حیات علمی امام جعفر صادق علیه السلام
امام جعفر صادق عليه السلام مدرسهاي افتتاح فرمود كه تا آن عصر در اسلام بيسابقه بود، و پس از آن عصر نيز نظير آن ديده نشد.
شاگرد آن حضرت رشتههاي مختلف علم مانند كلام و مناظره و الهيات و فقه و تفسير و حديث و ادب و علوم طبيعي و شيمي و منافع الاعضاء و رشتههاي ديگر را از مكتب آن حضرت فرا ميگرفتند. و اين مكتب آن حضرت بود كه بزرگترين علماي علوم قرآن و فقه و كلام و شيمي و غيره را به دنيا تحويل و افرادي مانند محمد بن مسلم، زراره، هشام. ابان بن تغلب. ابوحنيفه. مالك بن انس هم از شاگردان آن حضرت بودند اين عده كه از مشاهير علماي اسلام است و در علم رجال متبحر است چهار هزار نفر از شاگردان حضرت صادق عليه السلام را به نام در يك كتاب جمعآوري كرده، و از هر كدام در يك موضوع علمي و اسلامي از آن حضرت كلام و حديثي نقل كرده است وقتي در مسجد كوفه احصاء شد چهار صد نفر از آن حضرت نقل علم و حديث ميكردند كتاب توحيد مفضل، و رساله اهليلجه، و مباحثات آن حضرت با رؤسا و سران زناوقه و ملاحده، و ماديين همه موجود است. اطلاع و علم وسيع آن حضرت را از طب و تشريح و خواص اشياء ثابت ميكند.
فقه شيعه كه متضمن هزارها ماده قانوني و تعليمي، و برنامهاي عملي و اخلاقي اسلامي است در بيشتر و بلكه تقريباً در تمام موارد مديون علوم بيپايان امام صادق عليه السلام است.
در مثل احكام حج كه يكي از بزرگترين فرائض اسلام، و متضمن فلسفههاي عالي و با ارج است دنيای اسلام از درياي علوم امام صادق عليه السلام مستفيض است و به قول ابوحنيفه همه عائله امام جعفر صادقند، و حديثي در صحيح مسلم از كتب اهل سنّت از آن حضرت روايت شده است كه مأخذ حدود چهارصد مادّه راجع به احكام حجّ است كه اهل سنّت از آن پيروي مينمايند.
براي هر كس تاريخ را مطالعه كند قطع حاصل ميشود كه امام صادق عليه السلام از علوم غيب آگاه بوده است حتي ابن خلدون كه از فلاسفه مشهور و علماي علم الاجتماع است با اينكه به واسطه دوري منطقه و وضع سياسي محيط از علوم و فضايل اهل بيت اطلاع كافي نداشته است در فصلي كه در كتاب خدايي راجع به امكان اطلاع بشر بر علم غيب بحث ميكند از امام صادق عليه السلام نام ميبرد. و ميگويد (قريب به اين مضمون) عجيب نيست شخصي مثل جعفر بن محمد با آن مقام و منزلت. و صفاي باطن از علم غيب با اطلاع باشد.
منصور خليفه عباسي با اينكه وجود امام جعفر صادق عليه السلام را منافي با مفاصد سياسي خدايي ميدانست و از توسعه مكتب آن حضرت جلوگيري ميكرد، به طوريكه يعقوبي موّرخ نقل ميكند آن حضرت را عالم اهل بيت و از وارثان علم كتاب و برگزيدگان خدايي و كسانيكه خدايي در اين آيه ياد كرده است ميدانست
(ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفيتا من عبادنا)
نكتهاي كه در اينجا تذكرش لازم است اين است كه علت اينكه حضرت صادق عليه السلام در بين ائمه عليهم السلام در اين حدّ موفق به نشر علوم اسلام، و معارف قرآن گرديد كه حتي به اين مناسبت مذهب شيعه كه همان اسلام خالص است به نام آن حضرت معروف و جعفري ناميده شد اين بود كه اوضاع و احوال سياسي زمان آن حضرت اين فرصت را به ايشان داد زيرا عصر آن حضرت عصر ضعف بنياميه، و قيام مردم عليه حكومت آنها بود و حكومت بني عباس هم اگر چه تاسيس شد اما در آغاز كار قدرت اعمال سياست روي مدارس و مجالس علمي و معارف اسلامي نداشت، و براي عشاق علمي، و دانشپژوهان آزادي و فرصتي پيدا شد كه بتوانند عميقانه علوم اسلام را بررسي و مطالعه كنند از اين جهت از اطراف و اكناف براي كسب علم از حضرت صادق عليه السلام به آن حضرت روي آوردند. و حضرت در اين فرصت توانستند معارف اسلام و حقايق را كه تا آن زمان مخفي مانده بود آكشار و در اختيار مردم بگذارند.
مع ذلك از سائر ائمه عليهم السلام نيز علوم بسيار، و احاديث باقيمانده است و مثل نهج البلاغه و صحيفهي سجاديه از ممتازترين ثروتهاي علمي اسلامي به شمار ميرود و اما موضوع سوم يعني فائده بزرگداشت روزهاي تاريخي اسلامي و بعضي تذكرات و بزرگداشت اين روزها علاوه بر آنكه تعظيم شعائر، و اظهار حيات و وجود و شخصيّت است و علاوه بر آنكه تجليل و تقدير و حق شناسي است، و فطرت بشر به آن مايل و علاقهمند است سبب معرفت و آشنايي به سوابق تاريخي و حقيقت دين و تعاليم اسلام ميگردد و موجب ميشود كه مسلمانان در راه راست اسلام ثابت بمانند. و از زندگي رهبران دين درس و سرمشق بگيرند، و خدايي را بشناسند و به خدايي ببالند، و در برابر بيگانگان، و آداب و رسوم آنها خود باخته نگردند، و با اميدواري به سوي جلو گام بردارند. و براي پيشرفت اسلام فعالانه بكوشند. و بفهمند كه اسلام دين ابديت و جاوداني و جهاني است. و آينده دنيا را اسلام اداره خواهد كرد. و راهي بهتر از اسلام به بشريت عرضه نشده و نخواهد شد.
مسلمانان با بزرگداشت اين روزها. و تذكر تاريخ رجال اسلامي بايد به مسئوليتهاي بزرگي كه دارند متوجه شوند كه چرا ما كمتر از آن مسلمانهاي با اخلاص صدر اسلام، و آن پاك مردان و پاك زناني كه آن همه فداكاري كردند باشيم ابوذر و مقداد و عمار و پدرش و مادرش انسان بودند ما هم انسانيم آنها مسلمان بودند ما هم خدايي را مسلمان ناميدهايم.
برگرفته از کتاب « ندای اسلام از اروپا» اثر حضرت آیت الله العظمی صافی