فصل هشتم: ارتباط شيعه با معتزله
علت تقسيم اصول دين به پنج اصل چيست؟ و آيا ارتباط شيعه يا معتزله در آن نقشي داشته است يا نه؟
شيعه در مسائل اسلامي و مذهبي با همه فرقهها گفتگو و مناظره داشته است كه در كتابهاي احتجاج و كلام به آنها اشاره شده است، ولي در هيچ يك از مسائل اعتقادي تحت تأثير آنها قرار نگرفته است، همان گونه كه بارها اشاره كردهايم تفكر شيعي يك تفكر اصيل اسلامي است، ولي سائر فرقهها نوظهورند.
عقايد شيعه منحصر در اين پنج اصل نيست، بلكه شامل مسائل زياد ديگري هم ميشود، البته به يك بيان ميتوان عقايد اسلامي و مذهبي را در توحيد و نبوت و معاد يا در توحيد و نبوت خلاصه كرد، زيرا سائر عقائد از امامت و معاد و غير آنها جزء اموري هستند كه پيغمبر صلّي الله عليه وآله و سلّم به آن دعوت كرده و از آنها خبر داده است و بر حسب اخبار ايمان به نبوت ايمان به تمام آن چه نبي از آن خبر داده است.
الايمان بالنبوة ايمان بكل ما انبأ عنه النبي
اعتقاد به نبوت برابر است با ايمان به آنچه كه پيامبر از آن خبر داده است.
ينابراين، اين پنج اصل: توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد از جمله عقايدي است كه هر مسلماني بايد به آن معتقد باشد، عقل و شرع هم آن را تأييد ميكند و خلاصه كردن عقايد در اين پنج اصل بدان جهت است كه شيعه مسأله عدل خدا و امامت را هم در رديف ساير اصول اعتقادي مهم ميداند ولي اهل تسنن ـ فرقه اشعري ـ به آن معتقد نيستند.
شيعه عقايد اسلامي را به طور مستقيم از قرآن مجيد و از روايات پيامبر و ائمه عليهم السلام اخذ كرده است و در هيچ يك از آن ها تحت تأثير معتزله نبوده است چرا كه مذهب اعتزال بعدها به وجود آمده است.
اگر ميبينيم در بعضي مسائل مذهب اعتزال با شيعه نظر يكسان دارد، صحيح آن است كه بگوييم: آنها با واسطه يا بيواسطه اين مطالب را از امامان شيعه اخذ كردهاند و مَثل: "الجبر والتشبيه امويان و العدل والتوحيد علويان" كه معروف است،. اين ادعاي ما را تأييد ميكند.
با وجود اين بعضي از نويسندگان كه از مذهب شيعه و سوابق آن بياطلاع بودهاند و مذاهب معتزله و اشاعره را مورد بررسي و كاوش قرار دادهاند چون علماي شيعه از جمله سيد مرتضي را در بعضي از عقايد با اشاعره مخالف ديدهاند، گمان كردهاند كه آنها معتزلي هستند.