The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

5 ـ عدالتخواهي امام

خاندان علي ـ‎عليه السّلام‎ـ به عدالت و حمايت از مظلوم همانندي در عالم ندارند. حكومتشان حكومت حق و عدالت و سيره و رفتارشان دادگري و دادخواهي براي مظلومين بود. اگر مي‎شنيدند به كسي ستمي شده ناراحت مي‎شدند و تا براي او دادخواهي نمي‎كردند آسوده نمي‎گشتند.

حكاياتي كه از عدل علي در كتابهاي تاريخ است نشان مي‎دهد كه او دلباخته حق و فاني در عدالت بود. او به فرزندانش وصيت كرد:

«كُونا لِلظّالِمِ خَصْماً، وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً»

دشمن ستمگر و يار ستمديده باشيد.

حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ فرزند آن پدر و وارث همان صفات بود. از ستمهائي كه بني اميه و عمّال آنها به مردم مي‎نمودند بيش از همه كس رنج مي‎كشيد، و به شدت ناراحت مي‎شد.

قيام او، قيام عليه ظلم و بيداد و ستمگري، و نهضت او نهضت نجات بخش ستمديدگان و مظلومين بود.

در مزاج حسين مانند جد و پدرش و برادرش هيچ چيزي مانند مناظر خداپرستي و عدالت و دادگري لذت بخش و شيرين نبود، و هيچ چيز مثل صحنه‎هاي غم انگيز كفر و ظلم و بيداد ستمگران تلخ و ناگوار نبود تا آنجا كه ممكن بوده و به هر نحو ميسر مي‎شد از شرافت، آبرو، ناموس و جان و مال مسلمانها دفاع مي‎كرد.

يكي از داستانهائي كه از آن شدت علاقه حسين به دفاع از مظلومين و حمايت از بيچارگان بي‎پناه ظاهر مي‎شود، داستان اُرينب دختر اسحاق و همسر عبدالله بن سلام است.

اين داستان معروف، پرده از انحطاط، سقوط اخلاقي، پستي بني اميه و رذالت معاويه و يزيد بر مي‎دارد و نشان مي‎دهد كه چگونه غاصبان مسند خلافت و حكومت مسلمين آلوده دامان و بي بهره از شرف انساني بودند:

اين داستان را ابن قتيبه، شبراوي، علائلي، نويري، ابن بدرون و ديگران نقل نموده‎اند1 و علاوه بر آن به عنوان يك كتاب، بطور مستقل نيز تأليف شده است2; و چون داستاني مشهور و طولاني است خوانندگان را به مطالعه مصادر عربي آن، و كتابهاي فارسي مانند قمقام زخار حواله مي‎دهيم، و در اينجا بطور خلاصه به آن اشاره مي‎كنيم:

اجمال اين داستان اينست كه: يزيد كه به اصطلاح شاهزاده و وليعهد معاويه بود، و تمام وسايل شهوتراني مانند پول و مقام و زور و كنيزكان ماهرو و زنهاي رقاصه و خواننده خودفروش در اختيارش بود با همه اينها باز چشم طمع به بانوي شوهرداري كه بايد خود و پدرش پاسدار عصمت و عفت او باشند دوخت، و به شيوه اراذل و شهوت پرستاني كه در وفور عيش و نوش حكومت تربيت مي‎شوند ناآرام شد، و چون آن زن، نجيبه و پاكدامن و با عفت بود و دسترسي به او از راه فريب و منحرف ساختن او از طريق پارسائي محال مي‎نمود، معاويه ناپاك و بي‎غيرت كه خود را امير المؤمنين مي‎خواند براي خواهش نفس و شهوت يزيد دست به نيرنگ بسيار عجيب و بي‎سابقه‎اي زد. و مرد بدبخت را از زن عفيفه و زيبايش جدا كرد و مقدمات كاميابي يزيد را از آن زن فراهم ساخت.

ولي حسين غيرت و جوانمردي و فتوت مقابل اين تصميم زشت شيطاني معاويه ايستاد، و نقشه او را نقش بر آب كرد، و غيرت و حميّت هاشمي و علاقه خود را به حفظ نواميس مسلمين نشان داد و مانع از رسيدن يزيد به هوس ناپاك و شريرش گرديد، و افتراقي را كه معاويه با نيرنگ و وسايلي كه در دست داشت ايجاد كرد مبدل به اتصال نمود، و آن ستم بزرگ را از عبدالله بن سلام و همسرش دفع كرد و اين داستان را در تاريخ مفاخر آل علي ـ‎عليه السّلام‎ـ و مظالم بني اميه جاودان باقي گذارد3.

 


1 ـ الامامة و السياسة، ص 203 تا 212. الاتحاف ص 79 تا 83. سمو المعني، ص‎156 تا 159. ابوالشهداء، ص 139 تا 141.

2 ـ كتاب «ارينب قصة التاريخية» نوشته عبدالله حسون العلي، طبع 1950.

3 ـ در بعضي از خصوصيات اين داستان مانند بعضي اعلام اختلافاتي بين مصادر آن ديده مي‎شود. آنچه كه ما اجمال آن را نقل كرديم موافق است با نقل شبراوي در الاتحاف، وابن قتيبه در الامامة و السياسة.