خانوادهاي به وسعت ملكوت(به بهانهي سالروز نزول سوره هل اتي در شأن اهل بيت پيامبر، صلي الله عليه و آله)
هر دو بیمار شدند. فخر كائنات برای عیادت دو دردانه خویش به خانه علی ،علیهالسلام، شتافت.
پدر و مادر برای شفای دو جگر گوشهشان سه روز روزه نذر نمودند. فضّه هم شریك در نذر آنان شد. پس از عافیت آن دو طفل، همگی روزه گرفتند حتی حسن و حسین علیهما السلام.
در خانه برای افطار هیچ طعامی یافت نمیشد. پدر و مادر با هر مشقتی بود افطار روز اول را مهیا كردند. پنج قرص نان جو برای پنج روزهدار.
نماز مغرب را كه خواندند سفره انداختند. علی اولین لقمه را تا نزدیك دهان بالا برد اما... كُلُون خانه به صدا درآمد. مردی از آن سوی در میگفت: سلام بر خاندان محمد صلی الله علیه وآله، مسكینم و مسلمان، خدا شما را برسفرههای بهشتی اطعام فرماید، از آنچه میخورید به من هم بخورانید.
علی علیه السلام لقمه را در سفره نهاد. چشم بر چشمان مهربان فاطمه، سلام الله علیها، دوخت. فاطمه، سلام الله علیها، بیهیچ معطلی گفت: پسر عمو! ... امیدوارم هر زمان كه (نیازمندی را) از گرسنگی سیر میسازم، به نیكان و صالحان بپیوندم و در سایه شفاعت، وارد بهشت شوم.
و بعد پنج نان را به مسكین دادند و با آب افطار كردند. سحر هم آب بركت سفرهشان شد. فردا روز هر پنج نفر جانشان را با روزه سیراب كردند. پدر برای افطار روز دوم آرد جو تهیه كرد و مادر خمیر نان را ورز داد تا پنج گرده نان برای افطار بچهها تهیه كند. بعد از نماز مغرب سفره را گستراندند باز با اولین لقمه پدر كلون در به صدا بلند شد. یتیم بینوا درخواست لقمهای غذا داشت. نگاه علی، علیه السلام، بر چهرهی راضی فاطمه سلام الله علیها گره خورد. فاطمه گفت: من آن را به زودی و بیهیچ نگرانی به یتیم میدهم و (بدین وسیله خوشنودی) خدا را بر كسان خود، مقدم میدارم؛ آنان كه شیر بچههای من هستند، گرسنه گذراندهاند و كوچكترینشان در كربلا ناجوانمردانه كشته میشود. آنگاه پنج قرص نان را به یتیم هدیه داد. باز هم آب میهمان سفرهی افطار و سحر آنان گردید.
روز سوم نیز با هر زحمت و سختی بود، پنج قرص نان تدارك دیدند و در كنار سفره گردهم آمدند. بعد از نماز و قبر از اولین لقمه باز هم در به صدا در آمد. اسیری از مشركین با گوشه و كنایه گفت: ما اسیر شماییم، سخت میگیرید و غذایی به ما نمیدهید؟
این بار نیز گرسنگی مهمان این خاندان شد. فردا روز روزه نبودند اما دیگر حتی آن پنج قرص نان را هم نتوانستند مهیا سازند.
پیامبر صلی الله علیه وآله به خانه فاطمه سلام الله علیها آمد صورت دختر رنگ گرسنگی میداد. محمد از چهره آن چهار نفر دیگر نیز صدای گرسنگی را میشنید. پیامبر به علی گفت: اباالحسن از دیدن حال شما بسیار ناراحت هستم و سپس رو به آسمان كرد و گفت: خدایا! به فریاد رس!
جبرئیل فرود آمد و با قدحی از غذای آسمانی.
سپس فرشته وحی رو به پیامبر كرد و گفت: ای محمد! این را كه خداوند دربارهی خاندانت فرستاده است، بگیر.
... سپس آیات زیر را تلاوت فرمود:
... يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا ﴿7﴾ وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ﴿8﴾ إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا ﴿9﴾
آنها به نذر خود وفا ميكنند، و از روزي كه عذابش گسترده است ميترسند. (7) و غذاي (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير ميدهند. (8) (و ميگويند) ما شما را براي خدا اطعام ميكنيم و، هيچ پاداش و تشكري از شما نميخواهيم. (9)1
(برگرفته از روایت امام صادق علیه السلام / امالی الصدوق، ص212، ح11؛ بحار الانوار، ج35، ص237)
1- سوره انسان آیات 7 الی 9