6 ـ محكوميت بنياميه در افكار مسلمين و ساير ملل
بنياميه با كشتن حسين ـعليه السّلامـ گور خود را كندند، و پردهاي از روي شنايع اعمال و مقاصد شوم خود برداشته و خشم و غضب ملل اسلام را خريداري كردند.
چنانچه در فصل انعكاس شهادت نگاشتيم، مجامع اسلامي با تأثر و تأسف شديد و فوق العاده، با اين حادثه فجيعه برخورد نمودند، و عموم مسلمانان ناراحت و غرق در تألم گشتند.
همه، عمل بنياميه را تقبيح كردند. همه، آنها را سرزنش نمودند و خطا كارشان شناختند.
مستشرق آلماني «ماربين» ميگويد: بزرگترين غلطهاي سياسي امويين كه اسم و رسم آنها را از صفحه عالم محو ساخت، كشتن حسين ـعليه السّلامـ بود.
اين حقيقتي است كه هر مورخ و هركس تاريخ اسلام را مطالعه كند به آن اعتراف مينمايد.
محكوميت بنياميه در افكار مسلمين براي آينده اسلام بسيار مفيد شد; زيرا بنياميه از اينكه بتوانند منافقانه و زير پرده به اسلام ضربت بزنند مأيوس شدند و مردم آنها را شناختند و قتل حسين ـعليه السّلامـ و اسير كردن خاندان پيغمبر بنياميه را رسوا ساخت.
از آن پس همكاري و نزديك شدن به آنها سبب بدنامي و ننگ ميشد.
مردم طبعاً با نيات و مقاصد آنها مخالفت ميكردند و تا ميتوانستند جلو مقاصد آنها مي ايستادند.
اگر زور سر نيزه و شمشير نبود، از شدت خشم، بنياميه را قطعه قطعه و خانههاشان را بر سرشان خراب ميكردند، جامعه به خون آنها و اتباعشان تشنه بود.
اين شعر عبدالله بن همام سلولي ترجمان احساسات و تنفر و انزجار مردم از بني اميه است:
حَشَينَا الغَيظُ حَتّي لَوْ شَربْنا *** دِماء بَنياُمَيةَ مارَوَيْنا
يعني: بقدري از خشم پرشدهايم كه اگر خونهاي بنياميه را بياشاميم سيراب نميشويم.
يكي از علماي مصر كه فهرست كتاب كامل ابن اثير را تهيه كرده است ميگويد:
«اِنَّ الْجَيْشَ الَّذي تَوَّلي مُحارَبَةَ الْحُسَيْنِ وَ قَتْلَه لَهُوَ اَقْسي قُلُوبِ الْعالَمِ، وَلَيْسَ فيهِ آثارُ الرَّحْمَةِ، وَ الاِْنْسانِيَّةِ بَلْ هُمْ جِماداتٌ مُتَحَرِّكَةٌ شَريرَةٌ سَجَّلُوا لاَِنْفُسِهِمْ فِي التّاريخِ اَكْبَرَ الْعارِ، وَ اَسْوَءَ الاَْعْمالِ، وَ اَفْظَعَ الاَْفْعالِ عامَلَهُمُ اللهُ بِجَرائِمِهِمْ اَشَّدَ الْعِقابِ»1.
يعني:
سپاهي كه با حسين ـعليه السّلامـ جنگ كرد و او را كشت، سخت دلترين افراد بودند، و در آن آثار رحم انساني نبود، بلكه آنان جمادات متحرك و شريري بودند كه برخود بزرگترين عار و بدترين كارها و شنيعترين كردار را مسجل كردند. خداوند آنها را به كيفر جرائمشان به شديدترين عقاب، كيفر دهد!».
شيخ عبدالوهاب نجار استاد قِسم تخصص در ازهر در ملاحظاتش بر كامل مينويسد:
«لَعَنَ اللهُ الْفِسْقَ، وَالْفُسّاقَ لَقَد سَوّدُوا صَحائِفَ التّاريخَ، وَسَجَّلُوا عَلي اَنْفُسِهِمْ الْجَرائِمَ الْكُبْري الَّتي لا تُغْتَفَرُ، وَ لا تُنْسي مَدَي الدَّهْرِ فَاِنّا للهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قوُّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِي الْعَظيمِ»2.
يعني: خدا فسق و فساق را لعنت كند، همانا سياه كردند (كشندگان حسين) صفحههاي تاريخ را و بر خود جرائم بزرگي را مسجل ساختند كه نه آمرزيده ميشود و نه تا پايان روزگار فراموش ميگردد.