The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

ميزان زكات فطره، كفاره افطار روزه ، احكام روزه قضا

 زكات فطره: معادل 3 كيلو گندم يا حداقل مبلغ 1500 تومان ( هزار و پانصد تومان) 
كفاره افطار غير عمدي روزه براي هر روز: 500 ( پانصد تومان)
____________________________________
____
مـساله 1667) اگر در روزه رمضان در شب جنب شود وبه تفصيلى كه در مساله1640 گفته شد بيدار شود ودوباره بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود و يا بيدار بشود و براى مرتبه سوم بخوابد وبيدار نشود بايد قضاى آن روز رابگيرد و بنا بر احتياط مستحب براى مرتبه سوم كفاره نيز بدهد، ولى اگر كـار ديـگـرى كـه روزه راباطل مى كند عمدا انجام دهد، در صورتى كه مى‌دانسته آن كار روزه را باطل مى كند، قضا و كفاره بر او واجب مى شود و اين حكم در ارتماس بنا بر احتياط واجب است .

(مساله 1668) اگر بواسطه ندانستن مساله كارى انجام دهد كه روزه را باطل مى كند چنانچه در يـاد گـرفـتـن مساله تقصير كرده و در وقت بجا آوردن آن كار احتمال مفطر بودن آن را مى داده كفاره بر او واجب مى شود و اگر در وقت بجا آوردن آن غفلت داشته بنابر احتياط كفاره لازم است ولى اگر در ياد گرفتن مساله تقصير نكرده باشدكفاره واجب نيست .
كفاره روزه
(مساله 1669) كسى كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يك بنده آزادكند، يا به دستورى كه در مساله بعد گفته مى شود دو ماه روزه بگيرد، يا شصت فقيررا سير كند يا به هر كدام يك مد كـه تـقـريبا ده سير است طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها بدهد، و چنانچه اينها برايش ممكن نـبـاشد هر مقدار مى تواند صدقه به فقرا بدهد و استغفار كند و اگر از دادن صدقه هم عاجز باشد اكـتـفـا به استغفار نمايد اگر چه مثلا يك مرتبه بگويد استغفر اللّه و احتياط واجب آن است كه هر وقت بتواندكفاره را بدهد.
(مساله 1670) كسى كه مى خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، بايد سى و يك روز آن را پى در پى بگيرد و اگر بقيه آن پى در پى نباشد اشكال ندارد.
(مساله 1671) كسى كه مى خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، نبايد موقعى شروع كند كه در بين سى و يك روز، روزى باشد كه مانند عيد قربان، روزه آن حرام است .
(مساله 1672) كسى كه بايد پى در پى روزه بگيرد اگر در بين آن بدون عذر يك روز روزه نگيرد، يـا وقـتى شروع كند كه در بين آن به روزى برسد كه روزه آن واجب است، مثلا به روزى برسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه ها را از سر بگيرد.
(مـسـاله 1673) اگر در بين روزهايى كه بايد پى در پى روزه بگيرد، عذرى مثل حيض يا نفاس، يا سفرى كه در رفتن آن مجبور است، براى او پيش آيد، بعد از بر طرف شدن عذر واجب نيست روزها را از سر بگيرد، بلكه بقيه را بعد از برطرف شدن عذر بجا مى آورد.
(مساله 1674) اگر به چيز حرامى روزه خود را باطل كند، چه آن چيز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنـا, يـا بـه جـهـتـى حـرام بـاشـد، مثل خوردن غذاى حلالى كه براى انسان ضرر معتنى به دارد و نزديكى كردن با عيال خود در حال حيض، كفاره جمع بر او واجب مى شود.
يعنى بايد يك بنده آزاد كـنـد و دو مـاه روزه بـگيرد و شصت فقير راسير كند، يا به هر كدام آنها يك مد كه تقريبا ده سير اسـت، گندم يا جو يا نان وماننداينها بدهد، و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد، هر كدام آنها كه ممكن است بايدانجام دهد.
(مـساله 1675) اگر روزه‌دار دروغى را به خدا وپيغمبر(ص ) نسبت دهد بنابراحتياط كفاره جمع كه تفصيل آن در مساله پيش گفته شد بر او لازم مى شود.
(مـسـالـه 1676) اگر روزه دار دريك روز ماه رمضان چند مرتبه جماع كند، بنابراحتياط براى هر دفـعـه، يـك كـفاره بر او واجب است .
ولى اگر جماع او حرام باشد، براى هر دفعه يك كفاره جمع واجب مى شود.
(مـسـاله 1677) اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، براى همه آنها يك كفاره كافى است .
(مـسـالـه 1678) اگـر روزه دار غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد وبعد با حلال خود جماع نمايد، بنا بر احتياط براى هر كدام يك كفاره واجب مى شود.
(مـسـالـه 1679) اگر روزه دار غير جماع كارديگرى كه حلال است وروزه را باطل مى كند، انجام دهـد مـثـلا آب بياشامد وبعد كار ديگرى كه حرام است و روزه را باطل مى كند غير از جماع انجام دهد، مثلا غذاى حرام بخورد، يك كفاره كافى است .
(مـسـاله 1680) اگر روزه دار آروغ بزند وچيزى در دهانش بيايد، چنانچه آن را فروببرد، روزه اش بـاطل است .
و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب مى شود، و اگر خوردن آن چيز حرام بـاشـد، مـثلا موقع آروغ زدن خون يا غذايى كه ازصورت غذا بودن خارج شده، به دهان او بيايد و عمدا آن را فرو برد بايد قضاى آن روزه را بگيرد و كفاره جمع هم بر او واجب مى شود.
(مـسـاله 1681) اگر نذر كند كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمدا روزه خود را بـاطـل كند، در كفاره آن دو قول است : يكى اين است كه يك بنده آزاد نمايد و يا دو ماه پى در پى روزه بـگـيـرد يـا بـه شصت فقير طعام دهد و اين قول در صورت اختيار آزاد كردن بنده يا اطعام شـصت فقير مطابق با احتياط است و قول ديگر تخيير بين آزاد كردن يك بنده و طعام دادن به ده فقير يا پوشاندن آنها و اگرهيچيك را نتواند، سه روز پى در پى روزه بگيرد.
(مـساله 1682) كسى كه مى تواند وقت را تشخيص دهد، اگر به گفته كسى كه مى گويد مغرب شده افطار كند و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و كفاره بر اوواجب مى شود.
(مـساله 1683) كسى كه عمداً روزه خود را باطل كرده، اگر بعد از ظهر مسافرت كند، يا پيش از ظهر براى فرار از كفاره سفر نمايد كفاره از او ساقط نمى شود بلكه اگرقبل از ظهر مسافرتى براى او پيش آمد كند، بنابر احتياط كفاره بر او واجب است .
(مساله 1684) اگر عمداً روزه خود را باطل كند وبعد عذرى مانند حيض يا نفاس يا مرض براى او پيدا شود، بنابر احتياط كفاره بر او واجب مى شود.
(مـسـالـه 1685) اگر يقين كند كه روز اول ماه رمضان است وعمداً روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده بنابر احتياط كفاره بر او واجب نيست .
(مـسـالـه 1686) اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است يا اول شوال و عمداً روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود اول شوال بوده كفاره بر او واجب نيست .
(مـسـالـه 1687) اگـر روزه دار در رمضان با زن خود كه روزه‌دار است جماع كند، چنانچه زن را مـجبور كرده باشد، كفاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد و اگر زن به جماع راضى بوده، بر هر كدام يك كفاره واجب مى شود.
(مـساله 1688) اگر زنى شوهر روزه دار خود را مجبور كند كه جماع نمايد، يا كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.
(مـسـاله 1689) اگر روزه‌دار در ماه رمضان، زن خود را مجبور به جماع كند و در بين جماع، زن راضى شود، بنا بر احتياط واجب بايد مرد دو كفاره و زن يك كفاره بدهد.
(مـسـالـه 1690) اگر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه‌دار خود كه خواب است جماع نمايد، يك كفاره بر او واجب مى شود و روزه زن صحيح است و كفاره هم بر اوواجب نيست .
(مـساله 1691) اگر مرد زن خود را مجبور كند كه غير جماع كار ديگرى كه روزه راباطل مى‌كند بجا آورد، كفاره زن را نبايد بدهد و بر خود زن هم كفاره واجب نيست .
(مـساله 1692) كسى كه بواسطه مسافرت يا مرض روزه نمى گيرد، نمى تواند زن روزه دار خود را مجبور به جماع كند.
ولى اگر او را مجبور نمايد، كفاره بر مرد واجب نيست .
(مساله 1693) انسان نبايد در بجا آوردن كفاره كوتاهى كند، ولى لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.
(مـسـالـه 1694) اگر كفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نياورد، چيزى بر آن اضافه نمى شود.
(مـسـالـه 1695) كسى كه بايد براى كفاره يك روز شصت فقير را طعام بدهد اگر به شصت فقير دسـتـرسـى دارد، نبايد بهر كدام از آنها بيشتر از يك مد كه تقريبا ده سيراست طعام بدهد، يا يك فـقـيـر را بـيشتر از يك مرتبه سير نمايد، ولى مى‌تواند براى هر يك از عيالات فقير اگر چه صغير باشند يك مد به آن فقير بدهد.
(مـسـالـه 1696) كسى كه قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر بعد ازظهر عمداً كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، بايد به ده فقير هر كدام يك مد كه تقريبا ده سيراست طعام بدهد و اگر نمى تواند، سه روز روزه بگيرد.
جاهايى كه فقط قضاى روزه واجب است
(مساله 1697) در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است و كفاره واجب نيست : اول - آن كه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلى كه در مساله 1640 گفته شد تا اذان صبح از خواب دوم بيدار نشود ولى در خواب سوم احتياط مستحب موكد، كفاره است .
دوم - عـمـلى كه روزه را باطل مى كند بجا نياورد ولى نيت روزه نكند، يا ريا كند، يا قصد كند كه روزه نباشد، يا قصد كند كارى كه روز را باطل مى كند انجام دهد.
سوم - آن كه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت يك روز يا چند روز روزه بگيرد.
چـهـارم - آن كـه در ماه رمضان بدون اين كه تحقيق كند صبح شده يا نه، كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، و نيز اگر بعد از تحقيق با اين كه گمان دارد صبح شـده، كـارى كـه روزه را بـاطل مى كند انجام دهد، بعد معلوم شودصبح بوده قضاى آن روزه بر او واجـب اسـت .
بلكه اگر بعد از تحقيق شك كند كه صبح شده يا نه يا ظن پيدا كند به آن كه صبح نشده و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده احتياط واجب آن است كه قضاى روزه آن روز رابجا آورد.
پـنـجم - آن كه كسى بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد, بعد معلوم شود صبح بوده است .
ششم - آن كه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند, يا خيال كند شوخى مى كند و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است .
هفتم - آن كه كور و مانند آن به گفته ديگرى افطار كنند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است .
هـشـتم - آن كه در هواى صاف بواسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند، بعد معلوم شـود مـغـرب نبوده است و اگر شك داشته باشد كه مغرب شده و افطاركند و معلوم شود مغرب نـبـوده كفاره هم واجب است .
ولى اگر در هواى ابر به گمان اين كه مغرب شده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست .
نهم - آن كه براى خنك شدن، مضمضه كند يعنى آب در دهان بگرداند و بى اختيار فرو رود و اگر بى جهت مضمضه كند و فرو رود احتياط لازم قضا است ولى اگرفراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد يا براى وضو مضمضه كند و بى‌اختيار فرو رود قضا بر او واجب نيست .
دهـم - آن كه روزه دار از جهت اكراه يا اضطرار يا تقيه افطار كند كه در اين صورت لازم است قضا نمايد و كفاره ندارد.
(مساله 1698) اگر غير آب چيز ديگرى را در دهان ببرد وبى اختيار فرو رود يا آب داخل بينى كند وبى اختيار فرو رود، قضا بر اوواجب نيست .
(مـساله 1699) مضمضه زياد براى روزه دار مكروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.
(مساله 1700) اگر انسان بداند يا ايمن نباشد كه بواسطه مضمضه بى اختيار يا از روى فراموشى آب وارد گلويش شود، نبايد مضمضه كند.
(مساله 1701) اگر در ماه رمضان، بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نيست .
(مـسـاله 1702) اگر انسان شك كند كه مغرب شده يا نه نمى تواند افطار كند.
ولى اگر شك كند كه صبح شده يا نه، پيش از تحقيق هم مى تواند كارى كه روزه را باطل مى‌كند انجام دهد.
جهت اطلاع بيشتر، به لينك رساله عمليه موجود در صفحه اصلي سايت مراجعه كنيد