The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

از ليلةالقدر توشه برگيريم

اعمال شب‌هاي قدر:
ـ چون شب قدر فرا رسيد بنده‌ي اميدوارِ پروردگار جان خود را به آب غسل معطر مي‌كند، البته بهتر است كه غسل مقارن غروب آفتاب صورت پذيرد تا نماز شام را با غسل بگزارد.
ـ بر سجاده نماز ايستاده و نيت دو ركعت نماز ليلة القدر نمايد پس در ركعت اول بعد از قرائت حمد هفت مرتبه توحيد قرائت كند و بعد از فراقت از نماز هفتاد مرتبه استغفر الله و اتوب اليه را زمزمه نمايد.
ـ قرآن را در مقابل ديدگان خويش قرار دهد و آنگاه با خداي خويش نجوا كند كه:
اللهم اني اسئلك بكتابك المنزل و ما فيه و فيه اسمك الاكبر و اسمائك الحسني و ما يخاف و يرجي ان تجعلني من عتقائك من النار
در اين مناجات، بنده، قرآن خدا را واسطه حوائج خويش قرار مي‌دهد.
در اين گفتگو، بنده، بعد از قرآن، معارف الهي و اسماء خداوندي را واسطه مي‌كند.
در اين ديدار بنده، خود را در ميان بيم، اميد، خوف و رجاء قرار مي‌دهد. از طرفي مي‌داند كه خداوند بالاترين آمال و آرزوي بندگاه صالح است و اميدواري به او نيرو بخش‌ترين اكسير هستي و از طرف ديگر از سستي عمل دارد مي‌ترسد كه سستي اعمال، كجي نيت‌ها و ... حجاب او گردد. بيم آن دارد كه اشك و ناله در پس پرده سياه گناه گم شود، اما بنده گنه كار خدا در ميان ترس و اميد، دل به معبود بنده نواز مي بندد و با او درد دل آغاز مي‌كند.
اولين خواسته مهمان خدا پاك شدن از سياهي‌ها است پس جان را با آب توبه مطهر مي‌سازد و از پروردگار طلب بخشش دارد.
بنده توبه‌كار پس از قرائت دعاي فوق لحظه‌اي تفكر كرده و حاجات دنيايي و آخرتي خويش را از دل مي‌گذراند.
ـ قرآن شريف را بر سر مي‌گذارد يعني ديگر مي‌خواهم سر به قربان قرآن باشم؛ شور و احساسم، فكر و تدبيرم، زندگي و حركتم همه در پرتو قرآن باشد پس باز سفره دل را در پيشگاه محبوب باز مي‌كند.
اللهم بحق هذا القرآن و بحق من ارسلته به و بحق كل مؤمن مدحته فيه و بحقك عليهم فلا احد اعرف بحقك منك
خدا را به حق ثقلين قسم مي‌دهد.
مؤمنان پرهيزگار و محمود خداوند را واسطه قرار مي‌دهد.
به حقيقت پروردگار اعتصام مي‌جويد درحالي كه خود اقرار دارد به اينكه فقط خداوند است كه حق خويش را مي‌شناسد و فقط پروردگار است كه حقيقت خود را مي‌داند كه خداوندگار به وصف هيچ كس نيايد.
اكنون فرصتي است كه نجوا گران كوي دوست لب به اسماء متبرك گشايند و با سلول سلولِ وجود خويش زيباترين نام‌هاي عالم را زمزمه كنند، پس هر يك از اين نام‌هاي مبارك را ده مرتبه مي‌خوانند
بك يا الله... بمحمد... بعلي... بفاطمه... بالحسن... بالحسين... بعلي بن الحسين... بمحمد بن علي... بجعفر بن محمد... بموسي بن جعفر... بعلي بن موسي... بمحمد بن علي... بعلي بن محمد... بالحسن بن علي... بالحجة
... و اكنون فرصت دوستي است؛ فرصت آرامش است، ديگر افسردگي و كدورت معنايي ندارد.
اكنون آغازي براي زندگي دوباره مي‌باشد؛ براي بهتر زيستن، عميق‌تر فكر كردن و شعر احساس را زيباتر سرودن.
اميد كه ديگر شرمنده پروردگار نباشيم