فصل دهم: علم خدا و علم غيب معصومين عليهمالسلام
درباره علم غيب پيغمبر اكرم صلّي الله عليهوآلهوسلّم و ائمه طاهرين عليهم السلام توضيح دهيد و در ضمن ـ با توجه به اين اصل كه كسي با خدا در علم و سائر صفات كماليه جماليه شريك نيست ـ فرق علم خدا با علم امام و علم امام با پيغمبر را بيان كنيد؟
هر كس تاريخ و احاديث و كتابهاي سيره و تراجم را مطالعه كند در اين امر كه حضرت رسول خد ا صلّي الله عليهوآلهوسلّم و ائمه طاهرين عليهمالسلام از امور غيبي بسياري خبر دادهاند و اغلب آنها با كمي فاصله در خارج واقع شده است شك نخواهد كرد.
اين اخبار خصوصاً آن چه از شخص رسول اكرم صلّي الله عليهوآلهوسلّم و اميرالمؤمنين عليهالسلام رسيده بسيار زياد است كه هر يك از آنها جزء معجزات بزرگ اين خاندان به حساب ميآيند.
حتي به تصديق افرادي چون ابن خلدون در موارد زيادي امام جعفر صادق عليهالسلام از امور غيبي خبر ميدادند، البته فرق بين علم غيب خدا و علم آن بزرگواران اين است كه علم خدا بالذات است ولي علم پيغمبر و امام غير ذاتي است، يعني از طرف خداوند به آنها اعطاء شده است.
خدا در همه صفات كماليه يكتا و بيهمتا و بينياز از غير است ولي پيغمبر و امام در علم و در همه صفات كماليه ديگري كه دارند محتاج به خدايند و در يك كلام چه در ناحيه وجود يا در صفات هر چه دارند همه را از خدا دارند. قائم به او و عالم و قادر و موجود به او هستند.
و اما فرق پيغمبر و امام در آگاهي از امور غيبي از اين جهت است كه در علم پيغمبر بشري ميان او و عالم غيب واسطه نيست در حالي كه ائمه عليهمالسلام بخشي از اين علم را از پيغمبر صلّي الله عليهوآلهوسلّم كسب كردهاند.
در هر صورت آن چه مسلّم است آگاهي آن بزرگواران و اخبار ايشان از امور غيبي است كه مثل آفتاب در وسط آسمان روشن و ثابت است.
در اين مورد هر كس بخواهد به طور مفصّل از خبرهاي غيبي آگاهي به دست آورد بايد به كتابهاي سيره و تواريخ ائمه عليهمالسلام رجوع كند.
حقير نيز در كتابهاي "فروغ ولايت"، "شرح دعاي ندبه" و "ولايت تكويني و تشريعي" در حدّ فهم خود توضيحاتي و ولو مختصر، دادهام.