3 ـ بيداري شعور ديني
در اثر تبليغات معاويه و روش او و همدستانش و دوري مردم از عهد رسالت و تعطيل اجراي برنامههاي اسلام و توسعه ممالك اسلامي و ممنوع شدن تبليغات صحيح ديني و خانه نشين شدن شايستگان و دانشوران، شعور ديني مردم ضعيف گشت و افكار آنها انحطاط يافت، اكثريت مردم در برابر وضع موجود، خودباخته و شكسته خاطر و سرد شده بودند.
ذلت و خواري و احساس زبوني و انظلام در جوامع اسلامي، مثل بيماري سرطان پيكر اجتماع را فرا ميگرفت و استرخاء و سستي عجيب، آنها را از حركت و نشان دادن عكس العمل در برابر مظالم بني اميه چنان بازداشته بود كه هرچه بر آنها تحميل ميكردند ميپذيرفتند، و همانطور كه عبدالله بن همام السلولي گفت.
فَاِنْ تَاْتُوا بِرَمْلَة اَو بِهِنْد *** نُبايِعُها اَميرَةَ مُؤمِنِياً1
هركس را ميخواستند بر آنها حاكم ميساختند و اگر زنان بنياميه يا بوزينگان يزيد را هم نامزد حكومت ميكردند كسي از بيعت سر بر نميتافت و همه از ترس زندان و قتل، آن را تصويب ميكردند.
خلوص نيت، فداكاري، شجاعت اخلاقي و نترسيدن از مرگ كه از صفات ممتاز و برجسته مسلمانان عصر پيغمبر بود، از بين رفته و از آن پهلوانان ايمان و قهرمانان فضيلت كه شهادت در راه نصرت دين و مرگ با عزت را به زندگي با ذلت ترجيح ميدادند، جز معدودي كه در راه ياري حسين ـعليه السّلامـ كشته شدند، يا در گوشه و كنارها بياطلاع از جريان امور بودند، كسي باقي نمانده بود.
شهادت امام ـعليه السّلامـ و اصحاب نامدارش احساسات را بيدار و خصال انساني را زنده ساخت و به مسلمانان درس مردانگي و استقامت داد كه هرچه در شورشهائي كه عليه بنياميه ميكردند آنها را سركوب مينمودند، و شكست ميدادند، و كشته ميشدند، روحيه آنان شكست نميخورد و كشته شدن در راه هدف و مقصد را افتخار ميشمردند.
مصعب بن زبير وقتي همسر ارجمندش سكينه ـعليها السّلامـ را درحزن و اندوه ديد گفت:
«لَمْ يُبْقِ اَبُوكَ لاِبْنِ حُرَّة عُذْراً»
پدرت براي هيچ آزاد زادهاي عذري باقي نگذارد.
وَ اِنّ الاُلي بِالطَّفِ مِنْ آلِ هاشِم *** تآسُوا فَسَنُّوا لِلكِرام التآسيا
«آنان كه در كربلا از آل هاشم شكيبايي و پايداري نمودند، براي مردم كريم و بزرگوار پايداري و شكيبايي را سنت قرار دادند».
1 ـ مقصود شاعر اين است كه: كار سلب آزادي و فشار و خود مختاري بنياميه به جائي رسيده كه اگر رمله يا هند از زنان بنياميه را هم نامزد حكومت و امارت كنند ما از بس بيچاره ظلم بني اميه هستيم و قدرت نفس كشيدن نداريم با او بيعت ميكنيم.