The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

شخصيت اخلاقي حسين (عليه السلام)

مسلّم است كه ارزش واقعي انسانها به علم و كمالات و فضايل و صفات اخلاقي است.

افراد بشر هر چند از جهت جسم و ظاهر و لباس و مكان و مال و مقام و اينگونه عوارض با هم تفاوتهائي دارند ولي اين تفاوتها سبب امتياز آنها بر يكديگر نيست. آن چيزي كه سبب امتياز حقيقي است، علم و فضيلت و اخلاق و رفتار نيك است.

به عبارت ديگر: فضيلت آدميان در تمتع از لذائذ حيواني، و برخورداري از آنچه ما به الاشتراك انسان و ساير حيوانات است، نيست بلكه كمال آدمي وابسته به ما به الامتياز او از حيوانات است.

هرچه بهره او از اين ما به الامتياز بيشتر باشد، فاصله‎اش از عالم حيواني زيادتر و در عالم انسانيت جلوه و نمايش انساني او بيشتر مي‎شود.

بسياري از انسانها هستند كه به صورت انسانند اما به سيرت و معني، در همان عالم حيوانيت مانده‎اند. بعضي هم فاصله‎اي را كه بين عالم حيوانيت محض و انسانيت كامل عيار است طي مي‎نمايند و در اين فاصله گاه در يك نقطه توقف مي‎كنند و گاه به سير خود ادامه داده تا به سرحد انسانيت كامل و تمام عيار مي‎رسند.

علم و اخلاق و معارف افراد، نشان دهنده مقدار سير آنها و مراحلي است كه از اين فاصله پيموده‎اند.

انسان فطرتاً شيفته اخلاق پسنديده است، و صاحبان مكارم اخلاق را دوست مي‎دارد، و تحت تأثير مناظر حساس اخلاقي قرار مي‎گيرد.

در تمام قرون و اعصار، عدالت، طهارت نفس، امانت، صداقت، استقامت، ثبات قدم، شجاعت، صراحت لهجه، صبر و حلم، وفاي به عهد، تواضع، رحم، احسان، اغماض و گذشت، فداكاري و ايثار، آزادي خواهي و خدمت به همنوع، و ساير صفات حميده محبوب بشر بوده، و هرچه هم شكل دنيا عوض شود، و ظواهر زندگي تغيير كند در اين احساس بشر و احترام او از نيكوكاران و نيكوخويان، تغييري حاصل نمي‎شود.

چنانچه صفات رذيله مانند، حسد، تكبر، نفاق، ظلم و بي‎رحمي، خيانت، دروغ، كينه توزي و خودبيني، هميشه مورد تنفر و نامطبوع بوده است.

علم اخلاق بر اساس همين توجه فطري انسان و درك باطني او به وجود آمده است.

راجع به اخلاق حميده و اضداد آن، اطلاع بر تحقيقات و مطالعات علماي علم اخلاق و معرفة النفس براي كسي كه در مقام تهذيب اخلاق خويش باشد لازم و سودمند است.

برنامه‎هاي تربيتي و اخلاقي اسلام كه آخرين اديان آسماني است، عالي‎ترين و جامع‎ترين برنامه‎هاي اخلاقي است و علاوه بر آنكه اخلاق، موضوع يك قسمت مهم احكام و فصل مخصوصي از تعاليم اسلام است، در ضمن تعاليم و احكام ديگر نيز جنبه تربيت و تكميل نفوس رعايت شده و در احكام عبادات و معاملات، واجبات و محرمات، تكاليف روزانه، انفاقات و معاشرت با مردم حتي در جهاد با كفار; تربيت جامعه و پرورش فكر و اراده و اصلاح باطن كاملا ملاحظه شده است.

مجاهده با نفس و رذائل اخلاقي را، «جهاد اكبر» ناميده‎اند، و حسن خلق را نشانه كمال ايمان معرفي نموده‎اند.

دانشمندان و فلاسفه اسلام، با اقتباس از تعاليم اخلاقي اين دين بهترين كتابها را در علم اخلاق نوشته، و ادبيات عرب و عجم هر دو نمونه اين دستورات و برنامه‎هاي اخلاقي است.

كلمات جامع پيغمبر اعظم ـ‎صلّي الله عليه و آله‎ـ ، و خطبه‎ها و كلمات قصار اميرالمؤمنين و ساير ائمه طاهرين ـ‎عليهم السّلام‎ـ ،و محامد اخلاق و كرائم صفات هر يك سند افتخار مسلمين و دليل زنده كمال برنامه‎هاي تربيتي اسلام است.

از تشويقات و فضايل و ثوابهائي كه براي هر يك از صفات حسنه فرموده‎اند ميزان توجه و اعتناي اسلام به پرورش اخلاق معلوم مي‎شود.

در قرآن مجيد در سوره آل عمران آيه 164، و سوره جمعه، آيه 2 برنامه كار و دعوت پيغمبر ـ‎صلّي الله عليه و آله‎ـ با صراحت در سه قسمت خلاصه شده است:

1 ـ تلاوت آيات خدا.

2 ـ تزكيه و تربيت نفوس.

3 ـ تعليم كتاب و حكمت.

و در حديث معروف است كه فرمود:

«اِنَّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَْخْلاقِ»1

شخص پيامبر ـ‎صلّي الله عليه و آله‎ـ به تمام اخلاق فاضله و صفات ممتازه آراسته و در حسن اخلاق، يگانه نمونه كمال بشري و به تصديق دوست و دشمن مثل اعلي، و سرآمد تمام مردم بود.2

راجع به صفات پيغمبر ـ‎صلّي الله عليه و آله‎ـ ، خلق و خو، روش و رفتار آن حضرت علاوه بر آنچه كتابهاي سيره و تواريخ نوشته‎اند متبحرين در علوم اسلامي و دانشمندان بزرگ كتابهاي مخصوصي نوشته‎اند كه مطالعه آنها براي راهنمائي انسان به اخلاق و فضايل، كافي و وافي است.

اهل بيت و اوصياي رسول خدا ـ‎صلّي الله عليه و آله‎ـ نيز در اخلاق و علم و عمل نمونه آن حضرت و به اتفاق موافق و مخالف، برجسته و نابغه بودند.

اميرالمؤمنين، فاطمه زهرا و حسنين و سائر ائمه ـ‎عليهم السّلام‎ـ هر يك نماينده تكامل و ترقي انسان، و امتداد خلق كريم و عظيم نبوي بودند، و تابش معنويت اخلاق پيغمبر در وجودشان آشكار بود.

 


1 ـ جاي بسي تأسف است اگر مسلمانان با داشتن تعاليم پرارزش اخلاقي و برنامه‎هاي جامعه آسماني، در نكبات فساد اخلاق گرفتار شوند و به تقليد از مسيحي‎ها و ملل مغرب زمين كه فاقد مدنيت اخلاقي مي‎باشند، از صفات ممتاز اسلامي و كرائم آداب كه موجب مباهات ملل اسلام بود دست شسته و به بي‎عفتي و بي‎غيرتي و هتك شرف و منحرف ساختن جوانان و بانوان و آميزش دادن آنها با بيگانگان، و ميگساري و قمار و رقص و توسعه فساد افتخار كنند و مجلات و مطبوعاتي داشته باشند كه اين روشهاي ناپسند را ترويج و با انتشار داستان‎ها و سرگذشتهاي شهوت انگيز و عكسها و صورقبيحه، آتش غرائز حيواني جوانان را روشن سازند با اينكه استقلال و موجوديت هر ملت، وابسته به بقاي عادات و اخلاق و آداب اوست و اگر آداب و اخلاق او در اخلاق ديگران هضم شد، استقلال و شخصيت او نيز خواه و ناخواه هضم مي‎شود.

به تصديق دانشمندان عاليمقام و جامعه شناس، وضع فعلي مسلمين و ضعف كنوني آنها مربوط به ضعف فلسفه و اخلاق و برنامه‎هاي تربيتي و تعاليم اجتماعي نيست;
زيرا تعليماتي از تعاليم اسلام استوارتر و جامع‎تر نيست. بلكه علت آن ملتزم نبودن
آنها به احكام اسلام و بيرون شدن امور از برنامه‎هاي شرعي و جهل به معارف
عاليه و هدفهاي اسلامي و ضعف آنها در علوم تجربي و صنعت است. بايد مسلمانان
با تكميل صنايع و علوم جديد، خود را از بيگانگان بي‎نياز كرده پولهائي را كه صرف
تقليد از روش‎هاي نكوهيده و آداب زشت غربيها مي‎نمايند، صرف ترقي علم و صنعت كنند تا هم كشورهاي اسلامي در شاهراه ترقي به سرعت گام بردارند و هم از
فساد اخلاق و آفات تمدن جديد محفوظ و مصون بمانند. اي كاش براي آگاهي از
تعاليم اخلاقي اسلام و روش تربيتي قرآن، اين مسلمانهاي غرب‎زده مراجعه به
كتابهاي مسلمين و بلكه دانشمندان غرب مي‎نمودند، و اين قدر كور كورانه و شتابزده، راه مغرب را كه راه ضعف و ذلت و فساد اخلاق است پيش نمي‎گرفتند. =

 

= اكنون دنيا در آتش نكبات اخلاقي غربيها مي‎سوزد و اضطراب فكري و ناراحتي روحي ميلياردها انسان را بيچاره  كرده و هيچكس از طغيان ناگهاني حرص و آز صاحبان سلاحهاي ويران كننده در امان نيست و هر روز از سوء اخلاق و مظالم آنها چيزهامي‎شنويم و مي‎خوانيم كه انسان از نقل آن شرمنده مي‎شود.

آري، مسلمانها بايد در فضائل و كرامت نفس و پاكدامني و عفت و امانت، ملت نمونه باشند و با تمسك به كلمه توحيد و اتحاد همبستگي اسلامي، قوي‎ترين ملل باشند. نبايد كارشان به جائي برسد كه اجتماع آنها به يك اجتماع مسيحي و دورانهاي جاهليت شبيه‎تر باشد تا به يك اجتماع عالي ودرخشان اسلامي.