پيام حضرت آيت الله العظمي صافي به نخستين نشست تخصصي تفسير و نفسير نگاري در سدهي اخير در حوزهي علميهي مشهد
همايش بررسي رويكردها و رهاوردهاي تفسيري
آيت الله حاج شيخ محمد نهاوندي رحمة الله عليه
إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ
الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا (اسراء/9)
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
با عرض ادب و احترام به حضرات فضلا و علما و دانشمنداني كه زينتافزاي اين نشست شريف قرآني شدهاند، و با تجليل از مقام عالي مفسر گرانقدري كه اين همانديشي به منظور گراميداشت خدمات تفسيري آن شخصيت ارجمند، تشكيل شده است.
امتياز اين نشست، علاوه بر حركتي سودمند به سوي قرآن كريم و معارف وحياني و احياي علم تفسير و قرآن پژوهي؛ اين است كه اين برنامهي مقدس در آستان ملائك پاسبانِ عِدل ناطق قرآن حضرت امام علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحية و الثناء و به همت فضلاي ـ اين خطهي ولايي علم و ادب ـ برگزار ميشود.
آري سزاوار است كه از مشهد مقدس كه به واسطهي مضجع شريف عالم آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين كه همهي آفاقِ آن را معنويت و معرفت بخشيده است، انوار قرآن مجيد و وحي الهي در اشراق و لمعان باشد، و حوزه و دانشگاه و ديگر طبقات جامعه براي درك معارف قرآن و زندگي با قرآن و حركت به سوي اخلاق قرآني و نظام قرآني، دعوت شوند و نداي روحبخش «إنّ هذا القرآنَ يَهدى للِّتى هى أقوَم» از آنجا طنينانداز گردد. چه اين كه امت قرآن، امت حيات، امت توحيد و ايمان، امت عدل و احسان و امت مكارم اخلاق است. امت قرآن، ظلمستيز و مظلومنواز است، شجاع و اهل ايثار و رحم و انصاف است.
در اين مجال، مناسب ميدانم به نكتهاي اشاره كنم. قرآن نه فقط معجزه و دليل خاتميت دين اسلام بلكه يگانه برهان جاودان حقانيت دعوت همهي انبياي سلف از آدم تا خاتم است. نداي تحدي آن به جهان، تا روز قيامت باقي است و خطاب «و إن كُنتم في ريب ممّا نزّلنا علي عَبدنا» پس از چهارده قرن، هنوز به گوش ميرسد.
عالم مشهور متبحر در فنون و علوم ـ ابن رشد اندلسي ـ طي بياناني در فرق بين اعجاز قرآن مجيد و معجزات ساير انبيا و حتي ساير معجزات شخص حضرت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله كه بسياري از آنها به تواتر، قطعي و ثابت است، ميگويد:
«دلالت قرآن بر نبوت حضرت رسول اعظم صلي الله عليه و آله مثل دلالت انقلاب عصا به حيه بر نبوت موسي عليه السلام و احياي موتي و شفاي اكمه و ابرص بر نبوت عيسي عليهالسلام نيست؛ بلكه گوياتر و رساتر است. اين افعال گرچه از غير انبيا و به غير معجزه ظاهر نميگردد و قانع كننده است، اما با فعل يا صفتي از صفات نبي ـ كه به اعتبار آن صفت نبي شمرده ميشود ـ ارتباط ندارد. اما قرآن دلالتش بر صفت نبوت، چونان دلالت درمان بيمار بر طبِّ طبيب است؛ اگر دو تن ادعاي طب كنند و يكي از آنها بگويد دليل بر طبابت من اين است كه روي آب راه ميروم، و ديگري بگويد دليل بر طبيب بودن من اين است كه بيماران را علاج و درمان ميكنم؛ بديهي است اگر چه هر دو مورد تصديق هستند، اما تصديق طبيب بودنِ آن كس كه بيماران را درمان كرده، از تصديق كسي كه روي آب رفته، قويتر است. خلاصه اعجازِ قرآن، معجزهي مناسب با نبوت است، و دليل بر صحت ادعا، مناسب با مدّعاست. به خلاف ابراءِ اَكمَه و اَبرَص و احيايِ موتي و قلبِ عصا به ثُعبان؛ كه گرچه به واسطهي آنها هم نبوتِ مدّعيِ نبوت، تصديق ميشود اما هيچ يك از آنها كار رسول و نبي نيست؛ مثل اينكه روي آب راه رفتن هم كار طبيب نيست.
پيغمبر اعظم اعلامِ نبوت و رسالت فرمود و كارش را كه رسالت و رساندن پيام است، معجزه و دليل بر نبوت اعلام نمود. خودِ نبوت و رسالت، امري خارقالعاده و معجزه و دليل است و به آن تحدّي نمود كه: «و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فاتوا بسورة من مثله» (اگر در دعوت و رسالت و آن چه بر بندهي خود نازل كردهايم شك داريد يك سوره همانند آن را بياوريد). يعني مثل همان كه بر او نازل كرده و او را به رسالت و رساندن آن به شما مبعوث كردهايم بياوريد؛ معجزهي او همان خود آن است و دليل بر صدق دعوت، خود آن دعوت است. برهان بر حقانيت قرآن و وحياني بودن آن، خود آن است كه الي الابد و در هر عصر اگر انس و جن اجتماع كنند و با هم همكاري نمايند كه مثل آن را بياورند، نخواهند توانست.»
به همين مقدار كه از نمي از يَم و اندكي از بيشمار است بسنده ميكنيم و مفسر نامدار و علامهي بزرگوار معاصر، مرحوم حاج شيخ محمد نهاوندي و تفسير شريف نفحات الرحمن را كه از تأليفات ارزشمند اين عصر در سدهي چهاردهم هجري قمري است، گرامي ميداريم.
الحق اين تفسير از جهاتي كه بايد مد نظر مفسر باشد، جايگاهي رفيع است. اين تفسير و تفسير ناتمام علامه بلاغي از حسنات بزرگ روزگار ما هستند؛ و با ويژگيهاي بالايي كه دارند، از اعتبار خاصي برخوردارند و نور تمسك به ثقلين، از آنها در تلألؤ و نمايان است. به ويژه طرائف چهلگانهي تفسير نفحات الرحمن كه در كمال استحكام و اتقان است بر ارزش آن افزوده است؛ خداوند متعال بر علو درجات اين مفسر عاليقدر و موفق بيفزايد.
در خاتمه از همه حضرات شركتكننده در اين همايش منور قرآني و خدمتگزاران و برگزاركنندگان آن كه خدمت به قرآن را براي خود افتخار بزرگ ميدانند و نشست حاضر را در تجليل از خدمت و سيرت قرآنيِ يك مفسر گرانقدر،ترتيب دادهاند، تشكر كرده، مزيد توفيقات همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
و آخر دعوانا ان الحمدلله ربّ العالمين
ربيع الثاني 1431
لطف الله صافي