ويژهنامه ولادت حضرت اباالفضل العباس عليه السلام
سلام بر تو
اي يار هميشهي حسين عليه السلام
اي همراه و همقدم زينب عليه السلام
سلام بر تو
كه قامت مردانهات ستون خيمهگاه اميد بود
و صلابت حيدريات ضامن اقتدار لشكر مظلوميت
اي راد مرد
اي دلاور
شهادت ميدهم كه مردانه ايستادي
شهادت ميدهم كه دلاورانه جنگيدي
اي ابوالفضل، اي عبّاس
آسمان و كوه، بيابان و صحرا، نخل و رود
همه بر پايمردي و ايستادگي تو گواهند.
(برداشتي از زيارت قمر بني هاشم)
(محمد رضا زائري)
حضرت سجّاد عليه السلام:
خداوند عمويم عباس را رحمت كند كه جهاد با نفس كرد و در راه برادر، جانبازيها نمود، تا آنكه دو دستش را قطع كردند؛ خداوند در عوض آن دو دست، دو بال در بهشت به او عنايت ميفرمايد كه با فرشتگان به پرواز در ميآيد همانگونه كه به جعفر بن ابوطالب، اين موهبت الهي عطا شده است ولي براي عمويم عباس عليه السلام درنزد خدا مقامي است كه در روز قيامت، تمام شهيدان از آن مقام ارجمند، حسرت ميبرند.
(بحار 6/732)
(تنقيح اعقال 2/128)
كسب معرفت از زيارت نامه حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام
«سلام الله و سلام ملائكته المقربين و انبيائه المرسلين و عباده الصالحين... عليك يابن امير المؤمنين
سلام خدا و درود فرشتگان مقرب او، انبياء مرسل او، عباد صالح پروردگار و... بر تو اي فرزند امير مؤمنان.»
زيارت تنها ورد نيست بلكه انديشه است. در ژرفاي اين كلمات نوراني دريايي از معرفت همگان را به سوي خود ميخواند.
زيارتها با سلام و درود آغاز ميشوند آغازگر اين سلام، مقدسترين موجودات هستي ميباشند. از خداوند باري تعالي تا ملائكه مقرب عرش تا اوصياء و ابرار در اين سلام شريك هستند. مخاطب اين درود مقدس بندهاي صالح از بندگان الهي است. او شاگرد ممتاز مكتب كربلاست.
اشهد انك بالتسليم و التصديق و الوفاء و النصيحة لخلف النبي
گواهي ميدهم بر تو به تسليم و تصديق و وفاداري و خيرخواهي كه براي جانشين پيامبر مبذول داشتي
اگر سلام زائر از سر صدق و اخلاص انجام گيرد، شهادت بر جان و دل او جاري ميشود.
در زيارت، زائر به تصديق اعتقادات و باورهاي خويش ميپردازد. او در زيارت عباس بن علي عليه السلام با زبان جان به وفاداري علمدار كربلا اقرار ميكند و خيرخواهي سرباز ممتاز مكتب حسين را بازگو مينمايد. صفت تسليم در برابر ولي خدا در وجود عباس ميدرخشد و اينها همه الگويي جاودان در برابر ديدگان زائر به نمايش ميگذارد. زيارت يعني كسب معرفت و افزوني ظرفيت در دل
انديشه و حركت زائر
عباس وفادار به ولي بود. برخي پا به عرصه حق ميگذارند و دل به ولايت امام ميسپارند اما در هنگامه خطر به كنجي پناه ميبرند و يا به عقب مينشينند و منفعت را فداي حقيقت ميكنند؛ زائر بر وفاداري اباالفضل گواهي ميدهد. وفادار كسي است كه از طوفانها نميهراسد؛ راحتيها و سختيها در او تاثيري ندارد و هماره در ميانه ميدان ميايستد و از امام اطاعت ميكند. زائر كسي است كه عاطفه، انديشه و حركت او عطر وفاداري دهد.
***
لعن الله من قتلك و لعن الله من جهل حقك و استخف بحرمتك
از رحمت خداوند بدور باد كسي كه تو را كشت و حق تو را ندانست و احترامت را سبك شمرده دانست...
اكنون زائر لب به تبرّي ميگشايد. از ناي جان آه ميكشد و از ظلم دونان فزع ميكند.
آنگاه كه حقيقت از ديده مردم مغفول شد سايه ظلم و تعدي بر جامعه مستولي ميگردد. ظلم و تاريكي شيطان را آبرو ميبخشد و حق را به انزوا ميكشاند. در چنين جامعهاي حق، سبك شمرده خواهد شد و حقيقت گويان به مسلخ خون خواهند رفت.
زائر در اين فراز از زيارت به خود نهيب ميزند كه جهل از حق، بلائي است خانمانسوز و اين جهل تنها با مدد امام به عنوان ريسمان اتصال به حق و حصن حصين هدايت جبران خواهد شد.
***
لعن الله من حال بينك و بين ماء الفرات
خداوند لعنت فرستد بر كسي كه ميان تو و آب فرات مانع شد
فرات بهانه هدايت است. و عباس سقاي هدايت انسان تا آب ولايت را به كام تشنه كامان حقيقت برساند. در اين ميان انسانها به چند دسته تقسيم ميشوند گروهي راه را باز ميگذارند تا ساقي، مشك هدايت را بر ظرف دل آنها متصل سازد. گروهي خود به استقبال عباس ميروند تا او بر ظرف معرفتشان بيفزايد. گروهي در برابر علمدار كربلا قد علم ميكنند تا مسير هدايت مسدود شود. انديشه اين گروه بدسيرت با مشرب شيطان سيراب است.
جئتك يابن امير المؤمنين وافداً اليكم و قلبي مسلم لكم و تابع و انا لكم تابع و نصرتي لكم معد
اي فرزند امير المؤمنين عليه السلام به زيارت شما و به ميهماني شما آمدم دل و جانم تسليم امر شماست و خود مطيع شماو براي ياريتان مهيا هستم.
زائر پس از تصديق بر تولّي و اقرار بر تبرّي براي يك اقدام آماده ميشود.
او سرود تسليم سر ميدهد و وجود خويش را در تبعيت از حق و هدايت آماده ميسازد. او تبعيت را تنها يك اقرار لفظي نميپندارد كه نصرت عملي اوج تبعيت از حق است. عباس كه جانش از ولايت محمدي آكنده، انديشهاش با معرفت علوي سيراب گشته و قدمهايش در راه حسين فاطمه پرتوان و استوار حركت ميكند؛ الگويي براي حق پويان است. آنگاه كه زائر به ژرفاي معرفت عباس دست يافت تمام قد در برابر اين اسطوره تاريخ ميايستد دست بر سينه ميگذارد و آب از ديده ميافشاند و ميگويد:
السلام عليك ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لأمير المؤمنين و...
يعني ابالفضل آنگاه نور افشاند كه به مقام بندگي رسيد و آنگاه به مدال بندگي نائل آمد كه صالح شد و آنگاه به صلاحيت دست يافت كه رداي اطاعت از ولي را بر قامت پوشانيد.
واحد پژوهش و تحقيق پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله العظمي صافي/ 1425هـجري قمري