The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

مسأله اصطفاء


نكته‎اي كه در اينجا اشاره به آن مناسب است اين است كه: شايد در اين جمله نظر به اينكه امام مي‎فرمايد: «رَبّي وربُّ ابائي الاوَّلين» و نمي‎فرمايد: «رَبّنا وَرَبُّ ابائناَ الاَوّلين» غرض عنايات عنايت خاصّه الهيّه به آن حضرت و پدران و نياكان بزرگوارش حضرت ابراهيم، اسماعيل، نوح و ديگران و خصوص پيغمبر ـ‎صلّي الله عليه و آله وسلّم‎ـ و اميرالمؤمنين ـ‎عليه‎السلام‎ـ باشد؛ چون اين عنايات در كار به وجود آمدن شخصيّت با عظمتي مثل شخصيت امام حسين ـ‎عليه‎السلام‎ـ مؤثر بوده و توجه به آن شايسته است.

از حضرت آدم ـ‎عليه‎السلام‎ـ تا خاتم ـ‎صلّي الله عليه و آله وسلّم‎ـ پدران حضرت، تحت عنايت خاصّه خداوند متعال بوده‎اند و خدا آنها را برگزيده است. چنانكه مي‎فرمايد:

«اِنَّ اللهَ اصْطَفي ادَمَ وَنوحاً والَ إبراهيمَ وَالَ عِمرانَ عَلَيالْعالَمينَ»1.

و از اينجا به مسأله اصطفاي الهي كه در آيات ديگر نيز مثل: «ثُمَّ اَوْرَثْنا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَينا مِنْ عِبادِنا»2. مي‎رسيم كه بعض نادانهاي به اصطلاح روشنفكر! آن را انكار نموده‎اند.

پس از اين اذكار امام ـ‎عليه‎السلام‎ـ ثنا و ستايش، تمجيد و اخلاص خود را در توحيد و اقرار خود را به نعمتهاي خدا كه از بسياري و فراواني بيرون از شمار و احصا است عرض مي‎نمايد. و سوابق نعمتهاي خدا را بر خود از آغاز آفرينش و اول عمر خود ياد مي‎كندو از اينكه انواع نيازها و حاجتها و فقرهاي او را به غنا و بي‎نيازي مبدّل فرمودو رنجها، غمها و دشواريها را از او دفع و رفع نمود و آساني و عافيت در بدن و سلامت در دين، عطا فرمود كه اگر جميع اولين و آخرين بنده را در ياد آنها كمك كنند از عهده ياد آنها و توجه به يكايك از آنها برنخواهند آمد.

بنده همان به كه زتقصير خويش *** عذر به درگاه خدا آورد

ورنه سزاوار خداونديش *** كس نتواند كه بجا آورد

پاك و بلند است پروردگار كريم، عظيم و مهربان از اينكه نعمتهايش احصا شود يا كسي به پايان ثنا و ستايش او برسد يا الطاف و موهبتهاي او را مكافات كندو پاداش دهد.

از او كه صاحب كرم، بي‎نيازي، عفو، مغفرت، رحمانيّت، لطف و همه اوصاف كمال است، بايد سؤال نمود، و عرض حاجت كردو در مقام تمجيد، تحميد، سپاس، ستايش و نيايش هم اقرار به عجز و ناتواني نمود.

به جايي كه خاصان فرس رانده‎اند *** به لااحصي از تك فرومانده‎اند

نه فرس ـ كه تشبيه بسيار ضعيفي است ـ اگر بر سير نور هم سير كنند بيشتر و بيشتر از آن و ميلياردها سال نوري و سالهاي از سال نوري دارازتر هم طي كنند كه مثل حضرت خاتم‎الانبياء ـ‎صلّي الله عليه و آله وسلّم‎ـ بيشتر و بيشتر از اينها را طي كرده و در پايان سيرش ـ كه تصورش براي ما ممكن نيست ـ عرض كنند:

«لا احصي ثناء عليك انت كما اثنيت علي نفسك».

يا عرض كند:

«ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك».

حال ديگران از انبيا، اوليا و حال مردم ديگر معلوم است.

گفتم همه ملك حسن سرمايه توست *** خورشيد فلك چو ذرّه در سايه توست

گفتا غلطي زما نشان نتوان يافت *** از ما تو هر آنچه ديده‎اي پايه توست

لذا امام ـ‎عليه‎السلام‎ـ هم در اين بخش پس از اين نيايشها، سپاسها، ستايشها، و عرض ناتواني از احصاي نعمتهاي الهي به سؤال و درخواست مي‎پردازد و عرض مي‎كند:

«صَلِّ عَلي محمِّد والِ مُحَمَّد وَاَتْمِمْ عَلَيْنا نِعَمَكَ وَاَسْعِدنا بِطاعَت سُبحانَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ».

خطاب به خدا مي‎نمايد و عرض مي‎كند:

«صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و نعمتهايت را بر ما اتمام كن؛ يعني استمرار بده و اگر چه آنچه عطا كرده‎اي در كثرت از شمار و احصا بيرون است ولي باز هم عطا كن و عطا كن، و هرگز نعمت و فيض خودت را از ما قطع نفرما، و ما را به اطاعت خودت سعادتمند كن، پاك و منزّهي تو و خدايي غير از تو نيست».

 


1 ـ سوره آل عمران، آيه33.

2 ـ سوره فاطر، آيه32.