The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

4 ـ ادب و عاطفه امام

حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ در آداب اجتماعي و حسن معاشرت با دور و نزديك بلند پايه و بي‎نظير بود. عفو و گذشت از خصال آن حضرت بود.

جمال الدين محمد زرندي حنفي مدني روايت كرده كه از علي بن الحسين زين العابدين از پدرش حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ گفت: شنيدم مي‎فرمود: اگر مردي به من دشنام دهد در اين گوش و به گوش راستش اشاره فرمود و عذر بياورد در گوش ديگرم عذر او را مي‎پذيرم براي اينكه امير المؤمنين ـ‎عليه السّلام‎ـ حديث كرد مرا كه شنيد، جدم پيغمبر ـ‎صلّي الله عليه و آله‎ـ فرمود:

«لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُحِقٍّ اَوْمُبْطل»

وارد حوض (كوثر) نمي‎شود كسي كه عذر را نپذيرد، خواه عذرآور حق بگويد يا باطل1.

حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ با فرزندان و بانوان و با كسان و اهل بيت خود در نهايت ادب، محبت، رحمت، مهرباني و انس و مودت زيست داشت.

ابن قتيبه روايت كرده: مردي خدمت حضرت حسن ـ‎عليه السّلام‎ـ آمد، و از آن حضرت درخواست چيزي كرد. حضرت فرمود: سؤال شايسته نيست مگر براي وام سنگين يا فقر خوار كننده يا ديه و تاواني كه ادا نكردن آن سبب رسوائي شود. عرض كرد: نيامدم به خدمت شما مگر براي يكي از آنها. حضرت فرمان داد صد دينار به او دادند.

سپس آن مرد خدمت حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ رفت و از آن حضرت نيز سؤال كرد، حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ هم همان سخن برادرش را به او فرمود و همان پاسخ را شنيد، سپس پرسيد، برادرم به تو چقدر داد؟ عرض كرد. صد دينار. حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ نودونه دينار به او عطا كرد; زيرا نخواست با برادرش برابري كرده باشد2.

ياقوت مستعصمي از انس روايت كرده كه گفت: در خدمت حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ بودم كنيزكي دسته گلي براي آن حضرت آورد حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ فرمود:

«اَنْتِ حُرّةٌ لِوَجْهِ اللهِ تَعالي»

تو براي خدا آزادي.

گفتم كنيزكي يك دسته گل برايت آورده او را آزاد مي‎كني؟ فرمود: اينچنين خدا به ما ادب آموخته است كه فرمود:

«وَ اِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّة فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها اَوْرُدُّوها»3

و نيكوتر از اين دسته گل آزاد ساختن او بود4.

عقاد بعد از آنكه اين شعر را از آن حضرت نقل كرده است:

لَعَمْرُكَ اِنَّني لاَُحِبُّ داراً *** تَكُونَ بِها سَكينَةُ وَ الرُبابُ

اُحِبُّهُما، وَ اَبْذُلُ جُلَّ مالي *** وَ لَيْسَ لِعاتِب عِنْدي عِتابُ

«به جان تو سوگند! آن خانه‎اي را كه سكينه و رباب در آن باشند دوست دارم. آن دو را دوست دارم و بيشتر مالم را نثار آنان مي‎كنم و كسي نمي‎تواند مرا بر اين دوستي ملامت كند».

مي‎گويد: حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ از آن كسان بود كه به فرزندان خود محكم‎ترين علائق مهر و محبت را دارا هستند، و عواطف آنها نسبت به همسرهايشان بهترين و نيرومندترين عواطف است.

سپس مي‎گويد: از وفاي همسرهايش بعد از شهادت آن حضرت اينست كه: رباب (همان بانوئي كه نامش در اين دو شعر برده شده) از طرف رجال و بزرگان قريش خواستگاري شد، نپذيرفت، و گفت:

«ما كُنْتُ لاَِتَّخِذَ حَماً بَعْدَ رَسُولِ اللهِ»

پس از اين شرافت و افتخار بزرگ كه پدر شوهري چون رسول خدا يافتم، كسي را به پدر شوهري انتخاب نمي‎كنم.

و تايك سال در زير سقفي منزل نكرد، و تا وفات كرد گريه و اندوه او كم نشد.

 


1 ـ نظم درر السمطين، ص 209.

2 ـ سمو المعني، ص 152.

3 ـ هرگاه كسي شما را ستايش كند، شما نيز بايد در مقابل به ستايشي بهتر از آن، يا مانند آن، پاسخ دهيد. سوره نساء، آيه 86.

4 ـ سمو المعني، ص 159. ابوالشهداء، ص 72.