The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

سيماي درخشان حسين (عليه السلام) در كتاب خدا

1 ـ آيه مودّت:

(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً إلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي)2

بگو من از شما اجر رسالت نمي‎خواهم جز مودّت و دوستي خويشاوندانم.

يكي از آيات قرآن مجيد كه از آن عظمت مقام حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ استفاده مي‎شود اين آيه كريمه است.

احمد بن حنبل در «مسند»، و ابو نعيم حافظ، ثعلبي، طبراني، حاكم، نيشابوري، رازي، شبراوي، ابن حجر، زمخشري، ابن منذر، ابن ابي حاتم، ابن مردويه، سيوطي و گروهي ديگر از علماي اهل سنت از ابن عباس روايت كرده‎اند: آنگاه كه آيه (قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ...) نازل شد، گفتند: اي پيامبر خدا كيستند اين خويشاوندان تو، كه واجب گرديده بر ما مودّت و دوستي آنان؟

فرمود: علي و فاطمه و دو پسر آنها3.

و اين معنا را شيخ شمس الدين ابن العربي به نظم در آورده است:

رَأَيتُ وِلائي آلَ طه فَريضَةً *** عَلي رَغْمِ اَهلِ الْبُعْدِ يُورثُني القُربي

فَما طَلَبَ المَبْعُوثُ أَجراً عَلَي الهُدي *** بِتَبْليغِهِ اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي القُربي4

«محبّت خود را نسبت به آل طه (اهل بيت پيغمبر) فريضه‎اي ميدانم كه به رغم آناني كه از اهل بيت دورند، مرا به خدا نزديك مي‎كند; پس آن پيامبر مبعوث بر هدايت، اجري براي تبليغ خود نخواست جز دوستي نزديكانش».

و شافعي هم گفته است:

يا أَهْلَ بَيْتِ رَسولِ اللّهِ حُبُّكُمْ  *** فرْضٌ مِنَ اللّه فِي الْقُرانِ أَنْزَلَهُ

كَفاكُمْ مِنْ عَظيمِ الْقَدْرِ انَّكُمْ  *** مَنْ لَم يُصِلِّ عَلَيْكُمْ لا صَلوةَ لَهُ5

«اي خاندان پيامبر! محبّت شما فريضه‎اي است كه خداوند در قرآن نازل كرده است، همين قدر در عظمت شما كافي است كه اگر كسي بر شما (در نماز) صلوات نفرستد، نمازش باطل است».

2 ـ آيه تطهير:

(اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ‎الرِّجْسَ أَهْلَ اْلبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً6)

«همانا خدا چنين مي‎خواهد كه رجس هر آلايش را از شما خانواده نبوت ببرد و شما را از هر عيب پاك و منزه گرداند».

بر حسب احاديث متواتر و مشهور بين شيعه و سني آيه تطهير در مورد اجتماع آن پنج شخصيت ممتاز عالم آفرينش در زير كساء، و دعاء و صلوات پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ  بر آنها كه دفعات متعدد در منزل پيغمبر  ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ و در خانه فاطمه زهرا ـ‎عليها السّلام‎ـ و در حجره ام‎سلمه، و بعضي اماكن ديگر اتفاق افتاد، نازل شد، و آيه شريفه و احاديثي كه در تفسير آن وارد شده دلالت بر عصمت و جلالت شأن حضرت سيدالشهداء ـ‎عليه السّلام‎ـ دارند.

راجع به اين آيه و احاديث كساء و اسناد و متون آن كتابهاي مفصل نگاشته شده، و بعضي راويان مثل صبيح 7 به مناسباتي فقط قسمتي از آن را نقل كرده‎اند. و از جمله: مسلم، بغوي، واحدي، اوزاعي، محب طبري، ترمذي، ابن اثير، ابن عبدالبر، احمد، حمويني، زيني دحلان، بيهقي و ديگران از عايشه، ام سلمه، انس، واثله، صبيح، عمر بن ابي سلمه، معقل بن يسار، ابي الحمراء، عطيه، و ابي سعيد، و ام سليم8 روايات متعددي در اين واقعه جليله و منقبت عظيمه نقل كرده‎اند.

عايشه مي‎گويد: پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ  بامدادي در حالي كه يك نوع از بُردهاي يمني (كه از موي سياه بافته مي‎شد) در برداشت بيرون آمد، سپس حسن ـ‎عليه السّلام‎ـ آمد، پيغمبر او را داخل بُرد نمود، بعد از او حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ آمد و داخل بُرد شد، آنگاه فاطمه ـ‎عليها السّلام‎ـ آمد و پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ  او را داخل بُرد كرد و بالأخره علي ـ‎عليه السّلام‎ـ آمد او را داخل بُرد كرده و فرمود:

(اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الْرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً)9.

«اوزاعي» از شدّاد بن عبدالله روايت كرده كه وقتي سر حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ آورده شد، مردي شامي به آن حضرت و پدرش جسارت كرد واثلة بن اسقع برخاست و گفت: سوگند به خدا من همواره علي، حسن، حسين و فاطمه را دوست مي‎دارم، بعد از آنكه شنيدم پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ  در حق آنها فرمود آنچه را كه فرمود; يك روز در خانه ام سلمه در خدمت پيغمبر مشرَّف بودم كه حسن آمد پيغمبر او را بر ران راستش نشانيد و بوسيد، پس حسين آمد و او را بر ران چپش نشانيد و بوسيد، سپس فاطمه آمد و او را پيش روي خود نشانيد، آنگاه علي را طلب كرد و گفت:

«اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الْرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» 10.

«دولابي» در «الذريةالطاهرة» از ام سلمه روايت كرده كه پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ به فاطمه فرمود: شوهر و پسرانت را نزد من بياور! فاطمه آنها را خدمت رسول خدا حاضر نمود، پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ  كسائي فدكي را بر ايشان پوشاند، و دستش را بر ايشان گذارده و فرمود:

«اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاءِ آلُ مُحَمَّد فاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَ بَركاتِكَ عَلي آلِ مُحَمَّد اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ»

خدايا اينها آل محمد هستند: پس صلوات و بركات خود را بر آل محمد قرار بده، بدرستي كه تو حميد مجيدي!

و ام سلمه گفت: من كسا را بلند كردم كه بر آنها داخل شوم نگهداشت پيغمبر آن را و فرمود:

«اِنَّكِ عَلي خَيْر»

تو بر خير هستي11

و نظير اين روايت را حمويني از واثله روايت كرده است12.

واحدي در اسباب النزول، احمد در مناقب، طبراني از ابي سعيد خدري نقل كرده‎اند كه آيه (اِنَّما يُريدُالله) در حق پنج نفر نازل شد: رسول خدا ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ  ، علي، فاطمه، حسن و حسين ـ‎عليهم السلام‎13.

و نيز احمد از ام سلمه روايت كرده كه پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ  در خانه او بود. فاطمه ـ‎عليهاالسلام‎ـ با ديگ سنگي كه در آن خزيره بود14 بر آن حضرت وارد شد، پيغمبر در حالي كه روي كسائي نشسته بود فرمود: شوهر و پسرانت را بخوان، سپس علي و حسن و حسين آمدند و نشستند و با هم از آن طعام خوردند. ام سلمه گفت: من در حجره نماز مي‎خواندم خدا اين آيه را نازل كرد:

(اِنَّما يُريدُ اللّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً)

پس پيغمبر زيادتي كسا را گرفت و آنها را با آن پوشانيد. سپس دستش را بيرون آورد و اشاره به آسمان كرد و گفت:

«اَللّهُمَّ هؤلاءِ أَهْلِ بَيْتي، وَ حامَّتي (اَي خاصَّتي) فَاذْهَبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطهيراً

خدايا اينان اهل بيت و خاصّان منند پس، از ايشان هر رجس و آلايش را دور گردان، و ايشان را پاكيزه كن پاكيزه كردني.

ام سلمه گفت: من سر خود را از خانه داخل نموده و گفتم: من با شمايم يا رسول الله ؟

فرمود:

«اِنَّكِ اِلي خَيْرِ اِنَّكِ اِلي خَيْر»15

تو بسوي خيري، تو بسوي خيري

و نظير اين حديث را واحدي16نيز به سند خود از ام سليم روايت كرده است.

اين احاديث كثير، بر عصمت حضرت سيدالشهداء ـ‎عليه السّلام‎ـ دلالت دارند و اينكه هر عمل و اقدام و نهضتي كه بنمايد مطابق صواب و حقيقت است. سيوطي در «اكليل» به اين آيه استدلال نموده و گفته است كه همه اجماع اهل بيت را حجت مي‎دانند زيرا خطا رجس است و رجس و پليدي نيز از ايشان نفي شده است17.

3 ـ آيه مباهله:

(فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْانَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّه عَلَي الْكاذِبينَ)18.

از جمله آياتي كه بر فضيلت و بلندي رتبه و مقام سيدالشهداء ـ‎عليه السّلام‎ـ به اتفاق مسلمانان گويا و ناطق است آيه مباهله است.

از مظاهر و دلائل قوّت ايمان پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ به رسالتش داستان مباهله است، زيرا پيشنهاد مباهله از طرف آن حضرت اگر مؤمن به دعوت خود نبود، يك انتحار واقعي و دادن سند بطلان دعوت به دست دشمن بود چون حال از دو قسم بيرون نبود، يا نفرين نصاراي نجران در حق آن جناب مستجاب مي‎شد، و يا آنكه نه نفرين نصاري و نه نفرين پيغمبر ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ  به آنها مستجاب مي‎گشت ; كه در هر دو صورت بطلان ادعاي آن حضرت آشكار مي‎گشت ، و هيچ خردمندي كه مدعي نبوّت باشد، چنين پيشنهادي نداده و سند بطلان دعواي خود را به دست مردم نخواهد داد مگر آنكه صد در صد اطمينان به استجابت دعاي خود و هلاكت دشمن داشته باشد، و پيغمبر اكرم ـ‎صلي الله عليه وآله‎ـ چون يقين جزمي به صحّت رسالت و استجابت دعاي خود و نابودي دشمن در صورت مباهله داشت با كمال شجاعت و صراحت پيشنهاد مباهله داد.

شركت دادن علي و حسن و حسين و فاطمه زهرا ـ‎عليهم السّلام‎ـ در مباهله كه به تعيين و امر خداوند بود نيز دليل بر اين است كه اين چهار نور مقدس كه با پيغمبر در مباهله حاضر شدند، شايسته‎ترين و گرامي‎ترين خلق در نزد خدا، و عزيزترين همه در نزد پيغمبر خدا بوده‎اند.

آيه مباهله اعلان جلالت مقام، و تقرب خاصّ آنها به خداوند متعال است.

پس اين فضيلت براي امام حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ از فضايل بسيار بزرگي است كه در چنين مراسم با اهميت و تاريخي، همكار و همراه پيغمبر شود، و از ميان تمام امت از صغير و كبير و زن و مرد، او و پدر و مادر و برادرش را خدا انتخاب نمايد.

جريان مباهله را مفسّرين بزرگ و محدّثين و مورّخين در كتابهاي تفسير و حديث و تاريخ نقل كرده‎اند، و از اينكه مصادر و مدارك آن را نشان بدهيم بي‎نيازيم. اما در عين حال چندين كتاب را نام مي‎بريم تا هركس خواست مراجعه نمايد:

تفسير طبري، بيضاوي، نيشابوري، كشاف، الدرالمنثور، اسباب النزول واحدي، اكليل سيوطي، مصابيح السنة، سُنن ترمذي و كُتُب ديگر.

 


1 ـ پوشيده نماند كه آيات نازله در شأن اهل بيت كه از جمله ايشان حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ مي‎باشد و آياتي كه به شخص آن حضرت تفسير شده بسيار است كه ما برعايت اختصار فقط سه آيه از اين آيات را مي‎نگاريم، و كساني كه بخواهند از سائر آيات مطلع شوند به كتابهاي تفسير و حديث مراجعه فرمايند، و از جمله اين آيات است: آيه 35 و 37 سوره بقره و آيه 22 سوره الرحمن و آيه 27 سوره الفجر وسوره هل اتي و آيات ديگر.

2 ـ سوره شوري، آيه 23.

1ـ احياء الميت ج 2. الاتحاف، ص 5. صواعق، ص 168. الأكليل ص 191. الغدير ج 2 ص 307. خصايص الوحي المبين، ف 5، ص 52 تا 55. عمده ابن بطريق ف 9، ص 23 تا 25.

4 ـ صواعق ص 170. اسعاف الراغبين، ص 119.

5 ـ نظم درر السمطين، ص 18. اسعاف الراغبين، ص 121. الاتحاف ص 29. و صواعق ص 148.

6 ـ سوره احزاب، آيه 33.

7 ـ اسد الغابه ج 13 ص 11، الاصابه ج 2، ص 175 ـ 4033.

8 ـ صحيح مسلم ج 7 ص 130. مصابيح السنة ج 2 ص 278. ذخائر العقبي ص 24. ترمذي ج 23، ص 200 و 242 و 248. اسدالغابه ج 1، ص 11و 12 و ج 2 ص 20 وج 3 ص 413. الاصابه ج 2، ص 175 ـ 433. اسباب النزول واحدي ص 267. المحاسن و المساوي بيهقي ج 1، ص 481.

9 ـ صحيح مسلم ج 7 ص 130. مصابيح السنة ج 2 ص 278. ذخائر العقبي ص 24.

10 ـ اسد الغابه، ج 2 ، ص 20.

11 ـ ذخائر العقبي ص 24. العمده ف 9 ص 25 در اين كتاب در فصل 8 از ص 15‎ـ‎22 و در فصلهاي ديگر احاديث بسياري از اهل سنت راجع به اجتماع اين پنج تن برگزيدگان خدا نقل كرده است.

12 ـ فرائد السمطين، ج 1، ص 24.

13 ـ ذخائر العقبي ص 24. در اين كتاب از ص 21 ـ 24 طرق اين حديث مذكور است و اسباب النزول، ص 267.

14 ـ «خزيره» عبارت از اين است كه تكه‎هاي گوشت را همراه آب زياد در ديگ= =ريخته، روي آتش بگذارند، وقتي كه پخته شد آرد در آن ريخته و فرود آورند.(منتهي الآرب).

15 ـ السيرة النبويه، ج 3، ص 366.

16 ـ اسباب النزول، ص 267.

17 ـ اكليل ص 178; مخفي نماند كه در كتب شيعه اسناد اين حديث در نهايت كثرت و متن بعضي از اين احاديث بطور تفصيل روايت شده كه از جمله آنها «حديث كساء» است.

18 ـ پس هر كس با تو درباره عيسي در مقام محاجّه (ومجادله) برآيد، بعد از آنكه (به وحي خدا به احوال او) آگاهي يافتي، به او بگو: بياييد ما و شما با فرزندان و زنان خود به مباهله برخيزيم و در دعا و التجاء به درگاه خدا اصرار كنيم تا دروغگو و كافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازيم. سوره آل عمران، آيه 61.