پيام دوازدهم
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي: كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ1
برحسب آنچه از آيات قرآن كريم، و روايات شريفه استفاده ميشود، استعلا، استضعاف و استكبار در جهت مخالف با اهداف خلقت انسان و از پديدههاي غير اصلي و حاصل طغيان بشر و مخالفت با فطرت است. به مقتضاي آيه كريمه كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً... بشر، امت واحده است؛ استعلا
و استضعاف باعث تفرقه، اختلاف و خروج از حد اعتدال و مخالف خواستهاي حقيقي فطرت است.
بعثت پيغامبران با نويد و هشيار و بشارت و انذار و نزول كتابهاي آسماني و قوانين الهي، براي حكم در اختلافات به منظور حفظ اين وحدت و نهادينه كردن آن و محكوم كردن استضعاف و استعلاست.
پديدة استضعاف، انحرافي است و همواره در تاريخ انسانيت در كمون و ظهور بوده و عوامل خاص، آن را پديد ميآورد؛ پديدهاي منفور و تحميلي بر وجدان انسان و مانند پديدههاي شوم ديگر عارضي؛ اما چون سير آن خلاف مسير جهان و حركت دوران و زمان است، سرانجام از جلو رفتن و رسيدن به پيروزي نهايي ناتوان، و مقهور سير سالم و اصلي ضد استضعاف ميگردد:
وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا2
سرانجام جهان
بر حسب آيات قرآن مجيد و روايات، سرانجام، امت واحدة جهاني و خالص از استضعاف برقرار ميشود كه در آن اگر چه تفاوتهايي كه لازمة تمدن صحيح است و بدون آن تمدن و تعاون و تعامل، امكانپذير نيست نقش سازنده دارد، استكبار و استغصاب، موضع و نقشي ندارد و منتهي اليه سير جوامع انساني (پس از تجربههاي بسيار و گذشت از فراز و نشيبهاي بيشمار و پشت سر گذاردن مكتبهاي گوناگون مادي) جامعة الهي خواهد بود.
بشارت به دولت كريمه
اين رويداد و اين روز نو و اين عصر عدل و اين جامعه و امت واحده و دولت كريمه و اين دور انقراض استضعاف و زورمآبيها را قرآن مجيد در آيات متعدد، نويد داده است و پيامبران از آن خبر داده و در كتابهاي گذشته مثل تورات و انجيل و زبور اين سنّت الهي ثبت و مكتوب شده است.
روايات متواتر بر اين حقيقت تأكيد دارند، كه با ظهور حضرت مهدي ارواح العالمين له الفداء آن امام مبين و خلف انبياء مرسلين و همنام و هم كنية حضرت خاتم النبيين صلوات الله عليهم اجمعين حكومت عدل و جهاني برقرار و به قدرت خدا، و به دست آن عزيز خدا، مشارق و مغارب زمين مفتوح، و پرچم توحيد و تكبير به اهتزاز درآمده، علم و عدل و قسط در همه جا حاكم، و جهل و ظلم و جور و استضعاف، محكوم ميگردد.
در بيان اين معاني همان آية كريمه
و نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ3
و همان بيان معجز نظام و قاطع قرآن ناطق، امير المؤمنين عليه السلام كافي است كه فرمود:
ليعطفن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها4 ثم تلا عقيب ذلك و نريد ان نمنّ علي الذين استضعفوا في الارض....
روزي كه به پيروزي و ظفر
رايات فرازد، به فَرَقدان
روشن كند از نور خود، زمين
با رايت عدل آيت امان
انگشتري مصطفي به دست
شمشير علي بسته بر ميان
آيد ز پي خدمتش فرود
آن روز مسيحا ز آسمان
خاصّان خدايش ز شرق و غرب
تازند به خدمت يكان يكان
اللهم عجّل فرجه و اجعلنا من انصاره و اعوانه و مُقوّية سلطانه
لطف الله صافي5
1. سورة بقره، آية 213؛
2. سورة احزاب، آية 62.
3. سوره قصص، آيه 5؛ و ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم.
4. نهج البلاغه، حكمت 209؛ دنيا پس از اعراضش به ما روي ميآورد روي آوردن شتر به بچهاش؛ آنگاه در عقب اين مطلب، آية مياركه فوق را قرائت فرمودند.
5 تاريخ اين پيام، مضبوط نبود.