرآن، وارد مکتب و مدرسه اسلام و قرآن گرديد کمترين اثري نداشتند؛ فقط اسلام را تا حدي از سير به سوي جلو باز داشتند و معارف قرآني و نوراني قرآن بود که اسلام را به اين وسعت خارق العاده رساند.
براي باورهاي ديني بايد از قرآن استفاده شود و بيان ساده و قوي آن را راهنما قرار داد و هر بيان، هر شعر و هر ادبياتي که به اين روش و اقتباس از قرآن مجيد باشد باور زا و شوقانگيز و موجب روشني قلب ميشود. اشعار شعرا که از همين سبک قرآن استفاده کردهاند شنونده را به عالم غيب و ايمان به خدا در حد بسيار زيادي سير ميدهد که بحمدالله به زبان عربي و فارسي قويترين، مؤثرترين و بيشترين ادبيات را داريم.
اينک سبک قرآن مجيد در ايمان بخشي:
«وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» ،
«أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ» ،
«ان إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ» (الآيات)
«أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ» (الآيات)
«َمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ» (الآيات)
«أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ» ،
«أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ* أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ»
و آيات بسيار ديگر در الهيات که همه در معرفت و تبليغ و دعوت به خداپرستي است و باورآفرين و ايمانبخش است.
در بخش نبوات آيات قرآن کريم همه معجزه است و در معرفي انبيا بليغتر از آن نيست.
در موضوع معاد و مسائل مربوط به روح و غيب وجود انسان و سؤال و محاسبهی قيامت، هشدارهاي آيات قرآن همه رسا و مؤثر است.
در توصيف سختيهاي روز قيامت و وعد و وعيد همه مسائل تربيتي را بايد از قرآن فرا گرفت:
«يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ * وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ»
«يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ» ،
«وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ»
و «وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ»
آيات قرآن در تهديد چنان است که راستي انسان را تکان ميدهد و در ترغيب و تشويق، موعظه و انواع مقاصدي که بشر بايد به آن آگاه شود همه باوربخش است.
روايات و احاديث وارد از حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و حضرات ائمه معصومين عليهم السلام اين معاني و حقايق قرآن را ميآموزند؛ بايد قرآن و حديث را به دنيا عرضه کرد در آيات قرآن تامل نمود، ايمان به خدا چنان اثر مينمايد که مردان بزرگي مثل سلمان و ابوذر و مقداد و شهداي کربلا به آن، تاج کرامت و عظمت مييابند.
در تواريخ آمده است در يکي از جنگهايي که مسلمين با کفار داشتند مرد محاسن سفيدي که دستها و پاهايش را قطع کرده بودند و هنوز زنده بود اين آيه را ميخواند: «مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا»
اين جلوهها همه جلوه قرآن و هدايت است؛ اينها نه کتاب «شفا» و «نجات» و نه صغري و کبري خوانده بودند؛ قرآن را شنيده بودند و معاني و هدايتها و بشارتها و هشدارهاي آن را به گوش جان شنيده و فهميده بودند؛ آنان «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ» و «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ...» الآيات را خوانده بودند. پيرامون اين موضوع و خطرات جدايي از روشهاي قرآن، سخن بسيار است. لذا تمام شئون معرفت و سير و سلوک حقيقي و شرعي و آموزش و پرورش و وعظ و تبليغ بايد به قرآن اعتماد و اتکاء داشته باشند.
در خاتمه با عرض تشکر و تقدير مجدّد، اشعاري از دو قصيده سنايي غزنوي را پايانبخش اين متن، قرار ميدهيم:
قايد و سايق صراط الله
به زقرآن مدان و به ز اخبار
جز به دست و دل محمد نيست
حل و عقد خزانهی اسرار
***
چنگ در گفتهی يزدان زن و رو
کانچه قرآن و خبر نيست فسانه است و هوس
اول و آخر قرآن ز چه «با» آمد و «سين»
يعني اندر ره دين راهبرت قرآن، بس
13 رجب المرجب 1431
لطف الله صافي
پیام حضرت آیت اللّه العظمی صافی به مناسبت همایش نکوداشت فقیه ربانی حضرت آیت اللّه آقای حاج شیخ احمد دشتی دامت برکاته
بسم اللّه الرحمن الرحیم
لا فضل إلا لأهل العلم إنهم علی الهدی لمن استهدی أدلاء
تجلیل و تکریم از مقام علم و علماء و تقدیر از خدمات بزرگان در حفظ آثار و حراست از ثغور فکری و اعتقادی جامعه و هدایت مردم به صراط مستقیم و امر بمعروف و نهی از منکر و اقامه معالم دین مبین و سرپرستی ایتام آل محمد علیهم السلام که از وظایف مهمه ای است که فقهاء عالیقدر در عصر غیبت عهده دار آن می باشند، علامت شعور بالای معنوی و رشد و بلوغ فکری و باعث خوشنودی خاطر انور حضرت بقیة اللّه مولانا المهدی ارواح العالمین له الفداء و موجب تشویق و ترغیب همگان به تحصیل علم و کسب معارف مأثوره از اهل بیت علیهم السلام است.
به این جهات ، بزرگداشت مقام علم و عمل و فقاهت و زهد و پارسایی و نمونه مکارم اخلاق و پرهیزکاری شخصیت ارزشمند حضرت آیت اللّه آقای حاج میرزا احمد دشتی دامت برکاته را شایسته و سزاوار می دانیم؛ عالم و فقیه بزرگواری که ساعات بسیار عمر با برکتش هر کدام مصداق این حدیث شریف است "ساعة من عالم یتکی علی فراشه ینظر فی علمه خیر من عبادة العابدین سبعین عاماً " با مثل این حدیث، هر چه دیگران از درجات علماء بگویند حق مطلب ادا نمی شود.
سوابق علمی ایشان در حوزه مقدسه نجف اشرف و ادامه آن سیره مرضیه در حوزه علمیه قم و تربیت فضلاء و طلاب همه ستودنی و مورد ستایش است.
اینجانب این نکوداشت را به حضرات علماء اعلام و نخبگان و اصناف و دوستداران علم و فضیلت و مردم عالم دوست دشتستان و استان بوشهر تبریک و تهنیت می گویم.
از طلاب عزیز می خواهم که این شخصیت بزرگ را برای خود الگو قرار داده و با تهذیب نفس و تحصیل علوم آل محمد صلوات اللّه علیهم اجمعین قلب مبارک حضرت بقیة اللّه الاعظم ارواح العالمین له الفداء را از خود خوشنود نمایند و در مقام سربازی و نوکری آن حضرت کمال تلاش و جدیت را داشته باشند که صاحب اصلی همه حوزه های علمیه آن وجود مبارک می باشند.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
10 جمادی الثانیة 1431
لطف اللّه صافی