4 ـ ادب و عاطفه امام
حسين ـعليه السّلامـ در آداب اجتماعي و حسن معاشرت با دور و نزديك بلند پايه و بينظير بود. عفو و گذشت از خصال آن حضرت بود.
جمال الدين محمد زرندي حنفي مدني روايت كرده كه از علي بن الحسين زين العابدين از پدرش حسين ـعليه السّلامـ گفت: شنيدم ميفرمود: اگر مردي به من دشنام دهد در اين گوش و به گوش راستش اشاره فرمود و عذر بياورد در گوش ديگرم عذر او را ميپذيرم براي اينكه امير المؤمنين ـعليه السّلامـ حديث كرد مرا كه شنيد، جدم پيغمبر ـصلّي الله عليه و آلهـ فرمود:
«لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُحِقٍّ اَوْمُبْطل»
وارد حوض (كوثر) نميشود كسي كه عذر را نپذيرد، خواه عذرآور حق بگويد يا باطل1.
حسين ـعليه السّلامـ با فرزندان و بانوان و با كسان و اهل بيت خود در نهايت ادب، محبت، رحمت، مهرباني و انس و مودت زيست داشت.
ابن قتيبه روايت كرده: مردي خدمت حضرت حسن ـعليه السّلامـ آمد، و از آن حضرت درخواست چيزي كرد. حضرت فرمود: سؤال شايسته نيست مگر براي وام سنگين يا فقر خوار كننده يا ديه و تاواني كه ادا نكردن آن سبب رسوائي شود. عرض كرد: نيامدم به خدمت شما مگر براي يكي از آنها. حضرت فرمان داد صد دينار به او دادند.
سپس آن مرد خدمت حسين ـعليه السّلامـ رفت و از آن حضرت نيز سؤال كرد، حسين ـعليه السّلامـ هم همان سخن برادرش را به او فرمود و همان پاسخ را شنيد، سپس پرسيد، برادرم به تو چقدر داد؟ عرض كرد. صد دينار. حسين ـعليه السّلامـ نودونه دينار به او عطا كرد; زيرا نخواست با برادرش برابري كرده باشد2.
ياقوت مستعصمي از انس روايت كرده كه گفت: در خدمت حسين ـعليه السّلامـ بودم كنيزكي دسته گلي براي آن حضرت آورد حسين ـعليه السّلامـ فرمود:
«اَنْتِ حُرّةٌ لِوَجْهِ اللهِ تَعالي»
تو براي خدا آزادي.
گفتم كنيزكي يك دسته گل برايت آورده او را آزاد ميكني؟ فرمود: اينچنين خدا به ما ادب آموخته است كه فرمود:
«وَ اِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّة فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها اَوْرُدُّوها»3
و نيكوتر از اين دسته گل آزاد ساختن او بود4.
عقاد بعد از آنكه اين شعر را از آن حضرت نقل كرده است:
لَعَمْرُكَ اِنَّني لاَُحِبُّ داراً *** تَكُونَ بِها سَكينَةُ وَ الرُبابُ
اُحِبُّهُما، وَ اَبْذُلُ جُلَّ مالي *** وَ لَيْسَ لِعاتِب عِنْدي عِتابُ
«به جان تو سوگند! آن خانهاي را كه سكينه و رباب در آن باشند دوست دارم. آن دو را دوست دارم و بيشتر مالم را نثار آنان ميكنم و كسي نميتواند مرا بر اين دوستي ملامت كند».
ميگويد: حسين ـعليه السّلامـ از آن كسان بود كه به فرزندان خود محكمترين علائق مهر و محبت را دارا هستند، و عواطف آنها نسبت به همسرهايشان بهترين و نيرومندترين عواطف است.
سپس ميگويد: از وفاي همسرهايش بعد از شهادت آن حضرت اينست كه: رباب (همان بانوئي كه نامش در اين دو شعر برده شده) از طرف رجال و بزرگان قريش خواستگاري شد، نپذيرفت، و گفت:
«ما كُنْتُ لاَِتَّخِذَ حَماً بَعْدَ رَسُولِ اللهِ»
پس از اين شرافت و افتخار بزرگ كه پدر شوهري چون رسول خدا يافتم، كسي را به پدر شوهري انتخاب نميكنم.
و تايك سال در زير سقفي منزل نكرد، و تا وفات كرد گريه و اندوه او كم نشد.
1 ـ نظم درر السمطين، ص 209.
2 ـ سمو المعني، ص 152.
3 ـ هرگاه كسي شما را ستايش كند، شما نيز بايد در مقابل به ستايشي بهتر از آن، يا مانند آن، پاسخ دهيد. سوره نساء، آيه 86.
4 ـ سمو المعني، ص 159. ابوالشهداء، ص 72.