خطاب و استغاثه به حضرت ولي عصر امام زمان ارواح العالمين له الفدا/2
اى سرور و مقتداى خوبان
اى اسم اتَمّ حىّ سبحان
مِهر تو نعيم خلد و رضوان
قهر تو جهنم است و نيران
اى حجّت دين پناه الغوث
سلطان ملك سپاه الغوث
آوازهي عدل و صلح و انصاف
پُلتيك و دروغ باشد و لاف
عزّ و شرف و حقوق انسان
پامال سياست است و طغيان
هر جا عَلَم فساد برپا است
از روسيه يا از آمريكا است
اى خاتم هشت و چار الغوث
آرام دل فكار الغوث
اى جلوهي حق جمالِ رويت
عالم به فداى تار مويت
بين «لطفى صافى» دلْ افكار
دور از تو به رنج و غم گرفتار
با دشمن آلْ در نبرد است
پيكارگر و شجاع و مرد است
دربند ولاى تو اسير است
در كوى شما سگى حقير است
عمرى است كه اندر انتظار است
روزش ز فراقْ شامِ تار است
سرشارْ وجودش از اميد است
شوقش به لقاي تو شديد است
هر چند كه پير و ناتوانم
ز اميد وصال تو جوانم
ديدار تو منتهى المرادم
لطفى كه غلام خانه زادم
اى قدرت كردگار درياب
اى قطب جهان مدار درياب