ويژهنامه ولادت امام زين العابدين عليه السلام
از تو نوميد نميگردم كه باب توبه را به رويم گشودهاي.
همچون بندهي ذليلي سخن ميگويم كه به خود ستم كرده و پاس حرمت پروردگار خويش نگذارد.
گناهانش فراوان و ايام زندگانيش رو به زوال نهاده.
و آنگاه چشم ميگشايد و ميبيند كه زمان عمل سپري شده و پايان عمر به سر آمده.
… با ندبه و انابه به ديدارت آمده و خالصانه در آستانت توبه ميكند با دلي پاك در برابرت ايستاده و با نالهاي آهسته و حزين تو را ميخواند.
… شدت بيم و هراسِ از تو پايش را لرزان ساخته و اشك ديدگان، پهنهي رخسارش را در خود غرق كرده است.
و با گفتن يا ارحم الراحمين تو را ميخواند.
(فرازي از نيايش امام سجاد (ع)/صحيفه سجاديه 66)
--------------------------------------------------------------------------------
حكايتنامه
مردي خدمت امام سجاد عليه السلام رسيد، حضرت از او حال و احوال كردند. گفت: من صبح نمودم در حالي كه چهارصد دينار مقروضم و نميتوانم آن را ادا كنم. عيالوار هستم و قدرت بر تأمين زندگي آنها را ندارم.
حضرت سجّاد عليه السلام با شنيدن گرفتاري مرد ناراحت شد و سخت گريه كرد. پرسيدند: آيا گريهي شما براي مصايب و گرفتاريهاي سخت نيست؟
فرمود: آري! چنين است. چه اندوهي بزرگتر از اين كه شخصي با ايمان برادر مؤمنش را درمانده و تهيدست ببيند ولي نتواند آن گرفتاري را برطرف نمايد.
… پس دو قرص نان به آن مرد داده و فرمودند: غير از اين دو نان چيز ديگري در نزد ما نيست . خداوند به وسيلهي همين دو قرص نان زندگي وسيعي به تو عنايت خواهد كرد.
مرد نانها را گرفت و با اشك و وسوسه به طرف بازار رفت. در بين راه، ماهي فروشي به طرف مرد آمده و گفت: اين ماهي تازه را به عوض يك قرص نان خشك بگير.
مرد ماهي راگرفت و يك قرص نان به ماهي فروش داد. كمي آن طرفتر به نمك فروشي برخورد كرد. نمك فروش به مرد گفت اين نمك ناچيز را بگير و در عوض نان به من بده.
او نان دوّم را به نمك فروش داد و با ماهي و نمك به خانه آمد.
در خانه چون شكم ماهي را شكافت دو لؤلؤ بسيار زيبا در آن ديد پس شكر خداي را به جاي آورد. مرد آن دو لؤلؤ را به قيمتي گزاف فروخت و زندگيش را با آن ثروت سامان بخشيد.
(مناقب ابن شهر آشوب 4/146)
--------------------------------------------------------------------------------
عن الثمالي عن عليّ بن الحسين (ع) قال:
ما مِن قَطرَةٍ اَحَبُّ إِلَي الله عزوجل مِن قَطرَتَينِ قَطرَه دَم في سبيل الله و قَطره دَمعِهِ في سَوادِ اللَّيلِ لا يُريدُ بِها العَبدُ الاّ اللهَ عَزّوجلّ
هيچ قطرهاي نزد خدا محبوبتر از دو قطره نيست؛ قطرهي خوني كه در راه خدا ريخته شود، وقطرهي اشكي كه در تاريكي شب از چشم بندهاي براي خاطر خدا جاري گردد.
(بحار 100/ 10)
واحد پژوهش و تحقيق پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله العظمي صافي/ 1425هـجري قمري