The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

پيش‌گفتار

 

بسم الله الرحمن الرحيم
يا صاحب الزمان ادركنا
خدا همة خلايق را به "اطاعت از حضرت مهدي عليه‌السلام" فرا خوانده است، زيرا اطاعت از او "اطاعت از پيغمبر،صلّي الله عليه وآله وسلّم،" است و اطاعت از پيغمبر صلّي الله عليه وآله و سلّم "اطاعت از پروردگار جلّ جلاله" و خدا همة عالم را براي عبادت و اطاعت از خويش آفريد.
وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْاِنْسَ اِلّا‎ ليعبدوُنِ[1]
من جنّ و بشر را جز براي عبادت خويش نيافريدم.
براي "اطاعت از مهدي عليه‌السلام " بايد ولايت و محبت او را در دل داشت، و براي حصول محبّت او بايد او را شناخت.
بدون "شناختِ" مهدي عليه‌السلام "محبّتِ" او در دل نمي‌نشيند. و بدون محبت او اطاعت و "تبعيت" از او شكل نمي‌گيرد‌ و بدون تبعيت از او "دين‌داري" تحقق نمي‌پذيرد. و بدون دين‌داري‌ سرگشتگي و "ضلالت" و واماندن در ظلمات قطعي خواهد بود و چنين است كه در مقام دعا به ما آموخته‌اند:
اللّهم عرّفني حجّتك فانّك ان لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني[2]
خدايا حجّت خويش را به من بشناسان كه اگر حجت خود را به من نشناساني، از مسير دين خويش گمراه خواهم شد.
و فرموده‌اند:
من انكر المهدي فقد كفر[3]
هر كس مهدي عليه السلام را انكار كند، كافر گرديده است.
و فرموده‌اند:
من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية[4]
هر كس بميرد در حالي كه امام زمانش را نشناخته باشد به مردن جاهليّت مرده است.
بر اين اساس است كه دين اسلام جز در محدودة "تشيّع" ـ كه همان تبعيّت ديني است ـ شكل نمي‌گيرد.
و تبعيّت از فرامين ديني جز بر اساس "امامت" ـ كه همان رهبري الهي است ـ معنا پيدا نمي‌كند.
و اعتقاد به امامت و رهبري در دوران پس از پيامبر صلّي‌الله عليه‌ وآله و سلّم، جز با قبول "مهدويّت" ـ ‌كه همان جهانشمولي هدايت است ـ‌ سامان نمي‌يابد.
"تشيّع" چيزي جز حقيقت اسلام ناب محمّدي نيست.
"امامت" چيزي جز استمرار رسالت پيامبر گرامي اسلام صلّي‌الله عليه‌ وآله و سلّم نيست.
و "مهدويّت" چيزي جز حيات و پويايي امامت در عصر غيبت، و حاكميت جهاني يافتن توحيد وعدالت در عصر ظهور نيست. همين نوع نگرش است كه دشمنان اسلام را در طيّ تاريخ به توطئه چيني و دسيسه ورزي‌هاي گوناگون براي محو تشيع و امامت و مهدويت وادار ساخته است.
همواره به منظور پيدايش زمينه براي فعاليت پيروان كفر و نفاق، رهروان راه "تشيّع" تحت فشار قرار گرفته‌اند.
به انگيزة تقويت اسلام خلافت و توجيه مصلحت طلبي‌هاي مسلمان نمايان حاكم، پيرامون "امامت" شبهه‌انگيزي شده است.
و براي سركوبي مبارزان و نااميد ساختن مصلحان، اصل "مهدويت" مورد انكار واقع گرديده است.
با اين همه تنها "اصالت تشيّع"، "غناي امامت" و "اعتبار مهدويت" بوده است كه بقاي سنّت راستين پيامبري و تحقق پذيري تعاليم قرآني و رشد معارف آينده ساز و آرمان گراي ولايي را تضمين نموده است.
كتابي كه پيش رو داريد، يكي از تأليفات گرانماية استاد عاليقدر و محقق صاحب نام، آيت الله العظمي صافي گلپايگاني است كه با بهره‌گيري از شيوة پرسش و پاسخ ـ كه يكي از مؤثرترين شيوه‌هاي بررسي و نگارش است ـ پيرامون سه محور اساسي "تشيّع"، "امامت" و "مهدويت" نگاشته شده و شبهه‌هاي موجود را در حدّ ضرورت و مجال مختصر اين مجموعه، پاسخ گفته است.
من الله التوفيق   واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران شعبان 1419


[1]. سوره ذاريات (51)، آيه 56.
[2]. كافي ج 1، ص 337، ح 5.
.[3]
[4]. بحار الانوار، ج 8،‌ ص 368، ح 41.