The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

3 ـ بيداري شعور ديني

در اثر تبليغات معاويه و روش او و همدستانش و دوري مردم از عهد رسالت و تعطيل اجراي برنامه‎هاي اسلام و توسعه ممالك اسلامي و ممنوع شدن تبليغات صحيح ديني و خانه نشين شدن شايستگان و دانشوران، شعور ديني مردم ضعيف گشت و افكار آنها انحطاط يافت، اكثريت مردم در برابر وضع موجود، خودباخته و شكسته خاطر و سرد شده بودند.

ذلت و خواري و احساس زبوني و انظلام در جوامع اسلامي، مثل بيماري سرطان پيكر اجتماع را فرا مي‎گرفت و استرخاء و سستي عجيب، آنها را از حركت و نشان دادن عكس العمل در برابر مظالم بني اميه چنان بازداشته بود كه هرچه بر آنها تحميل مي‎كردند مي‎پذيرفتند، و همانطور كه عبدالله بن همام السلولي گفت.

فَاِنْ تَاْتُوا بِرَمْلَة اَو بِهِنْد *** نُبايِعُها اَميرَةَ مُؤمِنِياً1

هركس را مي‎خواستند بر آنها حاكم مي‎ساختند و اگر زنان بني‎اميه يا بوزينگان يزيد را هم نامزد حكومت مي‎كردند كسي از بيعت سر بر نمي‎تافت و همه از ترس زندان و قتل، آن را تصويب مي‎كردند.

خلوص نيت، فداكاري، شجاعت اخلاقي و نترسيدن از مرگ كه از صفات ممتاز و برجسته مسلمانان عصر پيغمبر بود، از بين رفته و از آن پهلوانان ايمان و قهرمانان فضيلت كه شهادت در راه نصرت دين و مرگ با عزت را به زندگي با ذلت ترجيح مي‎دادند، جز معدودي كه در راه ياري حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ كشته شدند، يا در گوشه و كنارها بي‎اطلاع از جريان امور بودند، كسي باقي نمانده بود.

شهادت امام ـ‎عليه السّلام‎ـ و اصحاب نامدارش احساسات را بيدار و خصال انساني را زنده ساخت و به مسلمانان درس مردانگي و استقامت داد كه هرچه در شورش‎هائي كه عليه بني‎اميه مي‎كردند آنها را سركوب مي‎نمودند، و شكست مي‎دادند، و كشته مي‎شدند، روحيه آنان شكست نمي‎خورد و كشته شدن در راه هدف و مقصد را افتخار مي‎شمردند.

مصعب بن زبير وقتي همسر ارجمندش سكينه ـ‎عليها السّلام‎ـ را درحزن و اندوه ديد گفت:

«لَمْ يُبْقِ اَبُوكَ لاِبْنِ حُرَّة عُذْراً»

پدرت براي هيچ آزاد زاده‎اي عذري باقي نگذارد.

وَ اِنّ الاُلي بِالطَّفِ مِنْ آلِ هاشِم *** تآسُوا فَسَنُّوا لِلكِرام التآسيا

«آنان كه در كربلا از آل هاشم شكيبايي و پايداري نمودند، براي مردم كريم و بزرگوار پايداري و شكيبايي را سنت قرار دادند».

 

1 ـ مقصود شاعر اين است كه: كار سلب آزادي و فشار و خود مختاري بني‎اميه به جائي رسيده كه اگر رمله يا هند از زنان بني‎اميه را هم نامزد حكومت و امارت كنند ما از بس بيچاره ظلم بني اميه هستيم و قدرت نفس كشيدن نداريم با او بيعت مي‎كنيم.