The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

فصل نهم: سرّ گزينش امامان عليه‌السلام

 

 
سرّ گزينش امامان،عليهم‌السلام، به مقام امامت و ولايت چيست؟ آيا عقل بشر قادر است كه به آن پي ‌ببرد؟
اين سؤال تنها به انتخاب ائمه عليهم‌السلام اختصاص ندارد بلكه اين پرسش در مورد برگزيده شدن تمام انبيا و حتي ملائكه‌اي چون جبرييل، امين وحي و در مورد برتري بعضي از پيامبران بر بعض ديگر و بعضي اقوام و افراد و به اقوام و افراد ديگر، و همين طور برتري نوع انسان بر بسياري از انواع مخلوقات ديگر هم قابل طرح است.
حقيقت اين است كه گزينش يكي از كارهاي خدا است كه آيات متعدد بر آن دلالت دارد، و از جمله آنها است:
1. اِنَّ اللهَ اصْطَفي آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِبراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلي الع‍الَمين[1]
خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برتري داد.
2. قُلِ الْحَمدُللهِ وَسَلامٌ عَلي عِبادِهِ الّذينَ اصْطَفي[2]
بگو! حمد مخصوص خدا است و سلام بر بندگان برگزيده‌اش.
3. يا مَريمُ اِنَّ اللهَ اصْطفيكِ وَطَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلي نِساءِ الْعالَمين[3]
اي مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برتري داده است.
4. اِنَّ الله اصْطَفاهُ عَلَيكُمْ[4]
خدا او را بر شما برگزيده.
5. اِنّي اصْطَفَيتُكَ‌ عَلَي النّاسِ بِرِسالاتي[5]
اي موسي ! من تو را با رسالت‌هاي خويش و با سخن گفتنم بر مردم برتري دادم.
6. ثُمَّ اَورَثنا الكِتاب الّذينَ اصْطَفَينا مِن عِبادِنا[6]
سپس اين كتاب ـ آسماني ـ را به گروهي از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم.
كه حتي منصور خليفه عباسي هم مي‌گفت: امام جعفر صادق عليه‌السلام از مصاديق
الَّذينَ اصطَفَينا مِن عِبادِنا[7]
گروهي از بندگان برگزيده
هستند.
7. وَلَقَدِ اصْصَفَيناهُ فِي الدُّنْيا[8]
و ما او را در اين جهان برگزيديم.
8. اَللهُ يَصْطفي مِنَ المَلائِكةِ رُسُلاً وَ مِنَ النّاس[9]
"خداوند از فرشتگان رسولاني برمي‌گزيند و همچنين از مردم."
9. وَاِنّهُمْ عِنَدنا لَمِنَ المُصْطَفَيْنَ الاَخيار[10]
و آنها نزد ما از برگزيدگان و نيكانند.
10. وَمِمّن هَدينا وِاجْتَبَينا[11]
و از كساني كه هدايت كرديم و برگزيديم.
11. وَاجْتَبَيناهُم وَهَدَيناهُم[12]
افرادي را برتري داديم ـ برگزيديم و به راه راست هدايت نموديم.
12. وَلكِنَّ اللهَ يَجتَبي مِن رُسُلِهِ مَن يَشاءُ[13]
ولي خداوند از ميان رسولان خود هر كس را بخواهد برمي‌گزيند ـ و قسمتي از اسرار نهان را كه براي مقام رهبري او لازم است، در اختيار او مي‌گذارد.
13. اللهُ يَجتبي اِلَيه مَن يَشاءُ[14]
خداوند هر كس را كه بخواهد برمي‌گزيند.
14. وَكذلكَ يَجتَبيكَ رَبُّكَ[15]
و اين گونه پروردگارت تو را برمي‌گزيند.
و آيات بسيار ديگر، كه همه به اين دلالت دارند كه گزينش از كارهاي حكيمانه و بلكه از سنّت‌هاي الهيه است.
از جناب زيد شهيد فرزند امام زين العابدين عليه‌السلام رساله‌اي به نام "الصفوة" باقي مانده است كه در همان قرن اول هجري مسئله گزينش اهل بيت عترت را بررسي كرده است.
در عالم تكوين هم اعطاء ‌مناصب مطرح است و لزوم آن كاملاً قابل درك براي عقل است. همان طور كه نمي‌شود انواع منحصر در نوع انسان باشد، يا همة اعضا نمي‌شود چشم يا سر يا مغز باشند، و يا همه ميوه‌ها و درختان و گياهان و نباتات با ساق و بي‌ساق ـ نجم و شجر ـ نمي‌شود كه توت يا كدو باشد، و يا همة درخت نمي‌شود شاخ و برگ يا ريشه باشد؛ همه افراد هم نمي‌شود در خصلت‌ها و صفات و شكل و شمايل فرد كامل باشند، يعني همه محمد صلّي الله عليه وآله وسلّم يا علي عليه‌السلام يا ابراهيم خليلعليه‌السلام و موسي كليم عليه‌السلام باشند.
مسئله امامت و مأموميت و مبعوث و مبعوث اليه هم به اين ترتيب است، كه يا به واسطه تقديرات الهي و اساب تكويني است و يا به تعيين و تشريع و انتخاب مستقيم الهي انجام مي‌گيرد، در هر حال همه از آياتي است كه پر از اسرار و حكمت‌هايي است كه تنها خدا خود به آنها عالم است.
در اين مسائل كسي يا چيزي حق ندارد كه بگويد، چرا من كس ديگر يا چيز ديگري نشدم؟ يا مثلاً چرا همة ملائكه جبرييل امين، و همه انسان‌ها محمد مصطفي صلّي الله عليه و آله وسلّم نشدند؟ و يا چرا همة كوه‌ها و سنگ‌هاي عالم طلا نشدند؟ چون اگر چنان چيزي اتفاق مي‌افتاد كمال عالم دچار نقص مي‌شد و نظم و هماهنگي موجود در بين اجزاء آن از بين مي‌رفت.
اين در حالي است كه قرآن كريم خود از نظم و هماهنگي دليل موجود در بين اجزاء عالم اين گونه سخن ميگويد:
وَالشمْسُ تَجري لِمُسْتقَرٍّ لَّها ذلِكَ تَقديرُ الْعَزيزِ العَليمِ * وَالقَمَرَ قَدّرناهُ مَنازِلَ حَتّي عادَ كَالعُرْجُونِ القَديمِ * لاَ الشَّمسُ يَنبغي لَها اَن تُدركَ القَمَرَ وَلاَ اللَّيلُ سابِقُ‌النّهارِ وَ كُلٌّ في فَلَكٍ يَّسْبَحُونً[16]
و خورشيد ـ نيز براي آنها آيتي است ـ كه پيوسته به سوي قرارگاهش در حركت است، اين تقدير خداوند قادر و دانا است و براي ماه منزل‌گاه‌هايي قرار داديم ـ و هنگامي كه اين منازل را طي كرد ـ سرانجام به صورت "شاخة كهنة قوسي شكل و زرد رنگ خرما" در مي‌آيد نه خورشيد را سزا است كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشي مي‌گيرد،‌و هر كدام در مسير خود شناورند.
همه چيز جهان در جاي خويش است
نكو گر بنگري نه كم نه بيش است
همه تقدير حق عدل است و حكمت
نيابد فهم ما اسـرار خلقت

در عين حال عالم انسان عالم اختيار و انتخاب است، اسرار اين مسائل يعني تقديرها و گزينش‌ها تا حدّ زيادي پيچيده است كه مي‌توان گفت اگر بشر ميليون‌ها سال ديگر هم كاوش و تحقيق كند باز هم اسرار ناشناخته بسياري در پيش روي خواهد داشت.
خلاصه مباحث گذشته آن كه، عالم خلقت، عالم اسباب و مسببات است و در عين حال عالم انسان،‌عالم اختيار و تكليف است.
قضاء و قدر حكيمانه الهي بر همه امور حاكم است. پي بردن به علل انتخاب امام و پيغمبر و جهات تكويني و اختياري آن و مسائل ديگري اين قبيل نياز به احاطة علمي بر تمام اسرار افعال الله و كائنات دارد كه به دقايق آن تنها كساني پي مي‌برند كه مورد عنايت خاص خدا واقع شوند ـ‌ كه همه انبيا و ائمه عليهم‌السلام چنين هستند ـ.
گرچه به همه افراد بشر از طرق مختلف پيشنهاد شده است كه به تسخير ماه و افتاب و... بپردازند، چون خداوند آنها را مسخر انسان ساخته است، آنها مي‌توانند تلاش كنند كه به راز امور پي‌ببرند و از فوايد آنها بهره‌مند شوند ولي اگر به علت يا علل پديده‌اي نتوانستند پي ببرند بايد آن را تقدير الهي بدانند و از بركات وجودي آن استفاده كنند.
بنابراين ما موظفيم از تعاليم و راهنمايي‌هاي پيغمبران و امامان بهره بگيريم و نعمت وجود و هدايت آنها را از اعظم نعمت‌هاي الهي بدانيم و آنها را الگوي خود قرار دهيم و اگر فلسفه گزينش آن حجت‌هاي به حق الهي را با عقل ناقص خود نتوانستيم درك كنيم، نبايد به انكار و يا مخالفت آنها بپردازيم، در غير اين صورت از جمله كساني محسوب خواهيم شد كه در زمان خود پيغمبر صلّي الله عليه واله وسلّم جاهلانه يا مغرضانه الهي بودن گزينش عترت را منكر شدند و قرآن كريم هم در ضمن آيه‌اي از آنها چنين ياد مي‌كند:
اَمْ يَحْسَدونَ النّاسَ عَلي ما اَتاهُمْ اللهُ مِن فَضلِهِ فَقَد آتَينا آلَ اِبراهيمَ الْكتابَ وَ الحِكمَةَ وَ آتيناهُمْ مُلْكاً عَظيماً[17]
يا اين كه نسبت به مردم ـ پيامبر و خاندانش ـ بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مي‌ورزند، ما به آل ابراهيم، كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمي در اختيار آنها گذاشتيم.
بر حسب تفاسير اين آيه در شأن آنها نازل شده است. ما بايد از طريق تفكر و تعمق در اوضاع كائنات بفهميم كه هر چيز در جاي خاص خود واقع شده است و علم و حكمت الهي در همه مخلوقات بزرگ و كوچك پروردگار عالم نمايان است؛ لذا همان طور كه در آيه‌اي از قرآن كريم مي‌خوانيم:
اَللهُ اَعلَمُ حَيثُ يَجعَلُ رِسَالَتَهُ[18]
خداوند آگاه‌تر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد.
بنابر اين انتخاب انبيا و اوصياي الهي از جملة اموري است كه همچون ساير كارهاي خداي عالم از حكمت خاص خود برخوردارند،‌ هر چند بشر با علم و عقل ناقص خود قادر نباشد كه به اسرار و پيچيدگي‌هاي آن پي‌ببرد.


[1]. سوره آل عمران (3)،‌آيه 33.
[2]. سوره نمل (27)، آيه 59.
[3]. سوره آل عمران (3)، آيه‌42.
[4]. سوره بقره (2) ، آيه 247.
[5]. سورة اعراف (7) ، آيه 144.
[6]. سوره فاطر (35)‌، آيه 32.
[7]. همان.
[8]. سوره بقره (2) ، آيه 130.
[9]. سوره حج (22)، آيه 75.
[10]. سوره ص (38)، آيه 47.
[11]. سوره مريم (19)، آيه 58.
[12]. سورة انعام (6)، آيه 87.
[13]. سورة آل عمران(3) ،‌ آيه 179.
[14]. سورة شوري (42)، آيه 13.
[15]. سورة يوسف (12) ، آيه6.
[16]. سوره يس (36) ، آيات 40 ـ 38.
[17]. سوره نساء (4) ، آيه 54.
[18]. سوره انعام (6) ، آيه 124.