The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

روز حسين (عليه السلام)

در ميان حوادث و پيشامدهاي بزرگ و دلخراش تاريخ، هيچ واقعه‎اي نيست كه مانند حادثه جانسوز كربلا همه ساله مراسم سالگرد آن باشكوه وعظمت فراوان وشركت تمام طبقات از زن ومرد، پير و جوان برگزار و مجالس يادبود و تذكار آن همواره در منازل، مساجد، مدارس، تكايا، و حسينيه‎ها، بازار، خيابان و بنگاهها تشكيل گردد، وخطبا در پيرامون آن سخنراني، و نويسندگان كتابها و مقالات بنويسند و مرور زمان و تكرار اين مراسم آن را كهنه نسازد، و از اعتبار واهميت آن نه تنها چيزي كاسته نگردد بلكه عظمتش روز افزون و در هر عصري براي فلسفه آن معنائي عالي و هدفهائي ارزنده درك و استنباط شود.

روز حسين، روزي شد كه هرگز گذشت ازمنه و اعصار، آن را از ياد نخواهد برد.

حادثه عاشورا واقعه‎اي است كه دلهاي ارباب ايمان وعشاق فضيلت و حقيقت در برابر آن به خاك تعظيم افتاد، و مشعل نورپاشي شد كه در قرون، و ادوار روزگار، چراغ هدايت مردان بزرگ و رهبران مصلح گرديد، و آنها را از ظلمات تحير و سرگرداني نجات داد. كاري كه حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ كرد يك كار عادي كه مانند آن را تاريخ نشان دهد نبود بلكه يك كار و قيام بي‎سابقه بود.

يك كار و عمل خدائي بود كه جوامع عالم جبروت، و سكان صوامع ملكوت وملأ اعلي آن را بزرگترين تجلي كمال مقام انساني دانستند، و قهرمانان فضيلت بشري و صاحبان عقول كامله، و واصلان حقايق عاليه، پيغمبران اولواالعزم، اولياي عاليقدر و شهداي راه اصلاح و هدايت، آن را نمونه ممتاز ومنحصر بفرد نمايش قدرت اراده، قوت عزم و ثبات، كمال ايمان، صبر و فداكاري وشجاعت شمردند.

ايمان خالص، مردانگي، صراحت، وفا وعلّو همت، شكيبائي و استقامت، مقاومت در برابر تجاوز و ستم، از سرتاسر اين حادثه تاريخي و اَلَم‎زا نمايان و هويداست.

عظمت مقصد، اِباي نفس و بي‎اعتنائي به زخارف دنيا و ماديات، و مرگ با عزّت و شرافت را بر زندگي با ننگ و ذّلت برگزيدن از جريان آن ظاهر وپيدا است.

شرح اين داستان، شرح كمال روح انسان، و تحقير تمام مظاهر مادي و لذائذ دنيوي و محكوم ساختن شرك و كفر و ستم و بيدادگري است، تاريخ اين فاجعه جانكاه، تاريخ فداكاري بي‎مانند در راه مبدأ و عقيده، و احترام از شرف و كرامت حق، و كوشش براي آزادي و نجات جوامع محروم است، پس شگفت‎انگيز نيست اگر صدايش در جهان پيچيد، و بانگش در گوشها مانند بانگ اذان برجا و پايدار مانده، و باآنكه بيش از هزار و سيصد سال است كه گويندگان و نويسندگان از آن سخن مي‎گويند، اهميت آن همچنان در دلها باقيست، و بر آن رادمردان باايماني كه در راه ايمان به خدا، و اجراي احكام خدا استقامت ورزيده و شربت شهادت نوشيدند، درود مي‎فرستند.

آنان جوانمرداني بودند كه دوستي دنيا وقيافه مهيب مرگ در زير شمشير و نيزه، آنها را در برابر طغيان اهل باطل، سست و خاضع و حقير نساخت، و آنچه را باعث ضعف اراده و كوتاهي همت مي‎شود از جاه و مقام، زر و زيور، همسر وفرزند پشت سر گذاشته و آخرين مرتبه آزادگي روح را مالك شدند.

در برابر آنها هم، گروهي پست ونفوسي پليد قرار گرفتند كه روح و دلشان هرگز از كمند بندگي منصب و درجه و لذائذ مادي آزاد نگشته و از حرّيت ضمير و بيداري وجدان بي‎بهره بودند و از كشتن اخيار و بندگان خدا و اطفال و شيرخواران باك نداشتند.

در حساب مردم مادي، در اين پيكار بُرد با دسته اشرار و دشمنان دين بود، و ايمان و عقيده‎اي كه حسين و اصحابش را مظهر آن استقامت و فداكاري بي‎نظير قرار داد، ارزش نداشت، و پايان آن حادثه، پايانِ روز عاشورا بود.

اما در حساب واقع و تاريخ فضيلت و بلندپروازيهاي روح انسان و در حساب موازين قرآن و اسلام، پيروزي جاويد نصيب حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ و يارانش شد.

در ميزان اصحاب فضيلت، قيمت و بهاي انسان، اين منافع فانيه و لذائذ زودگذر نيست و حساب سود و زيان وشكست و پيروزي مردان بزرگ با اين ترازوها صحيح نيست.

در ميزان حقيقت، قيمت و ارزش اشخاص به مقدار قوّت ايمان و اراده آنها است، و پيروزي واقعي، پيروزي باطن بر ظاهر، روح بر جسم، و حقيقت بر مجاز است; پيروزي، پايداري در راه مقصد وهدف و تسلط بر عوامل ضعف روح و تباهي ايمان است.

آري، مردم همه مي‎ميرند، و بسا كساني كه در راه عقيده و ايمان به حق جان سپردند ولي مانند شهيدان كربلا نامدار و جاويد نماندند و آن آزادگي و استقامتي كه آنها نشان دادند در ساير ميدانهاي مواجهه حق و باطل آشكار نشد.

آنان دليران شير دلي بودند، با آنكه مي‎توانستند با كنار رفتن از آن ايستگاه خطرناك جان خود را حفظ كنند، با پاي خويش به استقبال مرگ و شهادت رفتند و راستي اگر آنها آن روز در آن ميدان عقب‎نشيني كرده و دوستي جان و مال ومقام، وبيم از شمشير و مرگ آنها را شكست مي‎داد زيان و ضرري كه به انسانيت و موازين عاليه اسلامي وارد مي‎شد بيش از اندازه تصوّر بود.

ميدان كربلا ميدان نبردي بود كه صحنه جهاد و جنگ همان زمين كربلا نبود و نبرد، نبرد آن اشخاصي كه در آنجا با هم روبرو شدند نبود، بلكه نبرد، نبرد حق و باطل و اسلام و كفر بود و اگر اهل حق عقب‎نشيني مي‎كردند، عقب نشيني آنها در همانجا و در آن روز به پايان نمي‎رسيد و براي آيندگان و نسلهاي آتيه آثار خطرناك و مأيوس كننده داشت; زيرا تماشاكنندگان آن صحنه خونين، تنها مردم دنياي معاصر آنها و مسلمانهاي آن زمان نبودند، بلكه تماشاگران آن صحنه، تمام ملل اسلام و توده‎هاي مظلوم و محروم در مرور اعصار بوده و هستند، لذا حسين ـ‎عليه السلام‎ـ و يارانش آن استقامت عجيب و حيرت‎افزا را در آن ميدان بلا نشان دادند و دشمن بدنهاي پاك آنها را پاره‎پاره ساخت ولي بر روح و اراده و نيّت و هدف آنها دست نيافت.

قَد غَيَّرَ الطَعْنُ مِنْهُم كُلَّ جارحة *** اِلاَّ المَكارِمَ في اَمْن مِنَ الْغِيَرِ

«نيزه (سلاح) تمام اعضاي بدن آنان را تغيير داد (پاره‎پاره كرد) مگر بزرگواريهاي آنان را كه از دگرگوني در امان است».

علّت توجه نويسندگان و گويندگان

آنچه بيشتر سبب توجه گويندگان و نويسندگان به شرح واقعه كربلا شده است، نخست اهميت ديني و مذهبي، و ديگر ارزش معنوي و واقعي آن براي انسانها و جامعه بشري است.

درسهائي كه اين واقعه به انسانها مي‎دهد همه عالي وآموزنده و سودمند بوده، و مكتب آن يك مكتب عمومي و همگاني است كه كلاسها وشعب آن در تمام نقاط و سرزمينهاي آدم نشين: شهري وروستائي،چادرنشين و آسمانخراش گزين را به فضايل انساني، هدايت مي‎كند. بديهي است كه چنين موضوعي هيچگاه كهنه نمي‎شود، هميشه نو و تازه بوده و مورد علاقه و توجه همگان است. از جنبه ثواب اخروي نيز بر طبق احاديث صحيح و معتبر، سخنراني و نويسندگي در پيرامون آن، اجر بسيار داشته، موجب علوّ درجه و تقرب به خدا و رسول خدا ـ‎صلي الله عليه وآله وسلّم‎ـ  است.

علاوه بر اينها، سرگذشت حقيقي كربلا، چون سرگذشت يك نبرد واقعي حق با باطل و پيكار با بيدادگري، و مبارزه فضيلت با رذيلت است، طبعاً و به خودي خود مورد توجه هر با وجدان و هر شخص عدالت پژوه و آزاديخواه است; و احساسات پاك انساني و بيداري ضمير و شعور باطني، هر كسي را شيفته و دلباخته قهرمانان حق‎پرست اين حادثه مي‎سازد.

با اين ملاحظات است كه هزارها كتاب و صدها هزار شعر، در اين موضوع گفته شده و نويسندگان و شعرا حتّي در دورانهاي اختناق شديد افكار و تحت فشار سخت عمّال حكومتهاي بني‎اميّه و بني‎عباس، و دوران سلطنت «متوكلّها»، و خطر قتل و برباد رفتن آبرو و عزت و مصادره اموال و قطع مستمري و حقوق و... حسين را فراموش نكرده و بعد از اين هم تا دنيا دنياست اين روش ادامه يافته و او را فراموش نخواهند كرد.

موجبات بقاء و پايداري اين حادثه دلسوز همواره آن را نگاهداري نموده و تا انسانيت باقي است و بشر، عدالت خواه و فضيلت دوست و دشمن ظلم و ستم و زور و حكومت خودكامگي است، اين واقعه زنده است و او را بسوي زندگي هرچه آزادتر راهنما خواهد بود.

آري! هيچگاه بشر از شنيدن سرگذشت مردان حق‎پرستي كه در كربلا در راه دفاع از حق و مبارزه با باطل فداكارانه‎ترين جهاد را نمودند، سير نمي‎شود1 و داستان فداكاريهاي آن مردان نخبه جهان آفرينش و شهيدان حقيقت و فضيلت، زينت بخش جاودان اوراق تاريخ است،و گوشها از شنيدن و چشمها و زبانها از مطالعه و خواندن آن ملول و خسته نخواهد شد.

نويسندگان آن را از برگزيده‎ترين موضوع مقالات و كتابها شناخته و همه با عشق و شور فراوان، دوست مي‎دارند همرديف كساني باشند كه در اين موضوع از آنها اثري به يادگار مانده است.

شعراي عرب وعجم انديشه‎هاي تابناك خود را در لباس اشعار نغز و شيوا، و قصايد بليغ و غرّا در آورده و با حرارت و ذوق سرشار، هركدام به لحني و زباني از گوشه‎اي از اين صحنه تاريخي و پيكار شگفت‎انگيز مردان خدا و حقيقت با اهل باطل و ضلالت، سخن گفته‎اند.

هر كس به زباني سخن از مدح تو گويد *** بلبل به غزلخواني و قمري به ترانه

و با اين همه كتابها و اشعار ونثر ونظمي كه در اين موضوع نوشته و سروده شده بازهم كتابهائي كه از نو تأليف مي‎شود براي عشاق فضيلت و حقيقت تازگي دارد و مطالعه آنها با حسن استقبال عموم روبرو مي‎شود.

و چون موضوع به مناسبت مقصد و هدفي كه از آن منظور بوده بسيار وسيع و پهناور است، و هر نويسنده نمي‎تواند تمام اين وسعت را ديدگاه بصيرت خود نمايد، بيشتر كتابهائي كه در اين موضوع نگاشته مي‎شود خالي ازفوائد تازه و نكات ارزنده و افكار بكر نيست، و بجاست اگر بگوئيم از ناحيه آن حضرت، از هريك از نويسندگان دستگيريهائي شده كه از اين خرمن پر فيض محروم نمانده و از اين درياي بيكران حقيقت جرعه‎اي بچشند.

با توجه به اين ملاحظات، نويسندگان، علماء ومتفكرين بزرگ، هزاران مقاله و كتاب در اين موضوع نوشته و هر نويسنده‎اي كه اندك آشنائي با هدف حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ يافته، مايل است ريزه خوار اين سفره پهناور و خوان نعمت حسيني شده، اثري به يادگار گذارده و خود را در شمار شيفتگان حقيقت، و خريداران لطف و عنايت آن يوسف ملك شهادت در آورد.

نوع كتابهائي كه در اين موضوع تأليف شده:

در تمام كتابهائي كه در تاريخ اسلام و فضايل اهل بيت ـ‎عليهم السّلام‎ـ و احوال صحابه تأليف گرديده، از اين واقعه جانسوز ياد شده است و تعداد كتابهائي كه به طور مستقل در اين موضوع نگارش يافته بي‎شمار است، كه بيشتر اين كتابها به متن حادثه و نقل صورت وقايع پرداخته‎اند اما راجع به فلسفه آن بطور مستقيم وارد نشده‎اند.

در زمان ما بيشتر افكار روي تحليل حوادث و علل و نتايج وقايع حساب مي‎نمايند، و عظمت حوادث تاريخي را از اين راه اندازه‎گيري مي‎كنند و كتابهائي كه موضوع آن تحليل حوادث تاريخي باشد برايشان جالب‎تر و بيشتر مورد توجه خوانندگان و نسل جوان و روشنفكران واقع مي‎شود.

راجع به شهادت حضرت سيدالشهداء ـ‎عليه السّلام‎ـ هم، كتابهائي كه از فلسفه و اسرار شهادت و علل و عوامل اين قيام و تأثير آن در جوامع اسلامي و تحوّل فكري مسلمين، بحث مي‎نمايند، خواننده بسيار دارند.

زيرا مي‎خواهند بدانند:

چرا حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ قيام كرد؟

چرا با يزيد از در سازش و آشتي بيرون نيامد؟

چرا از مدينه به مكه و از مكه به عراق هجرت نمود؟

اين نهضت براي چه مقصود بود، و چه نتايجي داد؟

و اكنون سودي كه ملت اسلام عموماً و شيعه خصوصاً از برگزاري مراسم سوگواري و يادبود عاشوراي حسيني مي‎برد چيست؟

و دههاو صدها پرسش ديگر كه شيفتگان آستان امامت و ولايت در پي آن هستند.

لذا در قرن معاصر، نويسندگان به نوشتن كتابها و مقالاتي كه پاسخگوي اين پرسش‎ها باشد توجه بيشتري كرده و سعي نموده‎اند در اين قسمتها هم وارد تحقيق شده و مردم را به فلسفه اين نهضت و شرايط و اوضاع و احوال محيطي كه در آن اين قيام و فداكاري بزرگ انجام يافت آگاه سازند.

البته اينطور هم نبوده كه قدماء و پيشينيان به كلي از اين موضوع چشم‎پوشيده و در فلسفه و اسرار شهادت چيزي ننوشته باشند، زيرا نخستين كسي كه مردم را متوجه به اين اسرار و هدفهاي عالي نمود شخص سيدالشهداء ـ‎عليه السّلام‎ـ و اهل بيت آن حضرت و بلكه پيش از ايشان پيغمبر اكرم ـ‎صلي اللّه عليه وآله‎ـ و سپس ائمه طاهرين ـ‎صلوات الله عليهم اجمعين‎ـ بودند كه در احاديث و روايات، و حتي در ضمن عبارات زيارتها كاملا اين موضوع را تشريح و توضيح دادند، بعداً هم علماء و متفكرين شيعه و اهل سنت، و شعراي بزرگ در ضمن اشعار خود مردم را به حقايق آشنا ساختند ولي نوشتن كتاب مستقل در اين موضوعات آنطور كه امروزه مرسوم است، سابق بر اين رايج نبوده است.

از اين جهت، كتابهائي كه راجع به تحليل تاريخي حوادث كربلا نوشته شده، نسبت به كتابهائي كه اصل تاريخ آن را نگهداري نموده‎اند بسيار كم است در عين حال، اهميت كتابهائي كه متن حوادث را نگه داشته‎اند در نزد ما محفوظ است. زيرا آن كتابها، هم مبدأ و اساس تحقيق و فحص متفكرين و محققين است و هم نقل صورت و ظواهر حوادث كربلا، هر چند در نهايت اختصار و فشرده باشد حاكي از حقيقت مظلوميت امام ـ‎عليه السّلام‎ـ و نموداري از اسرار و فلسفه شهادت است، و هم براي مؤمنين و كساني كه ميخواهند از ذكر مصيبات و گريه و سوگواري براي آن حضرت به اجر و ثواب و قرب خداوند متعال برسند، هميشه مورد انتفاع و استفاده مي‎باشد. خداوند تبارك و تعالي همه نويسندگان و گويندگان و كساني را كه به هر نحوي در راه اعلاي نام نامي سيدالشهداء ـ‎عليه السّلام‎ـ در گذشته و آينده توفيق انجام خدمتي يافته‎اند، به نيكوترين وجه پاداش عطا فرمايد.

اين كتاب كه از نظر خوانندگان ارجمند مي‎گذرد و متضمن مختصري از فضايل حضرت سيدالشهداء ـ‎عليه السّلام‎ـ و پاره‎اي از علل و نتايج واقعه كربلاست، بضاعت مزجات و ران ملخي است، كه اين بنده روسياه با كمال شرمساري هديه درگاه سيدة نساء العالمين فاطمه زهرا ـ‎سلام الله عليها‎ـ و پيشگاه دين پناه نهمين فرزند حسين ـ‎عليه السّلام‎ـ بقية الله في الارضين حضرت قائم آل محمّد ـ‎ارواح العالمين له الفداء‎ـ نموده، و از كرم عميم آن مادر و اين فرزند عزيز انتظار دارم آن را قبول فرمايند.

اميد است كه از بركت توسل به آستان خاندان عصمت و رسالت در دنيا و آخرت رستگار، و در زمره دوستانشان محسوب باشم بحق محمّد و آله الطاهرين صلوات الله تعالي عليهم اجمعين

كمترين بنده درگاه دوستان اهل بيت نبوت صلي الله عليه وآله

لطف اللّه صافي گلپايگاني

 


1 ـ مگر كساني كه از آغاز و انجام اين واقعه بي‎اطلاع باشند و يا خوي تجاوز به حقوق انسانها و بيدادگري، حجاب وجدان و فطرت آنها شده باشد.