فصل بيست و يكم: اتفاق نظر شيعه در امامت حضرت صاحب الامرعليهالسلام بعد از رحلت امام حسن عسكري عليهالسلام
بر حسب آن چه نوبختي در كتابهاي فِرَق الشيعه نوشته است شيعهها بعد از امام حسن عسكري عليهالسلام به چهارده فِرقِه تقسيم شدند، اين حرف تا چه حد صحيح است و اين فرقهها تا چه زماني بودند؟
همان طور كه گذشت، نوبختي مينويسد:[1]
شيعه بعد از رحلت حضرت امام حسن عسكري عليهالسلام به چهارده گروه و يا فرقه تقسيم شد، اما به نظر ميرسد كه در اين نظريه مبالغه شده است، زيرا وي و ساير مؤلفان كتابهاي مربوط به فِرَق همه آرايي را كه پيدا شده است ـ اگر چه قائل آن فقط يك نفر باشد و او هم در آن نظر تا آخر ثابت قدم نمانده باشد ـ جمعآوري كردهاند و چه بسا از فرقههايي ياد كردهاند كه به كاربردن تعبير فرقه و گروه در مورد آنها صحيح نيست.
چون تعداد قائلين آنها اگر داراي افرادي بودهاند معلوم نيست به نظر نميرسد از چند نفر تجاوز كرده باشد و يا معلوم نيست كه آنها در نظر خود تا چه مدت و چه مقدار ثابت قدم ماندهاند، لذا نبايد آنها از فِرَق محسوب شوند، وگرنه تعداد فرقهها به صدها و هزارها خواهد رسيد.
شيخ مفيد و شيخ طوسي قدس سرّهما نيز همين گونه نظر دادهاند.
شيخ مفيد در جلد دوم "الفصول المختاره" اين فرقهها را به نقل از نوبختي نام ميبرد و ميفرمايد: هيچ يك از اين فرقهها به جز شيعه در زمان ما ـ سال 372 هـ ق ـ وجود خارجي ندارند.
بنابر اين معلوم ميشود كه اصلاً اين فرقهها از موجوديتي آن چناني كه قابل اشاره باشند برخوردار نبودهاند.
البته اگر رأيي به آنها نسبت ميدهند، هر چند اظهار كنندة مشخصي نداشته باشد بايد مورد بررسي قرار گيرد، چنانكه شيخ مفيد و شيخ طوسي اين بررسيها را انجام دادهاند و بطلان ديدگاههاي همه اين فرقهها غير از اماميه اثني عشريه را ثابت نمودهاند.
و خلاصه كلام اين كه كتابهاي ملل و نحل در شمارش گروهها و فرقهها گرفتار مسامحه و مبالغه شدهاند.
لذا به مطالب اين قبيل از كتابها ـ جز در مورد فِرَقي كه هم اكنون موجودند و يا تاريخ و مصادر معتبر موجوديت آنها را به عنوان يك گروه تأييد ميكند ـ نميتوان اعتنا كرد.