The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

6 ـ زهد امام حسين (عليه السّلام)

بهترين نشانه زهد كامل و خوار شمردن دنيا همان فداكاري و گذشت آن حضرت از جان خود و جوانان و برادران و اصحاب و ياران، و تن دادن به آنهمه مصيبت و بلا بود.

اگر دنيا و مال و نعمت آن، در نظر كسي بي‎قدر و ارزش نباشد نمي‎تواند اينگونه در راه حق و ياري دين خدا و بزرگداشت هدف عالي خود پايداري و استقامت ورزد تا به حدّي كه بدن قطعه قطعه عزيزانش را ببيند و صداي ناله كودكانش را از زحمت تشنگي بشنود و گريه زن و بچه، دل پر از مهر و عاطفه او را به درد آورد و برپيكرش آنهمه زخمهاي كاري وارد شود ولي در ياري دين خدا ثابت و پا برجا بماند و در مقابل باطل نرمش نشان ندهد و مانند كوه تمام اين مصائب او را تكان ندهد.

آري به حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ پيشنهاد مي‎شد كه با يزيد از در مسامحه و سازش در آيد، و به نحوي كه در عرف اهل دنيا خلاف شأن و شرف او شمرده نشود با او كنار بيايد، و در عوض خودش و خاندان و فاميل و كسانش از دنيا متمتع و بهره‎مند شوند; اما حسين كسي نبود كه براي خاطر زندگي دنيا و خوشگذراني، مصالح عاليه اسلامي را ناديده بگيرد و با گرفتن حق السكوت برقراري چنان دستگاه فاسد و ظلم و كفر را امضاء نمايد و در اداي تكليف و وظيفه مهمي كه از طرف خدا به عهده دارد مسامحه و كوتاهي نمايد.

حسين پسر آن كسي است كه فرمود: «اگر آفتاب را در دست راست، و ماه را در دست چپم بگذارند كه دست از دعوت بردارم، برنخواهم داشت».

او پسر كسي است كه مي‎گفت: «دنياي شما نزد من از آب بيني يك بز زكامي خوارتر است».

علائلي مي‎گويد: حسين در اين ناحيه، بزرگ و يگانه بود، زندگي دنيا را خوار مي‎شمرد، و از مرگ بيم و هراسي نداشت، و بجز برهان پروردگارش كه همه چيز را فداي آن مي‎كرد به هيچ چيز نظر ندوخت. از اين جهت سزاوار است مانند شاعر هندي (معين الدين اجميري) او را دومين بنا كننده كاخ اسلام بعد از جدش، و مجدد بناي توحيد و يكتا پرستي بناميم1.

و نيز او مي‎گويد: حسين به كلّ وجود و تمام هستيش از دنيا رو گردانده بود2.

پس حسين مانند پدرش رئيس و سيد زهاد بود. پدر مي‎گفت:

«وَاللهِ اِنَّ ابْنَ اَبيطالِب انَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْي اُمِّهِ» «وَ ما اَنَا اِلاّ كَقارب وَرَدَ اَوْ كَطالِب وَجَدَ».

پسر مي‎گفت:

«اِنِّي لا اَرَي الْمَوْتَ اِلاّ سَعادَةً، وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ اِلاّ بَرَماً».

ابن شهر اشوب در جمله‎اي از زهد آن حضرت گويد كه به او گفته شد:

«ما اَعْظَمَ خَوْفَكَ مِنْ رَبِّكَ»

چقدر بزرگ است بيم تو از خدا؟

فرمود:

«لا يَأْمَنُ الْقِيامَةَ اِلاّ مَنْ خافَ اللهُ فِي الدُّنْيا»

در امان نيست كسي روز قيامت مگر آن كس كه در دنيا از خدا بترسد3.

 


1 ـ سمو المعني، ص 119 نقل به معنا.

2 ـ سمو المعني، ص 102 نقل به معنا.

3 ـمناقب، ج 4، ص 69.