The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

پيشگفتار

در بررسي و كاوش پيرامون مسائل مذهبي و اعتقادي موحدين و مومنين به خدا و گروندگان به عالم غيب اختلاف ديدگاه و شكل بررسي متفاوت مي‌شود.

گاه با قبول اين حقيقت و واقعيّت و به اصطلاح اين جهان‌بيني كه جهان همه پديده و مخلوق خدا است يك موضوع بررسي و دنبال مي‌شود.

مثلا در مورد اسلام با باور و ايمان به وجود خداي عالم حكيم و قادر و توانا از جانب خود رسولان و پيامبراني بسوي مردم براي هدايت و بيان وظائف آنها فرستاده است به بررسي مي‌پردازيم.

بديهي است در اين شكل بررسي رابطه رسالت حضرت محمد، صلّي الله عليه و آله و سلم، را با خدا و صحت استناد آن را به خدا مورد كاوش و تحقيق قرار مي‌دهيم.

يا در مسئله امامت و مهدويت مومنانه و موحدانه موضوع را تحقيق و پي‌گيري مي‌نمايند كه رابطه اين دو مسئله (امامت و مهدويت) را با واقعيت بفهمند يعني در اين كاوش مي‌شود كه معلوم شود اين دو موضوع اساسا اسلامي دارد يا اينكه به آ‌ن بسته شده است.

حتي در بررسي عقيده به خدا و آفريننده جهان نيز شكل بررسي‌ها متفاوت است. گاه شخصي، براي رسيدن به حقيقت و يك جهان‌بيني درست تلاش مي‌نمايد آنرا بررسي مي‌نمايد در اين صورت هم در جهان‌بيني خداشناسان تحقيق مي‌نمايد و هم جهان‌بيني خدا شناسان را زيرنظر دقت و مطالعه قرار مي‌دهد.

اين كاوشگر چون هنوز عقيده‌اي اتخاذ نكرده و در حال فحص و جستجو است هر دو طرف موضوع را نفيا و اثباتا بررسي مي‌نمايد.

اين يك شكل بررسي و مطالعه است.

شكل ديگر بررسي و كاوش پيرامون حوادث و عقايد بررسي به اصطلاح تاريخي با جهان‌بيني مادّي است كه بررسي كننده هر چند خود مادّي نباشد در بررسي مسائل و حوادث و عقايد مي‌خواهد به علل مادّي آنها برسد.

بديهي است اين بررسي اگر هم در تعليل حوادث و مسائل عللي و توجيهاتي عرضه كند فقط در محدوده اين جهان‌بيني مادي قابل توجه است ولي هرگز از نظر جهان‌بيني الهي معيار براي نفي اصالت يا اثبات موضوع نخواهد نبود و از يك سلسله حدسيات غير جزمي فراتر نخواهد رفت كه ما در اينجا در مقام مقايسه بين اين دو جهان‌بيني و اثبات جهان‌بيني الهي نيستيم فقط متذكر مي‌شويم كه آنچه آنرا جهان‌بيني مادّي يا تاريخي مي‌نامند اگر كساني بطور مطلق و در جهت نفي خدا و عالم غيب آنرا كافي بدانند سخت در اشتباهند جهان‌بيني مادي نه مي‌تواند به اينكه بينشش تمام حقيقت و واقعيت باورآفرين باشد معتقد باشد و نه مي‌تواند نفي جهان‌بيني الهي را بنمايد. و پايان راهش عدم درك است نه درك عدم.

به هر صورت در بررسي با اين جهان‌بيني مادي با قطع نظر از ارتباط عالم ظاهريه عالم غيب و علل غيبي پيدايش يك حادثه يا يك عقيده با يك فكر و جريان را زير مطالعه قرار مي‌دهند، بنابراين براي پيدايش هر فكر و مسلك و مكتب نو حركت به جستجوي علت مادّي و تاريخي آن مي‌پردازند.

بديهي است چنانكه اشاره شد اين ديدگاه و بررسي و اظهار نظر در علل ظهور عقايد و آراء در محيط بي‌ايمان‌ها يا برا ي بي‌ايمان‌ها منتهي به يك سلسله حدسيات و ابراز نظرهايي مي‌شود كه فقط براي آنها در حدّ يك اظهار حدس ارزش دارد ولي يك اظهارنظر باوربخش و مستقل در موضوع نيست و براي كساني كه جهان‌بيني الهي و اسلامي دارند و حتي كسانيكه هنوز در حال تحقيق هستند و به جهان‌بيني خاصّي نرسيده اند بررسي آنها مطلق و جامع و فراگير نيست.

باتوجه به اين مغايرت و تفاوت اساسي كه بين اين دو شيوه بررسي است بايد در بحثها از خلط آنها به يكديگر كاملا پرهيز شود.

شيوه بررسي بسياري كه نامومنانه به جهان‌بيني الهي يا به زبان و سليقه آنها مسائل درجه دوم و سوم و جهان‌بيني الهي را بررسي مي‌نمايند براي افراديكه به اين نكته توجه ندارند، موجب خلط اين دو بررسي و اشتباه آنها به يكديگر مي‌شود.

مثلا مسئله نبوات و پيامبنري و عقديه به لزوم بعثت پيامبران را با همان روش تاريخي زيرنظر قرار مي‌دهند، و آنرا به مسائل اقتصادي و اموري كه ارتباط آن را به عالم غيب نشان نمي‌دهد مرتبط مي‌سازند يا اصل مسئله درجه اول جهان‌بيني الهي يعني اعتقاد به خدا را بر همين اساس  پي‌گيري مي‌نمايند براي پيدايش آن عللي كه به مرور زمان هم منتفي شده يا مي‌شوند ذكر مي‌كنند.

با يان روش بسيار كه توجه به اين نكات در بحث‌ها و بررسي‌ها ندارند به شبهه مي‌افتند و اين بررسي را اصولي و درست گمان مي‌كنند و پيوندهايي را كه اينان در ارتباط حوادث به يكديگر و تسلسلات تاريخي به حدس و گمان بيان مي‌نمايند واقع مي‌شمارند و از جرياني كه بحث بر اساس جهان‌بيني الهي دارد غافل مي‌شود و اين كتاب‌ها را تاريخ حقيقي و سرگذشت مسائلي چون نبوت و امامت مي‌دانند.

كتاب عقيده مهدويت در تشيع اماميّه كه دانشمند ارجمند استاد عبدالعزيز ساشادينا در موضوع تشيّع و مهدويت با تلاش و كوشش فراوان نوشته‌اند، بيشتر بر اساس همين شكل و ديدگاه دوم طرح‌ريزي و نگارش يافته است.

اين جانب با شناختي كه از نويسنده محترم آن دارم ايشان از شيعيان مخلص و مؤمن به ولايت و امامت حضرت مهدي عليه‌السلام هستند، و نبايد گمان شود كه ايشان پيدايش عقيده به امامت و مهدويت و يا پيشتر و جلوتر عقيده به نبوت را تاريخي و معلول تسلسل حوادث تاريخي بدانند كه هرگز چنين نيست بلكه ايشان اين شكل تحليل تاريخي را براي اين انتخاب كرده است كه بگمان خود مذهب تشيع و مهدويت را براي آنها كه حوادث و پيدايش مكتب‌ها را بر اساس جهان‌‌بيني مادّ‌ي تجزيه و تحليل مي‌نمايند قابل درك سازد تا اين اشخاص هم كه واقعيت‌ها را همين امور متسلسله تاريخي به هم بسته مي‌دانند و همه را در زنجير ممتد زمان به هم مرتبط مي‌شمارند و به عبارت ديگر واقع و حقيقت را آن مي‌دانند كه در اين رشته تاريخ جاداشته واقعيّت آن را بپذيرند.

ايشان به اين شكل بررسي اگر چه اصل آن نادرست و خطا است مطلب را عرضه كرده‌اند كه در محيط آنها اين فكر مودر تعجب و استهزاء و استبعاد قرار نگيرد و آنها با اين تحليل تاريخي و تشيع و مكتب مهدويت را مكتبي مترقي و متكامل و پيشرو بشناسند و نقش عظيم اين عقيده را در تحولات و انقلابات كم نشمارند.

مع ذلك چنانكه گفتيم اين بررسي بيشتر گوياي حقيقت و واقع نيست و با بينش جهان‌بيني الهي مغايرت دارد و چون به اين نكته در كتاب صريحا و حتّي تلويحا اشاره‌اي نشده است براي آنكه بسياري كه از اين نكات و شكل طرح مسائل و اختلاف ديدگاه‌ها در طرح آنها آگاه نيستند به اشتباه نيفتند و به نگرش اصيل و بررسي صحيح مسائل و مسئله موضوع بحث (امامت و مهدويت) توجه داشته باشند در بعض موارد نمسائل طرح شده توضيحاتي را تقديم خوانندگان مي‌نماييم اميد است مفيد و سودمند باشد. و تذكر مي‌دهيم كه آنچه نياز به توضيح دارد. منحصر به مواردي كه پيرامون آن توضيح داده‌ايم نيست.

اينك به حول و قوه الهي پيرامون هر فصل نكات و توضيحات را كه به نظر مي‌رسد تقديم مي‌داريم.